5 دقیقه
مادری در آکرا، معلمی بازنشسته در ورشو، کارگری در کارخانهای در ملبورن: احتمال روبهرو شدن آنها با سرطان در طول زندگی به شکل چشمگیری متفاوت است و این تفاوت تصادفی نیست. برآوردهای تازه بینالمللی تصویری روشن و هشداردهنده نشان میدهد که سرطان در کدام مناطق شدیدتر اثر خواهد گذاشت و چرا بخش بزرگی از این رنج قابل پیشگیری است.
پژوهشگران چگونه دهههای آینده را ترسیم کردند
گروههایی از انجمن سرطان آمریکا و آژانس بینالمللی پژوهش سرطان با استفاده از دادههای گلوبوکان ۲۰۲۴، تصویری جهانی از سرطان را کنار هم گذاشتند: میزان بروز و مرگومیر برای ۳۴ نوع سرطان در ۱۸۶ کشور. سپس پیشبینیهای جمعیتی ملی را به این دادهها افزودند تا روندها را تا سال ۲۰۵۰ برآورد کنند. پیام اصلی این است: در سال ۲۰۲۴ نزدیک به ۲۱ میلیون تشخیص جدید سرطان و حدود ۹.۸ میلیون مرگ ثبت میشود. تا سال ۲۰۵۰، موارد سالانه ممکن است به حدود ۳۴ میلیون برسد، یعنی افزایشی ۶۷ درصدی که کاملا ناشی از رشد جمعیت و سالمندی جوامع است.
سازوکار این پیشبینی به طرز تلخی ساده است و پیامدهای آن نگرانکننده. اگر هیچ چیز دیگری تغییر نکند، نه پیشگیری گسترده، نه دسترسی بهتر به تشخیص زودهنگام و درمان، محاسبه ساده افزایش جمعیت و پیرتر شدن جوامع تعداد موارد سرطان را بالاتر خواهد برد.
جایی که جغرافیا مرگ و زندگی را تعیین میکند
سرطان یک همهگیری جهانی یکدست نیست؛ بلکه مجموعهای از بحرانهای منطقهای است. میزان بروز سرطان در میان مناطق مختلف حدود چهار تا پنج برابر تفاوت دارد؛ بالاترین نرخها در استرالیا و نیوزیلند و پایینترین نرخها در بخشهایی از آفریقا و جنوب آسیای مرکزی دیده میشود. تفاوتهای مرگومیر کمتر است، اما همچنان بزرگ محسوب میشود، حدود دو برابر، و در میان مردان اروپای شرقی و زنان ملانزی به اوج میرسد.
سرطان ریه در سراسر جهان هم در جدول تشخیص و هم در جدول مرگومیر در صدر قرار دارد که عمدتا به مصرف دخانیات مربوط است: حدود ۲.۶ میلیون مورد جدید و ۱.۹ میلیون مرگ در سال ۲۰۲۴. سرطان پستان دومین سرطان شایع است، با حدود ۲.۴ میلیون مورد جدید و ۶۹۴ هزار مرگ، و همچنان در میان زنان از نظر بروز و مرگومیر، سرطان پیشتاز به شمار میرود.
اما اعداد به تنهایی نابرابریها را پنهان میکنند. به این نمونه توجه کنید: زنان در غرب آفریقا با حدود نیمی از میزان بروز سرطان پستان در استرالیا و نیوزیلند روبهرو هستند، اما احتمال مرگ آنها بر اثر این بیماری دو برابر است. این شکاف از زیستشناسی ناشی نمیشود. ریشه آن در دسترسی به تشخیص بهموقع، درمان مؤثر و ظرفیت نظام سلامت است.
از دیگر عوامل مهم مرگومیر جهانی میتوان به سرطان روده بزرگ و راستروده، با بیش از ۲ میلیون مورد و ۹۱۸ هزار مرگ، سرطان کبد، با ۸۴۳ هزار مورد و ۷۳۲ هزار مرگ، سرطان پروستات، با ۱.۵ میلیون مورد و ۴۲۰ هزار مرگ، سرطان معده، با حدود ۹۸۰ هزار مورد و ۶۴۲ هزار مرگ، سرطان لوزالمعده، با ۴۹۱ هزار مرگ، و سرطان تیروئید اشاره کرد که نزدیک به ۱ میلیون تشخیص را شامل میشود.

انجمن سرطان آمریکا تازهترین آمار جهانی سرطان را گزارش میکند.
پیشگیری تنها اهرمی است که محاسبات را تغییر میدهد
نویسندگان گزارش بر نکتهای روشن تأکید میکنند: بخش بزرگی از مرگهای ناشی از سرطان قابل پیشگیری است. کنترل مصرف دخانیات، واکسیناسیون در برابر عفونتهای سرطانزا مانند ویروس پاپیلومای انسانی و هپاتیت ب، کاهش مصرف زیانآور الکل، رژیم غذایی و وزن بدنی سالمتر، و فعالیت بدنی منظم همگی اهرمهایی اثباتشده هستند. تشخیص زودهنگام و درمان سریع نیز لایه مهم دیگری از مرگهای قابل پیشگیری را کاهش میدهد.
این موضوع در عمل چه معنایی دارد؟ یعنی برای بسیاری از کشورها، گسترش برنامههای واکسیناسیون، توسعه غربالگری در موارد مناسب، و تقویت مراقبتهای اولیه میتواند طی یک نسل به کاهش قابل اندازهگیری مرگومیر منجر شود. همچنین به معنای مقابله با نابرابریهاست: زیستشناسی یکسان تومور، بسته به محل زندگی فرد، نتایج متفاوتی رقم میزند.
اولویتهای عملی
- شتاب دادن به ترک دخانیات و اجرای سیاستهای محیطهای بدون دود.
- گسترش واکسیناسیون ویروس پاپیلومای انسانی و غربالگری دهانه رحم در مناطقی که پوشش پایین است.
- سرمایهگذاری در ظرفیت تشخیص و درمان بهموقع، مقرونبهصرفه و در دسترس.
- ترویج مداخلات جمعیتی برای کنترل چاقی، مصرف الکل و عفونتها.
اینها مداخلات سلامت عمومی هستند که هم بازده اقتصادی دارند و هم ارزش اخلاقی: پیشگیری از سرطان یا تشخیص آن در مراحل اولیه، بار انسانی، اجتماعی و مالی بیماری را کاهش میدهد.
دیدگاه کارشناس
دکتر النا پارک، همهگیرشناس جهانی سرطانشناسی، میگوید: «دادهها نشان میدهند منابع محدود را باید کجا متمرکز کرد. در محیطهای کمبرخوردار، بیشترین دستاورد از واکسنها، غربالگری پایه و اطمینان از این حاصل میشود که تشخیص به سرعت به درمان منجر شود. این راهکارها پرزرقوبرق نیستند، اما جان انسانها را نجات میدهند. و انجامپذیرند.»
نکته او بر یک واقعیت عملگرایانه تأکید دارد: ابزارهای لازم برای تغییر مسیر روندها هماکنون وجود دارند. چالش اصلی، رساندن عادلانه و گسترده آنها به مردم است.
نتیجهگیری
افزایش پیشروی موارد سرطان تا حد زیادی قابل پیشبینی است. سالمندی و رشد جمعیت تعداد موارد را بالا میبرد، اما نباید سرنوشت مرگهای غیرضروری را قطعی کند. تحلیل انجمن سرطان آمریکا و آژانس بینالمللی پژوهش سرطان، فراخوانی برای اقدام است؛ یادآوری این که پیشگیری، تشخیص زودهنگام و دسترسی همگانی به درمان میتواند پیشبینی آینده را بازنویسی کند. سیاستگذاران با یک انتخاب روبهرو هستند: برای باری سنگینتر آماده شوند یا همین حالا سرمایهگذاری کنند تا از بخش بزرگی از آن جلوگیری شود.
علم نقشه راه را در اختیار ما گذاشته است. آنچه باقی میماند اجرا، اراده سیاسی و تعهد به این اصل است که محل تولد نباید تعیین کند آیا فرد از سرطان جان سالم به در میبرد یا نه.
.avif)




نظر بگذارید
نظرات (4)
یه خالهام تو غرب آفریقا فوت کرد چون درمان در دسترس نبود؛ اعداد این مقاله رو ملموس میکنه. دردناکه 😔 باید منابع عادلانه تقسیم بشه
صحبت از پیشگیری خوبه ولی متن خیلی روی راهحلای ایدهآل مانور میده. اجرای واکسیناسیون و غربالگری سختتره، هزینه و فرهنگ، مسئلهست
این پیشبینیها تا چه حد قابل اعتمادن؟ دادهها رو از گلوبوکان گرفتن، ولی کیفیت آمار در بعضی کشورها خیلی متفاوته... نگرانم
این آمارها وحشتناکن اما غافلگیرکننده نیست. راهکارها روشنه، مشکل اجرا و پوله، نه علم. کاش سیاستمدارا جدی بگیرن، جانها نجات پیدا میکنه