تماشای زیاد تلویزیون در میانسالی و خطر تغییرات مغزی

داده‌های بلندمدت نشان می‌دهد تماشای زیاد تلویزیون در میانسالی با کاهش حجم نواحی حافظه، تغییرات ماده سفید و نشانه‌های مرتبط با افت شناختی و زوال عقل در دهه‌های بعد همراه است.

تماشای زیاد تلویزیون در میانسالی و خطر تغییرات مغزی

3 Minutes

در شب‌های معمولی، یک عادت ساده می‌تواند بی‌سروصدا مغز را دگرگون کند. داده‌های بلندمدت تازه اکنون تماشای زیاد تلویزیون در میانسالی را با الگویی از تغییرات مغزی مرتبط می‌دانند که بیش از دو دهه بعد آشکار می‌شود.

پژوهشگران حدود ۱۷۰۰ بزرگسال را که بین سال‌های ۱۹۸۷ تا ۱۹۸۹ وارد مطالعه خطر تصلب شرایین در جوامع (ARIC) شده بودند، دنبال کردند. میانگین سن آن‌ها در آن زمان حدود ۵۳ سال بود و گزارش دادند که در اوقات فراغت چقدر تلویزیون تماشا می‌کنند و چه مقدار از روز کاری خود را در حالت نشسته می‌گذرانند. بیش از ۲۰ سال بعد، اسکن‌های ام‌آر‌آی تفاوتی چشمگیر را میان بینندگان پرمصرف و افرادی که تلویزیون را کم یا اصلا تماشا نمی‌کردند نشان داد.

افرادی که گفته بودند «خیلی زیاد» تلویزیون تماشا می‌کنند، در چندین ناحیه مرتبط با حافظه و تغییرات اولیه آلزایمر کاهش حجم نشان دادند؛ همچنین لوب‌های پیشانی و پس‌سری آن‌ها کوچک‌تر بود، نواحی‌ای که در برنامه‌ریزی، توجه و پردازش دیداری نقش دارند. اسکن‌ها همچنین افزایش هایپراینتنسیتی‌های ماده سفید را نشان دادند؛ همان لکه‌های روشن که رادیولوژیست‌ها نسبت به آن‌ها حساس‌اند، زیرا اغلب بازتاب آسیب عروق کوچک هستند و با خطر سکته مغزی و افت شناختی ارتباط دارند.

بزرگسالانی که در میانسالی به‌طور مکرر تلویزیون تماشا می‌کردند، بیش از ۲۰ سال بعد تفاوت‌های ساختاری گسترده‌ای در مغز نشان دادند. این تفاوت‌ها شامل کوچک‌تر شدن نواحی مرتبط با حافظه و تغییرات بیشتر در ماده سفید بود که با افت شناختی و زوال عقل ارتباط دارد. 

به نظر می‌رسد کاری که هنگام نشستن انجام می‌دهید، به اندازه مدت زمان نشستن اهمیت دارد.

این جمله خلاصه یک تضاد شگفت‌انگیز در این مطالعه است. وقتی پژوهشگران عواملی مانند فعالیت بدنی، دیابت، شاخص توده بدنی، سیگار کشیدن و مصرف الکل را در تحلیل‌ها لحاظ کردند، ارتباط با تماشای تلویزیون همچنان باقی ماند. در مقابل، نشستن شغلی، یعنی زمانی که فرد در محل کار نشسته است، با حجم بیشتر لوب‌های پیشانی و پس‌سری و ضایعات کمتر ماده سفید همراه بود. نویسندگان پیشنهاد می‌کنند بسیاری از مشاغل پشت‌میزی به درگیری ذهنی مداوم نیاز دارند: حل مسئله، گفت‌وگو و برنامه‌ریزی. زمان منفعلانه جلوی صفحه نمایش ممکن است همان تمرین ذهنی را برای مغز فراهم نکند.

در این گروه، مردان واضح‌ترین تفاوت‌های ام‌آر‌آی را نشان دادند، هرچند دلیل آن هنوز قطعی نیست و به پیگیری بیشتری نیاز دارد. نویسنده ارشد مطالعه، دیوید رایخلن از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، و نویسنده مسئول، ناتان فتر، بر محدودیت‌ها تاکید می‌کنند: عادت‌های تماشای تلویزیون بر اساس گزارش شخصی ثبت شده بود و اسکن مغزی پایه برای اندازه‌گیری مستقیم تغییرات وجود نداشت؛ بنابراین این پژوهش رابطه‌ای را نشان می‌دهد، نه اثبات علت و معلول.

با این حال، پیامدهای آن کاربردی است. پیام‌های سلامت عمومی که فقط بر بیشتر ایستادن یا ورزش کردن تمرکز دارند، شاید یک نکته مهم را نادیده بگیرند: زمینه ذهنی رفتار کم‌تحرک. مطالعه، معاشرت، خلق کردن یا یادگیری در حالت نشسته می‌تواند مغز را در معرض نیازهای متفاوتی نسبت به تماشای منفعل تلویزیون قرار دهد، و همین تفاوت ممکن است در دهه‌های بعد اهمیت پیدا کند.

این مطالعه که در مجله Alzheimer’s and Dementia منتشر شده، صفحه‌نمایش‌ها را به‌طور کلی محکوم نمی‌کند. بلکه پرسش متفاوتی مطرح می‌کند: وقتی بدن در حال استراحت است، مغز چه می‌کند و آیا تغییر همین انتخاب کوچک روزانه می‌تواند سلامت مغز در بلندمدت را به مسیر بهتری هدایت کند؟

شاید دفعه بعد که شب آرام می‌شود، کنترل تلویزیون روی مبل جایی کنار یک کتاب، یک گفت‌وگو یا یک معما پیدا کند؛ جایگزینی‌های کوچک می‌توانند سرمایه‌گذاری خاموشی برای دهه‌های آینده باشند.

Leave a Comment

Comments

No comments yet. Be the first.