4 دقیقه
لحظهای بود که هیاهوی پیرامون اودیسه نزدیک بود خود فیلم را تحتالشعاع قرار دهد. الیوت پیج تصمیم گرفت حرف بزند؛ نه درباره خشم و جنجالهای آنلاین، بلکه درباره کار. کوتاه، مستقیم و انسانی.
پیج که پس از فیلم تلقین محصول ۲۰۱۰ دوباره با کریستوفر نولان همکاری میکند، در برنامه دیلی شو با دی.سی. لیدی درباره نقش خود صحبت کرد و نگاهی آرام و مبتنی بر هنر بازیگری ارائه داد؛ نگاهی که از تیترهای قابل پیشبینی فاصله میگرفت. وقتی وظیفه، خدمت به روایت است، چرا باید روی حاشیه و خشم تمرکز کرد؟ پاسخ او ظاهرا همین بود.
نقشی که او بازی میکند، سینون، شخصیتی از اودیسه هومر نیست. این شخصیت قرنها بعد در انهاید ویرژیل معرفی شد. همین جزئیات برای پیج اهمیت داشت. وقتی نولان او را به پروژه دعوت کرد، گفتوگوهایشان حول یک ایده میچرخید: سینون بهعنوان آینهای برای اودیسئوس؛ راهی برای به تصویر کشیدن پیامدهای جنگ، تبعات خشونت و ویرانی انسانی که بر جا میماند. صحنههایی کوتاه، اما با معنایی بزرگ.
فقط ترولهای اینترنتی نبودند که واکنش نشان دادند. برخی چهرههای محافظهکار و حتی ایلان ماسک، بهطور علنی از انتخابهای نولان در بازیگری انتقاد کردند و پیشنهاد دادند با استفاده از هوش مصنوعی نسخهای «دقیق از نظر تاریخی» بسازند. موج واکنشها بلندتر شد. پیج پس از انتخابش با حملات ترنسهراسانه روبهرو شد. اما مسیر دیگری را برگزید: تمرکز بر همان چند دقیقه حضور مقابل دوربین و تلاش برای اثرگذار کردن آن.

آیا مضطرب بود؟ قطعا. خودش هم این را پذیرفت. به گفته او، این اضطراب سازنده بود؛ از آن نوع که اجرا را تیزتر میکند، نه اینکه بازیگر را فلج کند. این فشار با هیجان همراه بود. هدف روشن بود: بخشیدن حقیقت به نقش، توجیه کردن هر ثانیه حضور روی پرده و راضی کردن نولان؛ فیلمسازی که پیج استانداردهای هنری او را کمیاب و بسیار دقیق توصیف کرد.
روند تولید نیز گاهی طاقتفرسا بود. آبوهوا و دماهای شدید، بازیگران و عوامل را تحت فشار قرار داد. پیج اشاره کرد که از یک مزیت نسبی برخوردار بوده است؛ بزرگ شدن در اقلیم سرد کانادا باعث شد بخشی از شرایط دشوار برایش قابل تحملتر باشد. با این حال، او میدید همکارانش چه برنامه سخت و فرسایندهای را تحمل میکنند و از خود میپرسید چطور ادامه میدهند. او صحنههایش را در اوایل فیلمبرداری گرفت، بعدها برای کارهای پایانی بازگشت و از نزدیک دید که فیلمسازی در این مقیاس چه استقامتی میطلبد.
اودیسه از هیچ نظر فیلم کوچکی نیست. گروه بازیگران آن شبیه فهرستی از نامهای شاخص سینمای معاصر است: مت دیمون، تام هالند، ان هتوی، رابرت پتینسون، لوپیتا نیونگو، زندیا، جان لگویزامو، سامانتا مورتون، شارلیز ترون، جان برنتال و هیمش پاتل، در کنار بازیگران دیگر. مخاطبان نیز در گیشه پاسخ دادند. فیلم افتتاحیه داخلی ۱۲۴.۵ میلیون دلاری را ثبت کرد و فروش جهانیاش از ۳۰۰ میلیون دلار عبور کرده است؛ آن هم با عملکرد قدرتمند در بازارهای بینالمللی. پیشبینیهای اولیه حتی انتظار یک آخر هفته موفق دیگر را دارند، بهویژه به دلیل رقابت مستقیم محدود.
یکی از انتخابهای فنی به بخشی از روایت پیرامون فیلم تبدیل شده است: نولان اودیسه را با آیمکس ۷۰ میلیمتری فیلمبرداری کرد. این تصمیمی کلاسیک، ملموس و مبتنی بر تجربه سینمایی بود که در تقاضای بلیت نتیجه داد؛ بهخصوص در شهرهای بزرگ که نمایشهای آیمکس بهسرعت فروخته شدند. فیلم بهمثابه رویداد. فیلم بهمثابه تجربه. مردم آمدهاند تا آن را همانگونه ببینند که ساخته شده است.
پس بحث انتخاب بازیگر و واکنشهای منفی در نهایت به کجا میرسد؟ برای پیج، مسئله به هنر بازیگری و زمینه روایت برمیگردد. برای تماشاگران، ظاهرا موضوع این است که آنچه روی پرده دیده میشود مهمتر از فریادهایی است که از حاشیه شنیده میشود. فیلم در بزرگترین قالبی که نولان میتوانست برپا کند، همچنان حرف خود را خواهد زد؛ پرسش اکنون این است که آیا سر و صدا میتواند در برابر داستانی که مردم میخواهند تماشا کنند، خاموش شود یا نه.
.avif)




نظر بگذارید
نظرات (3)
نکته جالب: پیج روی نقش و روایت متمرکز شد، نه حاشیه. نولان هم دنبال تجربهس، نه کلیک شکار کردن. امیدوارم فیلم حقش ادا شه، واقعاً.
آیا واقعاً این همه جنجال میتونه جلوی تجربه سینما رو بگیره؟ نولان آیمکس زده، مردم میرن ببینن یا فریادها ادامه داره؟
وااای... انتظار نداشتم پیج اینقدر حرفهای جواب بده، حرفش درباره کار بود نه حاشیه، خوشم اومد ولی هنوز شلوغه تو شبکه ها