3 دقیقه
قفسه یک سوپرمارکت را باز کنید و با یک همهگیری خاموش روبهرو میشوید. ردیفهایی از غذاها، میانوعدهها و نوشیدنیهای رنگارنگ و بستهبندیشده، به پسزمینه رژیم غذایی مدرن تبدیل شدهاند و یک مطالعه تازه نشان میدهد این محصولات فقط شکمها را پر نمیکنند، بلکه ممکن است تختهای بیمارستانی را هم پر کنند.
پژوهشگرانی که رژیم غذایی بزرگسالان کانادایی ۲۰ ساله و بالاتر را بررسی کردند، دریافتند غذاهای فوقفرآوریشده حدود ۴۳ درصد کالری روزانه را تشکیل میدهند. یعنی نزدیک به نیمی از آنچه مردم هر روز میخورند، از محصولاتی میآید که بیشتر برای طعم، راحتی مصرف و ماندگاری طولانی طراحی شدهاند، نه برای تغذیه سالم. کوچک. ارزان. همهجا.
اما پیامد آن کوچک نیست. این پژوهش، مصرف این غذاها را با ۲۳ تا ۳۸ درصد از تمام رویدادهای قلبی عروقی سالانه مرتبط میداند؛ بیماریهایی مانند بیماری عروق کرونر قلب و سکته مغزی. در اعداد خام، این یعنی سالانه حدود ۵۸,۲۰۰ تا ۹۶,۰۰۰ مورد جدید بیماری قلبی و سکته در کانادا و بین ۱۰,۶۰۰ تا ۱۷,۴۰۰ مرگ.
پژوهشگران فقط کالریها را نشمردند. آنها شبیهسازیهایی انجام دادند تا ببینند اگر جامعه متفاوت غذا بخورد چه رخ میدهد. یک سناریوی چشمگیر این بود: مصرف غذاهای فوقفرآوریشده به نصف کاهش یابد. نتیجه، فوری است. این مدل پیشبینی میکند که هر سال از ۵,۰۰۰ تا ۸,۳۰۰ مرگ جلوگیری میشود و ۲۷,۳۰۰ تا ۴۵,۹۰۰ مورد جدید بیماری قلبی عروقی رخ نخواهد داد.

نصف کردن مصرف غذاهای فوقفرآوریشده میتواند هر سال از هزاران مرگ جلوگیری کند.
اینها فقط انتخابهای شخصی در فهرست خرید خواربار نیستند. نویسندگان این مطالعه هشدار میدهند که اقلام فوقفرآوریشده اکنون چنان سهم بزرگی از سبد غذایی را تشکیل میدهند که توصیه فردی بهتنهایی تغییر معناداری ایجاد نخواهد کرد. آموزش و مشاوره کمک میکند. اما بدون تغییر در محیطهایی که مردم در آنها خرید میکنند، غذا میخورند و زندگی میکنند، پیشرفت کند خواهد بود.
پس تغییر معنادار چه شکلی دارد؟ پژوهشگران به سیاستهای ساختاری اشاره میکنند: مالیات بر محصولات ناسالم، برچسبهای روشن در جلوی بستهبندی، محدودیت تبلیغات برای کودکان و تعیین اهدافی برای بهبود کیفیت تغذیهای محصولاتی که شرکتهای غذایی تولید میکنند. اینها اهرمهایی هستند که بازارها را بازطراحی میکنند و گزینههای در دسترس میلیونها نفر را به سمت انتخابهای سالمتر سوق میدهند.
دلایلی وجود دارد که نشان میدهد یافتهها فراتر از کانادا نیز کاربرد دارند. الگوی مصرف بالای غذاهای فوقفرآوریشده در بسیاری از کشورهای پردرآمد آشناست. هر جا راحتی مصرف و مهندسی غذایی شرکتی با دسترسی گسترده ترکیب میشود، معمولا همان آسیبهای سلامت نیز به دنبال آن میآید.
این مطالعه در مجله آمریکایی پزشکی پیشگیرانه منتشر شده و به شواهد رو به رشدی اضافه میکند که نشان میدهد نظامهای غذایی یک مسئله سلامت عمومی هستند، نه صرفا یک موضوع شخصی. تغییر آنچه در نهایت در بشقاب قرار میگیرد، به چیزی بیش از نیت خوب نیاز دارد. این تغییر به سیاستگذاری، تحول در صنعت غذا و مهمتر از همه، اراده سیاسی نیازمند است.
در نهایت، اگر محصولی میتواند طوری مهندسی شود که مقاومت در برابر آن دشوار باشد، شاید بتوان آن را از رژیم غذایی روزانه ما نیز کنار زد. پرسش این است: آیا نهادهای قانونگذار و رأیدهندگان برای این تغییر فشار خواهند آورد؟
.avif)



نظر بگذارید
نظرات (3)
تو اورژانس دیدم مریضا با مشکلات قلبی میومدن و اغلب غذاهای آماده میخوردن، تجربم میگه سیاستگذاری واقعی لازمه، فقط نصیحت کافی نیست.
این آمار جدیه؟ نصف کردن مصرف خوبه ولی عملی شدنش سخته، صنایع و تبلیغات که ول نمیکنن. اصلا راه عملی چیه؟ 😕
وااای... اینقدر محصولات فوقفرآوری تو سبد خرید؟ شوکه شدم، واقعا ترسناکه. آموزش تنها کاری نیست، باید قانون و تغییر محیط باشه!