3 دقیقه
تصور کنید: دو نابغه جوان وارد تورین میشوند، دفترچههایی انباشته از نظریه در دست و صبری اندک در برابر یکدیگر. از همینجا رقابت به سرنوشت تبدیل میشود. اسکرین رنت بهتازگی از «ظهور موریارتی: روایتی از شرلوک هولمز» پرده برداشته و انتخاب بازیگران نوید یک داستان ریشهای تازه و نزدیک از یکی از مشهورترین دشمنیهای ادبیات داستانی را میدهد.
در مرکز این پروژه، جیمز موریارتی قرار دارد، اما نه آنگونه که پیشتر دیدهاید. او دانشجوی درخشان ریاضیات است که برای تحصیل نزد جرمشناس جنجالی، چزاره لومبروزو، به تورین سفر میکند. او بهعنوان یک توطئهگر وارد نمیشود. او تشنه آموختن است. مشتاق است. و نمیداند که شرلوک هولمز نیز همانجا حضور دارد، مطالعات خودش را دنبال میکند و ناگزیر مسیرشان به هم گره میخورد.

این اقتباس، موریارتی را نه بهعنوان شروری مادرزاد، بلکه بهعنوان نابغهای بازتعریف میکند که مسیرش در شهری سرشار از اندیشه با هولمز برخورد میکند. انتخاب بازیگران نیز با همین فضای صمیمی و شخصیتمحور هماهنگ است. ایتان وان نقش جیمز موریارتی را بر عهده دارد. فرود لیلند در نقش شرلوک هولمز ظاهر میشود. ریتا پیلاتو در نقش لوسیا روسی، زنی اغواگر و مرموز، حضور دارد که به نظر میرسد قرار است وفاداریها را پیچیدهتر کند. در میان گروه بازیگران نام کنستانزا راف، جین کیمبرلی بلوم و کریستوفر جونز نیز دیده میشود؛ نامهایی که از ترکیبی از چهرههای باتجربه و استعدادهای تازه خبر میدهند.
سکان کارگردانی در دست آلسیو لیگوری است و تولید نیز به پایان رسیده است. تیم سازنده مسیری غیرمتعارف را انتخاب کرده: «ظهور موریارتی» هم بهصورت سریالی با قالب عمودی منتشر میشود و هم در قالب یک فیلم بلند؛ رویکردی ترکیبی که از ریتمی تجربی و تلاشی برای جذب مخاطبان در قالبهای مختلف حکایت دارد. نخستین تصاویر رسمی نیز منتشر شدهاند و جزئیات دوره تاریخی و ترکیببندیهای تیره و پرحالوهوا را نشان میدهند؛ با این حال، تاریخ انتشار کامل هنوز اعلام نشده است.

چرا باید داستان موریارتی به این شکل روایت شود؟ چون داستانهای منشأ میتوانند چیزی فراتر از انگیزهها را آشکار کنند؛ آنها محیطی را نشان میدهند که ذهن یک شخصیت را شکل میدهد. تورین، با محافل دانشگاهی و کوچههای سایهروشن خود، بستری حاصلخیز برای یک دوئل ذهنی است. باید انتظار روایتی شخصیتمحور، جدالهای فکری پرتنش و زیباییشناسیای را داشت که به فضای اواخر قرن نوزدهم تکیه میکند، نه صرفا تقلیدی سطحی از آن.

آیا این نسخه میتواند انتظار طرفداران از هولمز و موریارتی را زیر و رو کند؟ شاید. اما واقعیت این است که بازآفرینی یک افسانه، همان راهی است که کلاسیکهای تازه از آن متولد میشوند. باید منتظر تصاویر بیشتر و جزئیات انتشار ماند؛ و اگر این انتخابهای اولیه بازیگران نشانهای قابل اعتماد باشد، شهر تورین داستان تازهای برای گفتن دارد.














نظر بگذارید
نظرات (2)
اِم... جدی میخوان موریارتی رو اینطوری نشون بدن؟ اگه صرفا ریشهدرآوردن باشه که شاید قانعنشیم ولی تورین و لوکیشنها جذابن، کی میدونه...
وای، ایدهاش عالیه! تصور دو نابغه تو تورین، حس میکنم کلی پیچیدگی داره... کنجکاوم ببینم لوسیا مرموز چی نقشهای داره، بازیگرها هم خوب انتخاب شده به نظر