زمان استفاده از صفحه نمایش و اثر آن بر یادگیری کودک

پژوهشی طولی نشان می‌دهد زمان استفاده کودکان از صفحه‌نمایش، به‌ویژه در نوزادی و ورود به مدرسه، می‌تواند با حافظه کاری و عملکرد تحصیلی آینده مرتبط باشد.

.4 دیدگاه
زمان استفاده از صفحه نمایش و اثر آن بر یادگیری کودک

5 دقیقه

دنبال کردن در گوگل

تا زمانی که بسیاری از نوپایان نخستین کلمات خود را به زبان می‌آورند، یک صفحه‌نمایش کوچک از قبل به بخشی از پس‌زمینه زندگی آن‌ها تبدیل شده است. این حضور همه‌جاگیر آن‌قدر عادی شده که گاهی فراموش می‌کنیم با یک فشار محیطی تازه بر مغزی روبه‌رو هستیم که هنوز در حال شکل‌گیری و سیم‌کشی عصبی است.

نگاه بلندمدت چه چیزی را نشان می‌دهد

پژوهشگرانی که کودکان را از دوران نوزادی تا میانه کودکی دنبال کردند، الگوهایی یافتند که نشان می‌دهد زمان‌بندی به اندازه میزان استفاده اهمیت دارد. این مطالعه ۵۰۲ کودک ثبت‌نام‌شده در گروه پژوهشی «رشد کودکان در سنگاپور برای دستیابی به پیامدهای سالم» را بررسی کرد و میزان تماشای صفحه‌نمایش را بر اساس گزارش والدین در شش سن مختلف ثبت کرد. چند سال بعد، زمانی که آزمون‌های تحصیلی و ارزیابی‌های حافظه کاری انجام شد، تفاوت‌هایی ظریف اما پایدار آشکار شد.

همه سنین اثر یکسانی نداشتند. مواجهه بیشتر با صفحه‌نمایش در دوران نوزادی، تقریبا حوالی یک‌سالگی، قوی‌ترین ارتباط را با افت عملکرد تحصیلی در سن ۹ سالگی نشان داد. اوج دوم این ارتباط نزدیک به ورود به مدرسه، حدود ۶ سالگی، دیده شد؛ زمانی که استفاده از صفحه‌نمایش دوباره با نمرات ضعیف‌تر حافظه کاری در حدود ۱۰ سال و نیمگی همراه بود. تماشای صفحه‌نمایش در سنین ۲ و ۳ سالگی در این مجموعه داده ارتباط روشنی نشان نداد و در نتیجه الگویی شکل گرفت که بیشتر شبیه دو پنجره حساس رشد است، نه یک افت پیوسته وابسته به یک سال خاص.

پژوهشگران اینسرم و دانشگاه ملی سنگاپور نتایج خود را در «مجله جهانی پزشکی کودکان» منتشر کردند. پیام آن‌ها روشن است: هم زمان رشد کودک هنگام مواجهه با صفحه‌نمایش و هم مجموع مواجهه انباشته‌شده در طول کودکی ممکن است بر یادگیری و حافظه در سال‌های بعد اثر بگذارد. اثرهای کوچک در سطح فردی نیز در مقیاس جمعیتی اهمیت دارند؛ یک جابه‌جایی محدود در میانگین عملکرد می‌تواند تعیین کند چه تعداد کودک به زیر آستانه‌های مهم تحصیلی می‌رسند.

جایگاه این مطالعه در توصیه‌ها و شواهد علمی گسترده‌تر

راهنمایی‌های سلامت عمومی از پیش رویکردی محتاطانه داشته‌اند. سازمان جهانی بهداشت و آکادمی پزشکی کودکان آمریکا توصیه می‌کنند پیش از حدود ۱۸ تا ۲۴ ماهگی از صفحه‌نمایش پرهیز شود و بین ۲ تا ۵ سالگی، زمان تماشا به کمتر از یک ساعت در روز محدود بماند. بسیاری از خانواده‌ها به دلایل قابل درک از این معیارها فراتر می‌روند: فشارهای کاری، مسئولیت‌های مراقبتی و برنامه‌های آموزشی که وعده تقویت یادگیری کودک را می‌دهند.

چرا مطالعات پیشین نتایج یکدستی نداشته‌اند؟ بخشی از پاسخ به روش پژوهش مربوط است. بررسی‌های مقطعی تنها یک لحظه از زمان را ثبت می‌کنند و ممکن است پویایی‌های رشد را از دست بدهند. اندازه‌گیری‌های تکرارشونده، مانند همین مطالعه طولی، امکان شناسایی دوره‌های حساسیت بالاتر را فراهم می‌کند و هم‌زمان محیط خانوادگی و متغیرهای دیگر را نیز در نظر می‌گیرد. تحلیل این گروه پژوهشی چنین وضوح زمانی‌ای ارائه می‌دهد: نوزادی را از سال‌های بعدی پیش‌دبستانی جدا می‌کند و نشان می‌دهد رابطه صفحه‌نمایش با شناخت آینده یکنواخت نیست.

نکته مهم این است که مدت زمان، تمام ماجرا نیست. کیفیت محتوا، نوع دستگاه و زمینه اجتماعی تماشا، اینکه والد همراه کودک تماشا می‌کند و زبان‌آموزی را تقویت می‌کند یا کودک تنهاست، احتمالا پیامدها را شکل می‌دهند. یک ویدیوی منفعل که جای تعامل مراقب با کودک را می‌گیرد، چالش رشدی متفاوتی ایجاد می‌کند نسبت به یک جلسه کوتاه و تعاملی که با همراهی بزرگسالی انجام می‌شود که واژه‌ها و ایده‌های تازه را توضیح می‌دهد.

تغییرات کوچک، پیامدهای بزرگ

  • اندازه اثرها محدود اما پایدار بود.
  • دوران نوزادی قوی‌ترین ارتباط‌ها را نشان داد.
  • ورود به مدرسه، پنجره حساس مهم دیگر بود.

وقتی توصیه‌های سلامت عمومی می‌گویند «کمتر بهتر است»، پشت آن همین نگاه جمعیتی قرار دارد: حتی کاهش‌های متوسط در میانگین زمان استفاده از صفحه‌نمایش می‌تواند به کاهش تعداد کودکانی منجر شود که با آسیب قابل اندازه‌گیری در عملکرد تحصیلی یا شناختی روبه‌رو می‌شوند.

دیدگاه کارشناس

دکتر لیلا مورگان، متخصص خیالی رشد عصبی کودکان، می‌گوید: «مغز در حال رشد بیش از آنکه با دقیقه‌های جداگانه مواجهه شکل بگیرد، تحت تاثیر الگوهای تعامل قرار دارد. صفحه‌نمایش‌ها ذاتا زیان‌آور نیستند، اما می‌توانند جای تجربه‌های رفت‌وبرگشتی حیاتی را بگیرند؛ توجه مشترک، زبان پاسخ‌گو و بازی، همان چیزهایی هستند که سیستم‌های حافظه و آمادگی تحصیلی را می‌سازند. والدین و مربیان بهتر است به‌جای صرفا شمردن دقیقه‌ها، بر زمان‌بندی، محتوا و تماشای مشترک تمرکز کنند.»

دکتر مورگان اضافه می‌کند که پژوهش‌های آینده باید روشن کنند کدام انواع رسانه در صورت استفاده به شیوه‌های مشخص ممکن است خنثی یا حتی حمایت‌کننده باشند و کدام‌ها بیشترین احتمال را دارند که جای تعاملات یادگیری را بگیرند. این موضوع شامل مقایسه برنامه‌های لمسی با ویدیوهای منفعل، تماس‌های ویدیویی تعاملی با خویشاوندان و موقعیت‌هایی می‌شود که مراقبان آنچه کودک می‌بیند را برای او روایت می‌کنند.

نتیجه‌گیری

این تصویر طولی، صفحه‌نمایش‌ها را به‌طور کامل محکوم نمی‌کند. با این حال، یک نکته کاربردی را روشن‌تر می‌سازد: زمان وقوع مواجهه اهمیت دارد. کاهش زمان استفاده از صفحه‌نمایش در نوزادی و تقویت محدودیت‌ها هنگام نزدیک شدن کودک به سن ورود به مدرسه می‌تواند فرصت‌های تعاملی را که پایه یادگیری و حافظه هستند حفظ کند. توجه به کیفیت محتوا و تماشای مشترک، احتمال آن را افزایش می‌دهد که رسانه به رشد کودک کمک کند، نه اینکه جای آن را بگیرد.

فرشاد واحدی
به دنیای علم خوش اومدی! من فرشاد هستم، کنجکاو برای کشف رازهای جهان و نویسنده مقالات علمی برای آدم‌های کنجکاو مثل خودت!

نظر بگذارید

نظرات (4)

مهران

تو کارم دیدم بچه‌هایی که بازی آزاد و حرف زدن با والد کم داشتن، گاهی حافظه و تمرکزشون ضعیف‌تره. طبیعی نیست که صفر بشه ولی توازن مهمه

نیما_x

واقعا این رابطه علتیه؟ یا فقط همبستگی با سبک زندگی و عوامل خانوادگیه؟ الان شک دارم، باید مطالعه‌های بیشتر ببینم...

لابکور

معقوله، زمان‌بندی مهمه. نه فقط دقیقه‌ها، کیفیت محتوا هم

اتمویو

واااای، اینکه نوزادی و ورود به مدرسه هر دو پنجره حساس باشن، شوکه‌ام کرد. باید جدی‌تر محدود کنم گوشی رو برا بچه، اما کار و خستگی...