شنل حرارتی سه بعدی که دوربین فروسرخ را فریب می دهد

پژوهشگران با ساخت شنل حرارتی سه‌بعدی از آلومینیوم و لاستیک، مسیر گرما را دور اجسام هدایت کرده‌اند تا امضای حرارتی آن‌ها از دید دوربین‌های فروسرخ پنهان بماند.

.6 دیدگاه
شنل حرارتی سه بعدی که دوربین فروسرخ را فریب می دهد

7 دقیقه

دنبال کردن در گوگل

زیر دوربین فروسرخ، یک سرِ پیکرتراشی‌شده باید مانند چراغی گرم بدرخشد. اما در اینجا گرما طوری از اطراف آن عبور می‌کند که گویی اصلا جسمی وجود ندارد. نتیجه تقریبا شگفت‌آور است: نقشه‌ای دمایی که درست در جایی که یک شکل قرار دارد، تخت و بی‌اختلال دیده می‌شود.

این تصویر، اثبات بصری نوع تازه‌ای از شنل حرارتی است که پژوهشگران دانشگاه ایلینوی اربانا شمپین با همکاری دانشگاه فنی دانمارک توسعه داده‌اند. این یک ترفند جادویی نیست. با مهندسی دقیق، جریان گرما در سه بعد کنترل و شکل‌دهی شده است تا بتواند اجسام پیچیده را تقریبا از هر جهت، از دید آشکارسازی فروسرخ پنهان کند.

شنل چگونه گرما را از اطراف جسم عبور می‌دهد

گرما را مانند جمعیتی تصور کنید که در یک راهرو حرکت می‌کند. اگر مانعی در مسیر قرار دهید، جمعیت دوشاخه می‌شود، می‌چرخد و کند می‌شود. این شنل به گرما یاد می‌دهد مسیر دیگری را انتخاب کند، جریان را دور ناحیه محافظت‌شده منحرف می‌کند و سپس آن را پس از مانع به‌نرمی دوباره به هم پیوند می‌دهد. برای دوربین فروسرخِ ناظر، میدان دمایی بیرون شنل دست‌نخورده به نظر می‌رسد. جسم پنهان‌شده هیچ ردپای حرارتی آشکاری از خود باقی نمی‌گذارد.

مهندسان دانشگاه ایلینوی یک ابزار پنهان‌ساز هیبریدی از آلومینیوم و لاستیک، ساخته‌شده با چاپ سه‌بعدی، معرفی کرده‌اند که با هدایت گرما به اطراف جسم، امضای حرارتی آن را مسدود می‌کند و آن را برای دوربین‌های فروسرخ نامرئی می‌سازد.

این روش بر پایه ترموتیک تبدیلی بنا شده است؛ یک چارچوب ریاضی که مشخص می‌کند گرما باید چگونه حرکت کند تا الگوی دمایی بیرونی بدون تغییر باقی بماند. چالش اصلی، عملی است: چگونه می‌توان ماده‌ای ساخت که مسیرهای داخلی آن، گرما را دقیقا مطابق آنچه معادلات می‌خواهند وادار به حرکت کند؟ در اینجا تیم پژوهشی از هندسه به‌عنوان ابزار خود استفاده کرد. آن‌ها به‌جای تکیه بر مواد عجیب و کمیاب، یک شبکه آلومینیومی چاپ‌شده سه‌بعدی را با یک پرکننده شبیه لاستیک ترکیب کردند. آلومینیوم مسیرهای سریع و جهت‌دار برای انتقال گرما فراهم می‌کند. لاستیک جریان را کند می‌کند. با تغییر هندسه شبکه در سه بعد، آن‌ها رسانایی‌های حرارتی محلی و ناهمسانگردی‌ها را تنظیم کردند و به شنل این امکان را دادند که مانند نمونه ایده‌آل نظری رفتار کند.

این ترکیب مواد، دو کار را هم‌زمان انجام می‌دهد. نخست، نواحی‌ای ایجاد می‌کند که گرما را با سرعت در راستاهای ترجیحی هدایت می‌کنند. دوم، نواحی عایقی می‌سازد که انتقال حرارت را مسدود یا به تأخیر می‌اندازند. تعامل میان این نواحی، جریان کلی گرما را طوری شکل می‌دهد که از کنار حجم پنهان عبور کند. در آزمایش‌های آزمایشگاهی، تیم پژوهشی شنل را میان صفحات گرم و سرد قرار داد و با دوربین فروسرخ مشاهده کرد که گرادیان حرارتی چگونه از دستگاه عبور می‌کند. الگوی بیرون فضای محافظت‌شده به‌شکلی چشمگیر شبیه حالت پایه بدون شنل باقی ماند. در داخل، دماها پایدار ماندند و از حدهای شدید گرما و سرما عایق شدند.

چرا عملکرد همه‌جهته اهمیت دارد

شنل‌های حرارتی که پیش‌تر به‌صورت تجربی ساخته شده بودند، فقط در شرایط محدود کار می‌کردند. بسیاری از آن‌ها اساسا دوبعدی بودند یا برای گرمایی طراحی شده بودند که از یک جهت ترجیحی وارد می‌شود. کافی بود زاویه ورود گرما تغییر کند تا استتار از کار بیفتد. این محدودیت برای کاربردهای واقعی بسیار جدی است. منابع گرما به‌ندرت ثابت هستند. حرکت می‌کنند. نوسان دارند. از چندین سمت می‌آیند.

در مقابل، دستگاه ایلینوی و دانمارک همه‌جهته است. طراحی شبکه، پیچیدگی فضایی لازم را فراهم می‌کند تا گرما را صرف‌نظر از جهت ورود آن هدایت کند. پژوهشگران پنهان‌سازی شکل‌های نامنظم و سه‌بعدی، از جمله فرم‌های دقیقی را که سر انسان را شبیه‌سازی می‌کنند، نشان دادند. این آزمایش‌ها مهم‌اند، زیرا نشان می‌دهند شنل می‌تواند با پیچیدگی هندسی واقعی کنار بیاید، نه فقط با کره‌ها یا استوانه‌های ایده‌آل که برای محیط آزمایشگاه ساخته شده‌اند.

کاربردها فوری و عملی هستند. در الکترونیک، ریزتراشه‌ها و قطعات دیگر ممکن است هنگام ایجاد نقاط داغ موضعی دچار خرابی شوند. منحرف کردن گرما از بخش‌های آسیب‌پذیر بدون افزودن موانع حرارتی حجیم، می‌تواند قابلیت اطمینان و تراکم قطعات را افزایش دهد. در محیط‌های سخت، ابزارهای حساس را می‌توان بدون جداسازی فیزیکی کامل، از دماهای شدید بیرونی محافظت کرد. بخش‌های امنیتی و دفاعی نیز بی‌تردید به این فناوری توجه خواهند کرد: کاهش امضای حرارتی می‌تواند افراد یا ماشین‌ها را برای پایش فروسرخ کمتر قابل مشاهده کند. این موضوع، در کنار پرسش‌های فنی، پرسش‌های اخلاقی و مقرراتی نیز به همراه دارد. این تکنیک ابزاری برای کنترل حرارت است و ابزارها می‌توانند برای اهداف گوناگون به کار روند.

مهندسی شبکه: مواد و ساخت

پژوهشگران برای تحقق این طراحی از دو ماده متضاد استفاده کردند. شبکه آلومینیومی با هندسه‌ای دقیق چاپ شد تا مسیرهای رسانا با مسیرهای حرارتی مورد نظر هم‌راستا باشند. سپس فضاهای خالی میان شبکه با یک پلیمر لاستیکی پر شد که رسانای ضعیف‌تری برای گرماست. این کنار هم قرار گرفتن مواد، رسانایی حرارتی ناهمسانگرد و متغیر در فضا ایجاد می‌کند، بی‌آنکه به ترکیبات پیچیده یا بسیار گران‌قیمت نیاز باشد.

فرایند ساخت نیز محدودیت‌های خاص خود را دارد. مقاومت تماس حرارتی در فصل مشترک‌ها، نقص‌های ریزمقیاس چاپ و پیرشدگی مواد می‌توانند عملکرد را تغییر دهند. تیم پژوهشی این عوامل را هم در شبیه‌سازی و هم در آزمایش در نظر گرفت، اما گسترش این فناوری به ابعاد بزرگ‌تر به کار بیشتری نیاز دارد. آیا چنین شنل‌هایی می‌توانند در فضای فشرده داخل یک برد مدار چاپی ادغام شوند؟ آیا می‌توان آن‌ها را آن‌قدر نازک ساخت که در محموله‌های هوافضایی جا بگیرند؟ این‌ها پرسش‌های مهندسی هستند که اکنون روی میز قرار دارند.

دیدگاه کارشناس

دکتر ماریا چن، مهندس سامانه‌های حرارتی که در این مطالعه نقشی نداشته است، می‌گوید: «این کار گامی معتبر از نسخه‌های نظری به‌سوی دستگاه‌های قابل ساخت است. آنچه آن را کاربردی می‌کند، ترکیب ساخت‌پذیری با عملکرد مستقل از جهت است. این دستاورد، شنل حرارتی را از مرحله نمایش آزمایشگاهی به آستانه به‌کارگیری در سامانه‌های واقعی می‌رساند. میان اندازه، وزن و پهنای باند پنهان‌سازی مصالحه‌هایی وجود خواهد داشت، اما اصل ایده پایدار و قابل اتکاست.»

دکتر چن نکته‌ای کاربردی نیز اضافه می‌کند: «مدیریت فعال گرما مرز بعدی است. شنل‌های غیرفعال مانند این نمونه امیدبخش‌اند، اما ادغام حسگرها و کنترل تطبیقی می‌تواند به دستگاه اجازه دهد هم گرمای تولیدشده در داخل و هم شارهای بیرونی را مدیریت کند. این کار دامنه کاربردها را به‌طور چشمگیری گسترش می‌دهد.»

مسیرهای آینده و محدودیت‌ها

شنل کنونی برای منحرف کردن گرمایی بهینه شده است که از درون یا روی آن عبور می‌کند. پنهان کردن اجسامی که خودشان گرما تولید می‌کنند دشوارتر است. دستگاهی که فقط شار بیرونی را تغییر مسیر می‌دهد، در نهایت اجازه می‌دهد انرژی تولیدشده در داخل انباشته شود و منبع پنهان را آشکار کند. حل این مسئله به شنل‌های فعال یا چندکاره نیاز دارد که بتوانند گرما را به‌صورت پویا حس، بازتوزیع یا حذف کنند. شنلی را تصور کنید که در صورت نیاز گرمای اضافی را به یک گرماگیر منتقل کند، یا در پاسخ به شبکه‌ای از حسگرها مسیرهای داخلی خود را بازآرایی کند. این‌ها از قابلیت‌هایی هستند که تیم پژوهشی قصد دارد در گام بعدی بررسی کند.

پرسش‌هایی درباره مقیاس و انتخاب مواد نیز وجود دارد. آلومینیوم و لاستیک برای نمایش آزمایشگاهی خوب عمل می‌کنند، اما کاربردهای تخصصی ممکن است به سرامیک‌ها، کامپوزیت‌ها یا مواد تغییر فازدهنده نیاز داشته باشند. ابزارهای طراحی محاسباتی که برای ترموتیک تبدیلی تنظیم شده‌اند، به‌اندازه کافی انعطاف‌پذیرند تا اجزای سازنده متفاوت را بپذیرند. همین ویژگی به مهندسان امکان می‌دهد هنگام تطبیق این مفهوم با الکترونیک، هوافضا یا تجهیزات میدانی، گزینه‌های متنوعی در اختیار داشته باشند.

جمع‌بندی

تیم‌های ایلینوی و دانمارک، شنل حرارتی را از ترفندهای تخت و تک‌جهته به‌سوی دستگاه‌های سه‌بعدی و کاربردی برده‌اند که شکل‌های پیچیده را از دید دوربین‌های فروسرخ پنهان می‌کنند. این رویکرد، طراحی ریاضی، کنترل هندسی و مواد متداول را با هم ترکیب می‌کند تا گرما را با دقت هدایت کند. کاربردهای نزدیک آن احتمالا در مدیریت حرارتی تجهیزات الکترونیکی و هر حوزه‌ای خواهد بود که به کنترل یا پنهان‌سازی گرما نیاز دارد. در بلندمدت، شنل‌های فعال و تطبیقی می‌توانند کاری فراتر از پنهان‌سازی انجام دهند: آن‌ها می‌توانند مدیریت کنند گرما کجا جمع شود و چگونه از یک حجم محافظت‌شده خارج شود. این توانایی دوگانه، نگاه مهندسان به دما را هم به‌عنوان یک منبع و هم به‌عنوان یک سیگنال تغییر خواهد داد.

نگار بابایی
من نگارم، عاشق آسمون و کشف ناشناخته‌ها! اگر مثل من از دیدن تلسکوپ و کهکشان‌ها ذوق‌زده می‌شی، مطالب من رو از دست نده!

نظر بگذارید

نظرات (6)

اتو_ر

جذاب و هوشمندانه، ولی یه کم هایپ شده به نظر میاد؛ علاوه بر چالش فنی، مسائل اخلاقی و امنیتی هم هست، مواظب باشن 🤔

پمپزون

خلاصه: ترکیب هندسه و مواد معمولی برای کنترل حرارت؛ قدم مهمیه ولی هنوز سوالای مقیاس، دوام و تماس حرارتی باقیه

مهران

من تو طراحی برد با نقاط داغ سروکار داشتم، اگه بتونن گرما رو اینجوری منحرف کنن، خیلی مشکلای عمر مفید حل میشه، البته پیاده‌سازی سخته

لابکور

این که قشنگه اما سوال دارم: آیا واقعاً تو شرایط پیچیده میدان حرارتیِ واقعیت هم کار میکنه؟ کسی تست گسترده کرده؟ 🤔

توربو

به‌نظرم به درد الکترونیک میخوره. فقط تولید انبوه و نازکی مهمه، اگه اوکی باشه خیلی کاربردی میشه

دیتاپالس

وای، یعنی واقعا میشه گرما رو اینطوری هدایت کرد؟ تصویرش عجیب و هیجان‌انگیزه، ولی یه جور ترس از کاربرد نظامی هم هست...