11 دقیقه
هر روز افراد در سراسر جهان بدون فکر زیادی به سراغ قرصها میروند. با این حال تعداد اندکی از این قرصها میتوانند هنگام حل شدن در محل نامناسب به مری آسیب برسانند. کاری که بهصورت یک عمل روتین مصرف دارو آغاز میشود، ممکن است در صورت گیر کردن یک قرص در اسفنگتر تحتانی مری و آزاد شدن مواد خورنده روی بافت حساس، به ازوفاژیت دردناک تبدیل شود. در این مطلب به علل، داروهای پرخطر، تشخیص و درمان و راهکارهای پیشگیری از التهاب مری ناشی از قرص (ازوفاژیت دارویی) میپردازیم.
چرا یک قرص بلعیدهشده میتواند مشکلساز شود
لایهٔ داخلی مری را مخاط نازک و تخصصی پوشانده که به سر خوردن غذا به سمت معده کمک میکند. برخلاف معده که با لایهٔ ضخیم مخاطی و بافت مقاوم در برابر اسید محافظت شده، مخاط مری برای تحمل مواد شیمیایی غلیظ طراحی نشده است. وقتی یک قرص یا کپسول در تنگهٔ محل اتصال مری به معده گیر میکند، شروع به حل شدن میکند و ترکیبات اسیدی یا قلیایی ممکن است مخاط را فرا بگیرند و سبب تحریک شوند.
برخی داروها هنگام تجزیه، مواد خورنده آزاد میکنند. برخی دیگر با ساییدگی مکانیکی مخاط را آسیب میزنند و بعضی از کپسولهای سافتژل یا ژلاتینی در رطوبت نرم و چسبنده شده و به دیوارهٔ مری میچسبند. نتیجه ممکن است تحریک، التهاب و گاهی زخم شدن بافت باشد — وضعیتی که بهعنوان ازوفاژیت ناشی از قرص شناخته میشود. مکانیزمهای آسیب شامل واکنشهای شیمیایی مستقیم، اختلال در سد مخاطی و فشار موضعی فیزیکی ناشی از قرص گیرکردهاند.
اگرچه این وضعیت نادر به نظر میرسد، اما قابل چشمپوشی نیست: برآوردهای منتشرشده شیوع حدود 3.9 مورد در 100000 نفر در سال را نشان میدهند و بسیاری از موارد خفیف احتمالاً بدون مراجعه به پزشک و با بهبود خودبهخودی گزارش نمیشوند. با این وجود موارد شدید میتوانند به زخمهای عمیق، سوراخشدگی (پرفوراسیون)، عفونت و در شرایط بحرانی به عوارض تهدیدکنندهٔ زندگی منجر شوند. از این رو آگاهی از عوامل خطر و روشهای پیشگیری اهمیت بالینی و بهداشت عمومی دارد.
کدام داروها و فرآورمها بیشترین خطر را دارند
برخی کلاسهای دارویی بهعنوان مقصران شناختهشده مطرحاند. بیسفسفوناتها که معمولاً برای درمان پوکی استخوان تجویز میشوند، یکی از علل اصلی آسیبهای مری ناشی از قرص هستند — یکی از دلایل افزایش گزارشها در زنان میانسال و مسن که این داروها را برای سلامت استخوان بیشتر مصرف میکنند. آنتیبیوتیکهای تتراسایکلین نیز از مرتکبان مکرراند و داروهای ضدالتهاب غیراستروئیدی رایج مانند آسپرین و ایبوپروفن میتوانند با اختلال در سدهای محافظتی مخاط آن را آسیبپذیر کنند، نه لزوماً با ایجاد سوختگی شیمیایی مستقیم.

سایر عوامل مشکلساز
- کلرور پتاسیم: قرصهای چگال و کندحلشونده که در صورت حلشدن زودهنگام میتوانند بافت را تحریک کنند.
- قرصهای کافئین: محرکهای غلیظ که ترشح اسید را افزایش میدهند و میتوانند حفاظت مخاطی را تضعیف کنند.
- L-آرژینین و ویتامین C در دوزهای بالا: مکملهایی که از نظر شیمیایی قلیایی یا اسیدی بوده و در تماس طولانی با مخاط التهاب ایجاد میکنند.
- کپسولهای ژلمانند حاوی ویتامین E و سایر سافتژلهای محلول در روغن: در صورت نرم شدن و نشت میتوانند روغنهای تحریککننده آزاد کنند.
نوع فرآورم (فرمولاسیون دارو) اهمیت دارد. کپسولهای مبتنی بر ژلاتین جاذب رطوبت (هگزگروسکوپیک) هستند؛ به این معنی که آب را جذب کرده، متورم و چسبنده میشوند و احتمال چسبیدن به دیوارهٔ مری را افزایش میدهند. قرصهای بزرگ و بدون پوشش نیز بیشتر در مسیر بلع معطل میمانند. علاوه بر این، قرصهای دارای روکش محافظ (مثل قرصهای پوششدار) معمولاً کمتر به مخاط مری آسیب میزنند زیرا حلشدن آنها در معده با تأخیر انجام میشود.
در سطح داروشناسی، pH محلی و زمان تماس با مخاط تعیینکنندهٔ شدت آسیب است. داروهایی که pH بسیار اسیدی یا قلیایی ایجاد میکنند یا حاوی ترکیبات سوزاننده مثل اسید کلریدریک آزاد یا بازهای قوی نیستند، اما برخی نمکها و یونها میتوانند باعث نکروز موضعی شوند. همچنین فرمهای آهستهرهش (extended-release) در صورت گیرکردن طولانیمدت میتوانند دوز بالایی از مادهٔ فعال را در یک نقطه آزاد کنند و آسیب را تشدید کنند.
علائم، گروههای در معرض خطر و اهمیت زمانبندی
علائم اغلب شبیه سوزش سر دل هستند اما معمولاً تیزتر و موضعیترند. بیماران درد ناگهانی قفسه سینه پشت جناغ، درد هنگام بلع یا تغییر ناگهانی صدا یا گرفتگی صدا را توصیف میکنند. علائم معمولاً بلافاصله یا کوتاه پس از مصرف داروی مسبب آغاز میشوند و این رابطهٔ زمانی در تشخیص بالینی کلیدی است.
برخی گروهها در معرض خطر بالاتری قرار دارند. زنان میانسال بهطور نسبی شیوع بالاتری نشان میدهند که بخشی از آن به مصرف بیشتر بیسفسفوناتها برای سلامت استخوان برمیگردد. سالمندان نیز حساسترند زیرا تغییرات وابسته به سن در حرکات مری (موتیلیته) پاکسازی داروها را کند میکند و زمان ماندن قرص را افزایش میدهد. تغییرات آناتومیک ناشی از بزرگشدن قلب، گواتر تیروئید یا جراحیهای قبلی قفسهٔ سینه و گردن میتواند مسیر عبور را تغییر داده و جاهایی ایجاد کند که قرصها در آن گیر کنند.
کودکان کمتر درگیر این مسئلهاند اما خطراتی مخصوص خود دارند: اندازهٔ کوچکتر راه هوایی و مجاری بلع و دشواری در بلع قرصهای کامل شانس گیرکردن را افزایش میدهد. در افراد با اختلالات بلع (دیسفاژی)، اختلالات عصبی-ماهیچهای مثل سکتهٔ مغزی یا بیماری پارکینسون، و بیماران مبتلا به بیماریهای ریفلاکس مزمن (GERD) یا اسکلروز سیستمیک، خطر بروز ازوفاژیت دارویی بیشتر است.
اهمیت زمانبندی نیز نباید دستکم گرفته شود: قرصهایی که بلافاصله قبل از خواب یا در حالت درازکش مصرف میشوند با افزایش احتمال گیرکردن و برگشت اسید همراهاند. بنابراین، توصیههای موقعیت بدنی و زمان مناسب مصرف (مانند خوردن با مقدار کافی آب و نشستن قائم) نقش کلیدی در پیشگیری از آسیب مری دارند.
چگونه پزشکان ازوفاژیت ناشی از قرص را تشخیص و درمان میکنند
تشخیص اغلب بر پایهٔ تاریخچهٔ بالینی است — بهخصوص زمان شروع علائم نسبت به مصرف دارو — و ممکن است با آندوسکوپی تأیید شود، که میتواند التهاب محلیشده یا زخمها را بصریسازی کند. در آندوسکوپی معمولی (اندوسکوپی فوقانی یا اَزوفاگوگاسترودئودنوسکوپی)، پزشک میتواند محل و شدت آسیب را ببیند و نمونهبرداری (بیوپسی) انجام دهد تا سایر علل التهاب مثل عفونت یا بیماریهای التهابی رد شوند.
اکثر موارد خفیف با قطع داروی مسبب و مراقبتهای حمایتی در عرض چند روز تا چند هفته بهبود مییابند. برای آسیبهای پایدار یا شدیدتر، پزشکان ممکن است سرکوب اسید با مهارکنندههای پمپ پروتون (PPI) مانند اومپرازول یا اسنکپرازول را تجویز کنند تا تحریک مداوم کاهش یابد و بهبودی تسریع شود. سوکراتف (sucralfate) نیز یک عامل موضعی است که میتواند روی بافت فرسوده را پوشش دهد و از تحریک بیشتر محافظت کند.
در مواردی که داروی خوراکی خاصی ضروری اما مشکلساز است، پزشکان میتوانند تغییر فرمولاسیون (مانند رفتن به شکل مایع، قرص قابل پخش یا فرم زیرزبانی)، کاهش دوز، تقسیم قرصهای بزرگ یا تغییر مسیر تجویز به راههای غیرخوراکی مثل تزریقی یا وریدی را در نظر بگیرند. با این حال، مسیرهای جایگزین نیز بطور مستقل مزایا و معایبی دارند و باید با تجویزکننده در مورد خطرات و منافع آنها گفتگو شود.
در موارد نادر که زخمها عمیق یا مشکوک به پرفوراسیون باشند، نیاز به مداخلات اورژانسی، آنتیبیوتیک و گاهی جراحی وجود دارد. همچنین مدیریت تغذیه در بیمارانی که بلع برایشان دردناک است اهمیت دارد؛ ممکن است تغذیهٔ موقت از طریق پایپهای تغذیه یا تغذیهٔ وریدی مورد نیاز شود تا محل آسیب زمان کافی برای بهبود داشته باشد.
گامهای عملی برای پیشگیری از یک اپیزود دردناک
عادات ساده میتوانند خطر را بهطرز چشمگیری کاهش دهند. در ادامه راهکارهایی براساس شواهد بالینی و توصیههای فارماکولوژیک آورده شدهاند:
- هر قرص را با یک لیوان کامل آب (حدود 200 میلیلیتر) قورت دهید تا به پاکسازی آن از مری و ورود سریعتر به معده کمک کند؛ آب جریان را تسهیل میکند و چسبندگی را کاهش میدهد.
- حداقل 30 دقیقه بعد از مصرف دارو قائم بمانید تا جاذبه به عبور قرص کمک کند و خطر رفلاکس و گیرکردن کاهش یابد؛ درازکشیدن بلافاصله بعد از بلع خطر را بالا میبرد.
- قرصها را یکییکی و نه بهصورت دستهای مصرف کنید و در مورد قرصهای بزرگ از ابزارهایی مانند قطعکنندهٔ قرص بهره ببرید تا اندازهٔ بلعیدهشده کاهش یابد (در صورت مجاز بودن تقسیم قرص بر اساس دستور پزشک یا داروساز).
- دستورالعملهای خاص دارو را دنبال کنید: برخی داروها باید با معدهٔ خالی مصرف شوند و برخی همراه با غذا — برچسب دارو را مطالعه کرده و در صورت ابهام از داروساز یا پزشک سؤال کنید.
- اگر بلع دشوار است، با یک متخصص بهداشت در مورد فرمهای جایگزین مانند مایعات، قرصهای قابل حل یا پودرهای قابل حل مشورت کنید؛ در برخی موارد قرصها را میتوان خرد یا پودر کرد اما باید مطمئن شد که این کار روی اثر دارو تأثیر نمیگذارد.
فراتر از این نکات، برای افراد در معرض خطر (مثلاً کسانی که داروهای پرخطر مصرف میکنند یا دارای بیماریهای حرکتی مری هستند)، بررسی دورهای توسط پزشک و مشاورهٔ دارویی از سوی داروساز میتواند بسیار مفید باشد. چکلیستهایی برای بیماران قابل ارائه است تا بدانند چه زمانی باید به دنبال کمک پزشکی فوری باشند: درد قفسه سینه جدید یا تشدیدشده، مشکل در بلع که پیشرفت میکند، خون در بزاق یا استفراغ یا تغییرات پیوسته در صدا.
بینش تخصصی
دکتر امیلی کارتر، فوقتخصص گوارش با پانزده سال تجربهٔ بالینی، میگوید: «بیماران اغلب میزان اهمیت شیوهٔ مصرف قرص را دستکم میگیرند. یک قرص بزرگ بدون آب، در حالت درازکش، زمینهٔ بروز مشکل را فراهم میکند. در کلینیک موارد زیادی میبینم که قابل پیشگیریاند: راهحل بهندرت تعویض داروست؛ بلکه اغلب یک تغییر کوچک در نحوهٔ مصرف است.»
او میافزاید که داروسازان میتوانند راهحلهای عملی ارائه دهند، مانند تغییر به فرم مایع، مشاوره در مورد فاصلهٔ بین داروها، یا پیشنهاد داروهای محافظتی برای افرادی که نیاز به درمان بلندمدت با داروهای پرخطر دارند. همکاری میان پزشک، داروساز و بیمار در کاهش خطر ازوفاژیت دارویی موثر است.
پیشگیری ساده و مؤثر است. چند عادت آگاهانه مری را محافظت میکند و مانع از آن میشود که مصرف روزمرهٔ دارو به یک اختلال دردناک در زندگی تبدیل شود. آگاهی از داروهای پرخطر، رعایت روشهای صحیح بلع و مراجعهٔ سریع به مراقبت پزشکی در صورت بروز علائم جدید یا پایدار، مهمترین اقدامات برای کاهش عوارض هستند.
در نهایت، اطلاعرسانی و آموزش بیمار محور—شامل برچسبهای واضح دارویی، مشاورهٔ فردی توسط داروساز و ارائهٔ بروشورهای آموزشی در مراکز درمانی—میتواند شیوع این نوع آسیبهای قابل پیشگیری را کاهش دهد و کیفیت زندگی بیماران را بهبود بخشد. این گامها علاوه بر کاهش هزینههای مراقبت سلامت، خطر عوارض جدی مانند سوراخشدگی و عفونت را نیز کم میکنند.
منبع: sciencealert
نظرات
کاو_س
مطلب مفیدی بود، فقط کاش لیست دقیقتری از مکملها و فرمها میدادن؛ من کپسول روغنی ویتامین E رو همیشه میخورم و کمی نگران شدم 🤔
مهدی
خیلی خوب و کامل توضیح داده، اما بعضی جاها زیادی فنی بود، یه چکلیست کوتاه برای بیماران بذارن بهتره، واقعا نیاز داریم به این آموزش.
تریپم
خلاصهاش: آب کامل، قائم بمونید نیم ساعت، قرصها رو تکی بخورید. سادهان ولی خیلی کارساز، کاش حداقل روی جعبهها نوشته میشد.
بیونیکس
یه بار تو بیمارستان دیدم خانمی که بیسفسفونات مصرف میکرد، درد شدید قفسه سینه داشت و آخرش ازوفاژیت تشخیص دادن. داروسازا باید بیشتر تذکر بدن.
توربوام
این آمار 3.9 در 100000 واقعیه؟ یعنی خیلی کم به نظر میاد، اما اگه موارد خفیف گزارش نمیشن شمارش بدتره، کسی منابع دیگه داره؟
کوینپ
منم فکر میکردم قرصها بیخطرن، منطقیه که بعضیها مخصوصا بیسفسفونات نیاز به احتیاط دارن. یه نکتهٔ ساده اما مؤثر.
رودکس
وااااای، جدی اینو؟ همیشه بدون فکر یه لیوان آب میخوردم و تموم، حالا میبینم چقدر میتونه خطرناک باشه، آشفتگی شد برام!
ارسال نظر