کشف همدمی غول پیکر پیرامون کوتوله قهوه ای دور

اخترشناسان جرمی نزدیک به جرم مشتری را در مدار یک کوتوله قهوه‌ای یافته‌اند؛ کشفی که مرز میان قمر فراخورشیدی، سیاره فراخورشیدی و همدم‌های زیرستاره‌ای را دوباره به چالش می‌کشد.

.6 دیدگاه
کشف همدمی غول پیکر پیرامون کوتوله قهوه ای دور

7 دقیقه

دنبال کردن در گوگل

تصور کنید قمری به اندازه مشتری، به دور جرمی می‌چرخد که خود به گرد ستاره‌ای دوردست در گردش است. عجیب است، وسوسه‌برانگیز است و کمی هم نظم طبقه‌بندی‌هایی را که اخترشناسان برای جهان‌ها ساخته‌اند به هم می‌ریزد.

کشف همدمی غول‌پیکر در اطراف یک کوتوله قهوه‌ای

اخترشناسان همدمی بسیار پرجرم را یافته‌اند که به دور کوتوله قهوه‌ای شناخته‌شده با نام سی‌دی-۳۵ ۲۷۲۲ بی می‌چرخد؛ سامانه‌ای که حدود ۷۳ سال نوری از زمین فاصله دارد. جرم این کوتوله قهوه‌ای حدود ۳۰ برابر جرم مشتری است، اما مانند یک ستاره واقعی شعله‌ور نمی‌شود. آنچه توجه پژوهشگران را جلب کرده، جرم ثانویه این سامانه است: جرمی نامرئی که با گرانش خود اثر کششی بر جای می‌گذارد و جرم آن دست‌کم ۹۰ درصد جرم مشتری برآورد شده است. این جرم هر ۱۷۰ روز یک بار مدار خود را به دور کوتوله قهوه‌ای کامل می‌کند.

در نگاه نخست، این سامانه در یک معماری سه‌لایه و زیبا جا می‌گیرد: ستاره، کوتوله قهوه‌ای و همدمی در اندازه یک قمر. اما این سادگی وقتی از خود می‌پرسیم این جرم واقعا چیست از میان می‌رود: قمر است، سیاره است یا چیزی میان این دو؟ این کشف اخترشناسان را وادار می‌کند مرزهایی را که میان سیاره‌ها، قمرها و همدم‌های دوتایی کشیده‌اند، دوباره بررسی کنند.

نشانه‌های اولیه وجود همدمی در اطراف سی‌دی-۳۵ ۲۷۲۲ بی پیش‌تر از رصدهای رصدخانه کک در هاوایی به دست آمده بود. آن سیگنال‌ها امیدوارکننده بودند، اما قطعی به شمار نمی‌رفتند. برای آزمودن این فرضیه، گروهی به سرپرستی کوین هوی، دانشجوی دکتری مستقر در سانتیاگوی شیلی، از تلسکوپ بسیار بزرگ رصدخانه جنوبی اروپا و طیف‌نگار فروسرخ وضوح‌بالای کرایرز پلاس که در بیابان آتاکاما نصب شده است، استفاده کردند. تحلیل آن‌ها که حدود دو سال و نیم را پوشش می‌دهد و در مجله نیچر منتشر شده، لرزش آشکار سرعت شعاعی را در طیف کوتوله قهوه‌ای نشان می‌دهد که با وجود جرمی پرجرم در مدار آن سازگار است.

این اندازه‌گیری چگونه انجام شد و چرا اهمیت دارد

کرایرز پلاس نور ورودی را به طیفی دقیق و پرجزئیات تجزیه می‌کند. جابه‌جایی‌های بسیار کوچک در این طیف مانند اثر انگشت دوپلری عمل می‌کنند: وقتی جرمی به سوی ما حرکت می‌کند، نور آن به سمت طول‌موج‌های کوتاه‌تر می‌رود و وقتی از ما دور می‌شود، نور آن به طول‌موج‌های بلندتر منتقل می‌شود. گرانش یک همدم باعث لرزش کوتوله قهوه‌ای می‌شود و الگویی تکرارشونده از جابه‌جایی‌های طیفی پدید می‌آورد. وقتی این جابه‌جایی‌ها در طول چند ماه به طور منظم دنبال شوند، مدار همدم نادیدنی را ترسیم می‌کنند و حداقل جرم آن را به دست می‌دهند.

این گروه سی‌دی-۳۵ ۲۷۲۲ بی را تا فوریه ۲۰۲۶ به صورت دوره‌ای پایش کرد. سیگنال سرعت شعاعی شناسایی‌شده نیرومند است: نوسانی تناوبی که هر ۱۷۰ روز تکرار می‌شود و دامنه‌ای دارد که به جرمی با دست‌کم ۰٫۹ برابر جرم مشتری اشاره می‌کند. با توجه به اینکه این جرم احتمالا بخش بزرگی از گاز را در خود جای داده است، ترکیب آن بیشتر شبیه یک غول گازی است تا قمری یخی یا سنگی.

همین ترکیب برای طبقه‌بندی اهمیت دارد. اگر این جرم مستقیما به دور یک ستاره می‌چرخید، بیشتر اخترشناسان آن را یک سیاره فراخورشیدی غول‌پیکر می‌نامیدند. اما چون به دور یک کوتوله قهوه‌ای می‌گردد، جرمی که روی مرز مبهم میان سیاره‌ها و ستاره‌ها قرار دارد، نام‌گذاری آن بحث‌برانگیز می‌شود. آیا برچسب‌ها باید بر اساس جرم جرم مرکزی تعیین شوند، بر پایه تاریخچه شکل‌گیری، یا بر اساس سلسله‌مراتب مداری؟ معیارهای مختلف به پاسخ‌های متفاوتی می‌رسند.

یک نمونه مشابه در نزدیکی ما اچ‌دی ۲۰۶۸۹۳ بی است؛ سامانه‌ای نامزد با همدمی پرجرم و نوسان‌هایی که گمان می‌رود ماه‌مانند باشند. آن مورد همچنان مبهم است، زیرا سیگنال می‌تواند توضیح‌های دیگری هم داشته باشد. در مقابل، سیگنال سی‌دی-۳۵ ۲۷۲۲ بی پاک‌تر به نظر می‌رسد و سازگار کردن آن با سناریوهای جایگزین دشوارتر است؛ به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران آن را قانع‌کننده می‌دانند، هرچند جرم ثانویه از نظر فنی هنوز یک نامزد محسوب می‌شود.

این کشف چه بحث‌هایی را درباره تعریف‌ها و شکل‌گیری دوباره باز می‌کند

کوتوله‌های قهوه‌ای جایگاهی ناراحت و میان‌مرزی دارند. آن‌ها اغلب ستاره‌های ناکام توصیف می‌شوند، زیرا می‌توانند ده‌ها برابر مشتری جرم داشته باشند، اما جرم کافی برای پایدار نگه داشتن همجوشی هیدروژن در هسته خود ندارند. با این حال، می‌توانند میزبان همدم‌هایی با ویژگی‌های سیاره‌ای باشند. یافتن جرمی نزدیک به جرم مشتری که به دور یک کوتوله قهوه‌ای می‌چرخد، نشان می‌دهد مسیرهای شکل‌گیری چگونه می‌توانند مرز میان آنچه قمر و سیاره می‌نامیم را محو کنند.

یکی از تمایزهای سودمند، تاریخچه شکل‌گیری است. تصور می‌شود سیاره‌ها در قرص‌هایی پیرامون ستاره‌ها شکل می‌گیرند و از گرد و غبار و گاز ساخته می‌شوند. قمرها می‌توانند از قرص‌هایی در اطراف سیاره‌ها پدید آیند یا به دام گرانش جرم‌های بزرگ‌تر بیفتند. اما اگر این همدم در قرصی پیرامون کوتوله قهوه‌ای شکل گرفته باشد، از نظر منشأ سیاره است یا از نظر جایگاه یک قمر؟ از دید رصدی، جدا کردن مسیرهای شکل‌گیری کار دشواری است. موقعیت و دینامیک مداری سرنخ‌هایی فراهم می‌کنند، اما اغلب پاسخ قطعی نمی‌دهند.

کوین هوی و همکارانش پیشنهاد می‌کنند تا زمانی که جامعه علمی درباره تعریف‌های سخت‌گیرانه‌تر بحث می‌کند، از اصطلاحی خنثی مانند قمر فراخورشیدی استفاده شود. این برچسب عمل‌گرایانه به دانشمندان زمان می‌دهد تا نمونه‌های بیشتری گردآوری کنند و مدل‌های شکل‌گیری و تکامل این سامانه‌ها را دقیق‌تر سازند. با ابزارهای بهتر و پایش‌های بلندمدت‌تر، باید انتظار داشت سامانه‌های مرزی بیشتری آشکار شوند. هر کدام از آن‌ها ما را وادار می‌کند رده‌بندی همدم‌های زیرستاره‌ای را دقیق‌تر کنیم یا شاید از نو بسازیم.

دیدگاه کارشناس

دکتر مایا آلوارز، دانشمند سیاره‌های فراخورشیدی در دانشگاه لیسبون، می‌گوید: «این دقیقا همان نوع سامانه‌ای است که ما را مجبور به بازاندیشی می‌کند. وقتی جرم یک همدم به جرم مشتری نزدیک می‌شود، اما به دور جرمی مرکزی و غیرستاره‌ای می‌چرخد، پرسش دیگر صرفا دانشگاهی نیست. این موضوع بر شیوه مدل‌سازی شکل‌گیری، مهاجرت مداری و تکامل کشندی اثر می‌گذارد. قمر یا سیاره نامیدن آن بدون شناخت گذشته‌اش زودهنگام است.»

دیوید کیپینگ، متخصص قمرهای فراخورشیدی در دانشگاه کلمبیا که در این پژوهش مشارکت نداشت، با احتیاط از این نتیجه حمایت کرد. او یادآور شد که سامانه‌های نامزد پیشین سیگنال‌هایی تولید کرده بودند که بعدها توضیح‌های جایگزین برای آن‌ها پیدا شد، اما مجموعه داده فعلی برای سی‌دی-۳۵ ۲۷۲۲ بی به شکل غیرمعمولی قانع‌کننده است. کیپینگ اظهار کرد: «از نظر فنی هنوز یک نامزد است، اما شواهد اینجا از بسیاری از موارد قبلی قوی‌تر است.»

پیامدها و مسیر پیش رو

فراتر از رده‌بندی، این سامانه ارزش رصدی عملی دارد. همدمی پرجرم که به دور یک کوتوله قهوه‌ای نسبتا نزدیک می‌چرخد، آزمایشگاهی برای مطالعه ویژگی‌های جوی و دینامیک مداری در شرایطی فراهم می‌کند که در سامانه‌های معمول ستاره و سیاره در دسترس نیست. پژوهش‌های بعدی می‌توانند تصویربرداری مستقیم، جست‌وجوی گذر، یا طیف‌سنجی با هدف آشکارسازی تابش گرمایی خود همدم را دنبال کنند. هر داده تازه برآورد جرم را دقیق‌تر می‌کند و می‌تواند ترکیب آن را با محدودیت بیشتری مشخص سازد.

از سوی نظری، مدل‌ها باید شکل‌گیری همدم‌های پرجرم پیرامون اجرام زیرستاره‌ای را توضیح دهند. آیا این همدم مانند یک سیاره در قرصی گرداگرد کوتوله قهوه‌ای شکل گرفته است؟ آیا طی برخوردی نزدیک در خوشه جوانی که سامانه در آن زاده شده، به دام افتاده است؟ یا هر دو جرم از راه تکه‌تکه شدن ماده به طور همزمان پدید آمده‌اند و یک دوتایی بسیار کم‌جرم را ساخته‌اند؟

پاسخ‌ها به کندی خواهند رسید. صبر بخشی از اخترشناسی است. اما دستاورد آن مفهومی خواهد بود. سامانه‌هایی مانند سی‌دی-۳۵ ۲۷۲۲ ما را ناچار می‌کنند بپذیریم طبیعت به ندرت در دسته‌بندی‌های ساخته دست انسان جا می‌گیرد. اخترشناسان به جای فشردن کشف‌ها در برچسب‌های موجود، بیش از پیش با توصیف اجرام بر پایه طیفی از ویژگی‌ها و منشأها راحت هستند.

جمع‌بندی

سامانه سی‌دی-۳۵ ۲۷۲۲ چیزی فراتر از یک نامزد جذاب برای همدمی در اندازه قمر پیش روی ما می‌گذارد. این سامانه شیوه تعریف ما از جهان‌ها را به چالش می‌کشد. با افزایش حساسیت و بازه زمانی رصد ابزارهایی مانند کرایرز پلاس، اجرام بیشتری را خواهیم یافت که روی مرزها ایستاده‌اند. هر کدام از آن‌ها صرفا یک نقطه داده دیگر نیست. هر یک دعوتی است برای دقیق‌تر کردن زبان علمی و مدل‌های ما.

فعلا شاید بهترین توصیف، فروتنانه و موقت باشد: قمری فراخورشیدی و پرجرم که به دور یک کوتوله قهوه‌ای می‌چرخد؛ کوتوله‌ای که خود به گرد ستاره‌ای کم‌نور در گردش است، در سامانه‌ای که اخترشناسان را وادار می‌کند دوباره بیندیشند قمر واقعا چیست.

نگار بابایی
من نگارم، عاشق آسمون و کشف ناشناخته‌ها! اگر مثل من از دیدن تلسکوپ و کهکشان‌ها ذوق‌زده می‌شی، مطالب من رو از دست نده!

نظر بگذارید

نظرات (6)

آسمانگرد

خوب نوشته، دیدگاه متواضع پیشنهاد می‌کنم: 'قمر فراخورشیدی' موقتاً منطقیه؛ جالبه که مرزها چقدر مبهم شده اند

@کامران

خیلی دراماتیک نوشته شده، انگار داستان فیلم علمی-تخیلی؛ خب داده مهمه نه عنوان جذاب. کمی محافظه‌کارتر بودن بهتر بود

توربو

محشره، ولی به نظرم اینجور چیزا خیلی وقتا بی‌نتیجه میمونه. نمونهٔ دیگه هم داشتیم، صبر لازمه.

امیر

این حرفا یاد کارآموزی یه دوستی افتادم که روی طیف‌سنج کار می‌کرد، لرزش سرعتی رؤیت‌پذیر ولی همیشه نگرانی نویز بود، امیدوارم تایید بشه

آستروست

به نظرم باید محتاط بود؛ قبلا مواردی مثل این با تفسیرهای دیگه حل شدن. آیا داده‌ها قطعیه؟ 170 روز نشون میده اما...

تکپالس

وای... تصورش هم غریب و در عین حال هیجان‌انگیزه؛ یه 'قمر' به اندازه مشتری! اگه این درست باشه، کلی سوال جدید درباره شکل‌گیری کهکشانها پیش میاد 😮