6 دقیقه
چشم را مثل شهری کوچک تصور کنید. خیابانها، رفتوآمد، پسماندها. حالا تصور کنید بالاخره کوچه پشتیای را پیدا کردهایم که این شهر از آن برای بیرون بردن زبالههایش استفاده میکند.
پژوهشگران یک مسیر زهکشی ناشناخته در پشت چشم شناسایی کردهاند که ممکن است به دفع مایع، مواد زائد متابولیک و مواد التهابی کمک کند.
برای دههها در چشمپزشکی این تصور سرسختانه وجود داشت که چشم فاقد یک سیستم لنفاوی متعارف است. با توجه به فعالیت بسیار بالای شبکیه، این دیدگاه چندان منطقی به نظر نمیرسید. سلولهای شبکیه بیوقفه انرژی مصرف میکنند و پیوسته محصولات جانبی متابولیک تولید میکنند. پرسش این بود که این پسماندها به کجا میروند؟
مسیر پنهانی که آشکار شد
تیمهایی از دانشگاه بریتیش کلمبیا و دانشگاه تورنتو ردیابهای فلورسنت را دنبال کردند و خروج آنها از چشم را زیر نظر گرفتند. نتیجه، نقشهای از مسیری بود که پیشتر شناخته نشده بود: خروج لنفاوی خلفی چشم، با سرواژه «پولو». به نظر میرسد رگهای لنفاوی کوچک درون مشیمیه، یعنی لایه عروقی زیر شبکیه، امتداد پیدا میکنند و چشم را در عرض چند دقیقه به گرههای لنفاوی منطقهای متصل میسازند.

برش عرضی چشم که مسیر پولو را به رنگ سبز درون مشیمیه به رنگ قرمز نشان میدهد؛ مشیمیه یک لایه عروقی در پشت شبکیه به رنگ زرد است.
اهمیت این یافته در آن است که تجمع مایع، پروتئینها و بقایای التهابی پشت شبکیه از نشانههای اصلی علتهای مهم کاهش بینایی، از جمله گلوکوم یا آبسیاه و دژنراسیون ماکولای وابسته به سن است. تنها در کانادا، دژنراسیون ماکولای وابسته به سن حدود ۲.۵ میلیون نفر را درگیر کرده است.
این کشف، نگاه دانشمندان به تعادل مایعات چشم را بازتعریف میکند. دکتر نیرو گوپتا، رئیس بخش چشمپزشکی و علوم بینایی دانشگاه بریتیش کلمبیا، گفت: «شبکیه یکی از فعالترین بخشهای بدن از نظر متابولیکی است و به طور مداوم محصولات جانبی تولید میکند که باید پاکسازی شوند. این کشف کمک میکند توضیح دهیم چشم چگونه این پسماندها را دفع میکند و نوید میدهد که شیوه فکر کردن و درمان طیفی از بیماریهای چشمی را متحول سازد.»
آنها چگونه جریان را ردیابی کردند
این پژوهش چند روش تصویربرداری را با هم ترکیب کرد. پژوهشگران ردیابهای فلورسنت بسیار ریزی را به فضای پشت چشم موشها تزریق کردند و سپس حرکت آنها را با تصویربرداری تشدید مغناطیسی، تصویربرداری فلورسانس نزدیک به فروسرخ و تحلیل میکروسکوپی بافت دنبال کردند. ردیابها از ناحیه زیر شبکیه وارد کانالهای لنفاوی مشیمیه و سپس بافتهای کاسه چشمی اطراف شدند و به سرعت به گرههای لنفاوی تخلیهکننده رسیدند.

یک ردیاب فلورسنت به رنگ قرمز از یکی از مسیرهای لنفاوی تازه کشفشده به رنگ سبز عبور میکند.
از آنجا که آموزشهای کلاسیک بیان میکردند رگهای لنفاوی مشیمیه وجود ندارند، تیم پژوهش به عمد چندین روش را روی هم به کار گرفت تا هم ریختشناسی و هم کارکرد این مسیر را تأیید کند. تصاویر نشان دادند که این رگها مایع را از چشم دور میکنند و موضوع فقط انتشار غیرفعال در بافت نیست. کارکرد اهمیت دارد. رگی که پسماند و مواد ایمنی را جابهجا میکند، از نظر زیستی نقش کاملا متفاوتی در بدن دارد.
چرا این یافته میتواند راهبردهای درمانی را تغییر دهد
بسیاری از درمانهای موجود برای بیماریهای شبکیه بر کاهش تجمع مایع یا تعدیل التهاب تمرکز دارند. نقشه تازه، رویکردی جایگزین یا مکمل را پیشنهاد میکند: تقویت سازوکارهای پاکسازی طبیعی خود چشم. اگر پزشکان بتوانند مسیر پولو را به شکل ایمن باز کنند، تحریک کنند یا عملکرد آن را تقلید کنند، ممکن است حذف پروتئینهای اضافی و بقایای التهابی با کارایی بیشتری انجام شود و در نتیجه آسیب بافتی کند یا حتی پیشگیری شود.
این موضوع میتواند بر رساندن دارو به چشم نیز اثر بگذارد. رساندن درمانها به پشت چشم همچنان یکی از چالشهای پایدار چشمپزشکی است. شناخت ارتباطات لنفاوی ممکن است مسیرهای هدفمندی را فراهم کند که توزیع یا پاکسازی درمانها را بهبود میبخشند و این میتواند راهبردهای دوزدهی برای داروهای ضد فاکتور رشد اندوتلیال عروقی، استروئیدها یا زیستداروهای آینده را تغییر دهد.
دکتر گوپتا گفت: «این یافته چارچوبی کاملا تازه برای فهم این بیماریها و یک هدف بالقوه برای درمانها در اختیار ما میگذارد. اکنون پرسش این است که چگونه میتوانیم این سیستم پاکسازی را تقویت کنیم یا از آن برای درمان و حتی پیشگیری از بیماری بهره ببریم.»
زمینه علمی و پرسشهای باقیمانده
از نظر تاریخی، فرضی نزدیک به یک قرن وجود داشته است که چشم تا حد زیادی به روی گردش لنفاوی بسته است. این دیدگاه در سال ۲۰۰۹ شروع به ترک برداشتن کرد؛ زمانی که گوپتا و همکارش ینی یوجل یک مسیر زهکشی مرتبط با لنف را در بخش جلویی چشم شناسایی کردند که مسیر یووئولنفاتیک نام گرفت. مسیر تازه پولو به بخش پشتی چشم مربوط است؛ جایی که چندین بیماری شدید منجر به کاهش بینایی از همانجا آغاز میشوند.
البته نکات احتیاطی مهمی باقی مانده است. این مشاهدات از مدلهای موشی به دست آمدهاند. پژوهشگران باید تأیید کنند که آیا این مسیر در انسان نیز وجود دارد و به شکل مشابه عمل میکند یا نه. همچنین باید مشخص کنند که دستکاری آن ایمن است. مداخله در جریان لنفاوی ممکن است به شکلهای غیرمنتظره بر فشار داخل چشم، پاسخهای ایمنی موضعی یا تعادل پایدار بافتی اثر بگذارد.
دکتر یوجل، مدیر آسیبشناسی چشمی در دانشگاه تورنتو، بر غیرمنتظره بودن این یافته تأکید کرد: «برای ما شگفتآور بود که چنین مسیر مستقیمی را برای خروج مایع از چشم و ارتباط آن با سیستم لنفاوی ببینیم. این موضوع نشان میدهد بخش پشتی چشم یک مسیر پاکسازی فعال دارد که میتواند در حذف مایع، پروتئینها و مواد التهابی تجمعیافته در بیماری نقش مهمی داشته باشد.»
دیدگاه کارشناس
دکتر ماریا آلوارز، پژوهشگر و پزشک متخصص شبکیه که در این مطالعه مشارکت نداشته است، گفت: «این کشف یک تغییر الگو در فیزیولوژی چشم است. شناسایی یک مجرای لنفاوی در مشیمیه، امکانهای تازهای برای تشخیص و درمان ایجاد میکند. اما انتقال این یافته به کاربرد بالینی نیازمند مطالعه دقیق بافت انسانی و آزمایشهای کارکردی بلندمدت است.»
ترجمه بالینی این کشف میتواند شامل نشانگرهای تصویربرداری برای تشخیص اختلال در پاکسازی، عوامل دارویی برای تقویت انتقال لنفاوی یا رویکردهای مبتنی بر ابزار برای تسهیل خروج مایع باشد. هر گزینه به آزمونهای سختگیرانه ایمنی و درکی روشن از تعامل پویاییهای لنفاوی با فشار داخل چشم و پایش ایمنی نیاز دارد.
نتیجهگیری
مسیر پولو بخشی از کالبدشناسی چشم را بازنویسی میکند، زیرا پسماند متابولیک شبکیه را به شبکه لنفاوی بدن پیوند میدهد. این یافته فقط یک خلأ کتابهای درسی را پر نمیکند. بلکه مسیرهای تازهای را برای درمان گلوکوم، دژنراسیون ماکولا و دیگر بیماریهای شبکیه پیشنهاد میدهد که همگی با مسئله تجمع مواد و التهاب درگیرند. گامهای بعدی جنبه انتقالی دارند: تأیید این مسیر در انسان، اندازهگیری تغییرات آن با افزایش سن و بیماری، و آزمایش مداخلاتی که میتوانند سیستم پاکسازی طبیعی چشم را تقویت کنند. برای بیماران و دانشمندان، این کشف یک معمای دیرینه را به مجموعهای از پرسشهای قابل پیگیری تبدیل میکند.
.avif)





نظر بگذارید
نظرات (5)
خوبه ولی یه کم هاپک به نظر میاد، رسانه ها ممکنه زود جنجال کنن قبل از تایید کامل. اول تحقیقات انسانی، بعد هیاهو 😉
تو کار تصویربرداری یه کم تجربه دارم، دیدن کانالای مخفی اینجوری غیرمنتظره ست. اگه قابل کنترل باشه کلی راه درمان باز میشه. ولی کار آسون نیست
جالبه ولی این واقعاً تو انسان هم هست یا فقط تو موش؟ آزمایشهای بافت انسانی و ایمنی لازمه، ممکنه عوارض هم داشته باشه؟
منطق داره، با توجه به متابولیسم بالای شبکیه. اما کلی سوال فنی مونده، مدل موشی به آدم نزدیک نیست انگار
واااای، چشم مثل شهر؟ فکرشم نمیکردم! اگه این راه پاکسازی واقعاً کار کنه کلی امیدواریه ولی خب باید ببینیم تو انسان هم هست یا نه