دیزنی دوباره صدرنشین باکس آفیس جهانی ۲۰۲۵

تحلیل جامعی از بازگشت دیزنی به صدر باکس‌آفیس جهانی در ۲۰۲۵؛ نقش آواتار ۳، زوتوپیا ۲، مارول و استراتژی‌های توزیع، بازاریابی و بازارهای بین‌المللی در عبور از مرز ۶ میلیارد دلار.

6 نظرات
دیزنی دوباره صدرنشین باکس آفیس جهانی ۲۰۲۵

9 دقیقه

دیزنی دوباره صدرنشین باکس‌آفیس جهانی

دیزنی به‌صورت نسبتاً آرام — و سپس با صدای بلند — موقعیتی را بازپس گرفته که تعداد کمی از استودیوها توان رقابت با آن را دارند. در سال ۲۰۲۵ این غول سرگرمی از مرز ۶ میلیارد دلار در باکس‌آفیس جهانی عبور کرد؛ نشانه‌ای که تا حد زیادی ناشی از جهشی بود که بخش عمده‌ای از آن را فیلم Avatar: Fire and Ash به کارگردانی جیمز کامرون هدایت کرد. پس از سالی نسبتاً کند برای سینمای جهانی، مجموعه گسترده اکران‌های دیزنی به‌عنوان استثنا در بازار ظاهر شد: تا سه‌شنبه آن استودیو مجموعاً 5.967 میلیارد دلار فروش جهانی ثبت کرده بود که تقریباً شامل 2.310 میلیارد دلار در بازار داخلی (آمریکای شمالی) و 3.656 میلیارد دلار از بازارهای بین‌المللی می‌شد.

این نخستین بار از سال ۲۰۱۹ است که دیزنی به رقم ۶ میلیارد دلار می‌رسد و رکودی که در دوره پاندمی شکل گرفته بود را خاتمه می‌دهد. حتی پیش از کووید-۱۹ نیز عبور از مرز ۶ میلیارد دلار در یک سال کاری صحنه‌ای نادر بود؛ هیچ استودیوی دیگری از سال ۲۰۱۵ تاکنون موفق به این کار نشده بود. اکنون دیزنی برای پنجمین بار این مرز را درنوردیده است (۲۰۱۶–۲۰۱۹ و ۲۰۲۵) که نشان‌دهنده اثربخشی مداوم استراتژی‌های متمرکز بر بلاک‌باسترها، سرمایه‌گذاری مجدد در فرنچایزها و بازاریابی جهانی در تولید بازده‌های عظیم سینمایی است.

از منظر تحلیل باکس‌آفیس، رسیدن به چنین ارقامی نتیجه ترکیبی از عوامل است: فیلم‌های پرهزینه و دارای جلوه‌های ویژه، زمان‌بندی هوشمندانه اکران در تعطیلات مهم، پخش بین‌المللی گسترده، و بهره‌برداری از تجربیات بزرگ‌نمایشی مانند IMAX و فرمت‌های پیشرفته. همچنین همکاری نزدیک بین واحدهای داخلی دیزنی—از مارول تا انیمیشن—و تیم‌های توزیع محلی در کشورها، نقش مهمی در تضمین دسترسی فیلم‌ها به مخاطبان وسیع داشته است.

چه فیلم‌هایی رکورد را پیش بردند؟

در میان عناوینی که به این رکورد کمک کردند، دو ستون اصلی بیش از یک میلیارد دلار فروش جهانی را عبور کردند: زوتوپیا ۲ (Zootopia 2) با فروش حدود 1.311 میلیارد دلار و Lilo & Stitch که مجموع فروش داخلی و بین‌المللی آن نزدیک به 1.038 میلیارد دلار بسته شد. این دو فیلم نشان می‌دهند که دنباله‌های انیمیشنی و بازگشت به فرنچایزهای محبوب خانواده‌محور هنوز در بازار جهانی قدرت جذب مخاطب را دارند.

شاخه مارول دیزنی هم سهم قابل‌توجهی داشت، اگرچه تک‌فیلم‌های میلیارد دلاری مستقلاً به آن معنا نداشتند: سه فیلم مارول در مجموع بیش از 1.3 میلیارد دلار فروش جهانی داشتند — The Fantastic Four: First Steps، Thunderbolts* و Captain America: Brave New World. این نتیجه نشان می‌دهد که تنوع عناوین و ثبات در ارائه پروژه‌های فرنچایزی می‌تواند مجموع فروش را بالا نگه دارد حتی اگر هر عنوان به‌تنهایی میلیارد دلاری نشود.

عناوین دیگری مثل Predator: Badlands، Freakier Friday و Elio نیز مبالغ معناداری به حساب کلی اضافه کردند تا استودیو را از مرز ۶ میلیارد دلار عبور دهند. این فیلم‌ها از منظر ژانری هم متنوع بودند — اکشن، ترسناک-تخیلی، کمدی نوجوانانه و انیمیشن — که نشان می‌دهد ترکیب ژانرها و تلاش برای پوشش طیف گسترده مخاطبان چقدر برای یک سال موفق اهمیت دارد.

با این حال، شتاب‌دهندهٔ اصلی و بزرگ‌ترین عامل کوتاه‌مدت در این موفقیت، Avatar: Fire and Ash بود. سومین قسمت اصلی مجموعه آواتار در هفت روز اول اکران جهانی رقم چشمگیر 450.1 میلیون دلار کسب کرد که شامل 51 میلیون دلار فروش تنها در یک روز سه‌شنبه بود. در آمریکای شمالی این فیلم در روزانه باکس‌آفیس با 16.5 میلیون دلار پیشتاز بود و مجموع داخلی آن تا آن بازه 119 میلیون دلار رسید؛ درآمد بین‌المللی در همان دوره تقریباً 331.1 میلیون دلار گزارش شد. با نزدیک شدن به تعطیلات کریسمس، پیش‌بینی‌های صنعت انتظار داشتند آواتار ۳ در طول تعطیلات بلندمدت به سلطه خود ادامه دهد و بین 70 تا 75 میلیون دلار یا بیشتر در دوره چهارروزه به‌دست آورد.

پیامدها برای صنعت سینما

عملکرد دیزنی در ۲۰۲۵ چند روند وسیع‌تر در سینما را روشن می‌سازد: فرنچایزهای بزرگ همچنان توان جذب جمعیت انبوه را دارند، دنباله‌های انیمیشنی به‌عنوان موتورهای قوی باکس‌آفیس در سطح جهانی باقی مانده‌اند، و بازارهای بین‌المللی در رسیدن به ارقام بلاک‌باستر نقشی تعیین‌کننده دارند. این آمار همچنین نشان می‌دهد که داشتن یک تقویم متمرکز از اکران‌های بزرگ می‌تواند استودیو را از تأثیر سالی نسبتاً کم‌فروش مصون نگه دارد.

بازگشت جیمز کامرون به دنیای آواتار را می‌توان با کارهای پیشین او مقایسه کرد: مانند آواتار نخست (۲۰۰۹) و دنباله‌های آن در دهه‌های بعد، Fire and Ash بر تماشاگران با نمایش‌های بصری چشمگیر، ضبط حرکت پیشرفته، تصاویر فروبرنده و عرضه‌های قدرتمند IMAX تکیه دارد تا مردم را دوباره به سینماها بازگرداند. اما این بار بازار جهانی شلوغ‌تر است؛ سرویس‌های استریم، ترجیحات منطقه‌ای و رقابت محتوایی بر استراتژی‌های اکران تأثیرگذارند و برنامه‌ریزی بین‌المللی را پیچیده‌تر کرده‌اند.

استراتژی توزیع و بازاریابی

نکات فنی توزیع دیزنی شامل هماهنگی زمان‌بندی اکران، سرمایه‌گذاری در تبلیغات جهانی و محلی‌سازی پیام‌های بازاریابی برای هر بازار است. ورود به بازارهایی مثل چین یا هند معمولاً نیازمند تعاملات محلی با توزیع‌کنندگان و تنظیمات فرهنگی در تبلیغات و حتی گاهی در محتوای فیلم است. علاوه بر این، عرضه در فرمت‌های پریمیوم (IMAX، Dolby Cinema) و همکاری با زنجیره‌های سینمایی برای نمایش اختصاصی، درآمد سرشارتری در هر صندلی ایجاد می‌کند که در مجموع به رقم نهایی کمک می‌کند.

نقش بازارهای بین‌المللی

در سال‌های اخیر، بازارهای بین‌المللی سهم قابل‌توجهی از فروش کلی فیلم‌ها را تشکیل می‌دهند؛ مخصوصاً زمانی که محتوای بصری و فرنچایزی قابلیت انتقال فرهنگی و جهانی دارد. برای دیزنی، بخش بین‌الملل نه‌فقط به‌عنوان منبع درآمد بلکه به‌عنوان آزمایشگاه بازخورد برای محصولات آتی عمل می‌کند؛ دریافت واکنش تماشاگران در بازارهای مختلف می‌تواند به اصلاح کمپین‌ها و حتی تغییر در انتخاب فرمول‌های داستانی کمک کند.

تأثیر بر رقابت و سازندگان فیلم

برای دیگر استودیوها و سازندگان مستقل، موفقیت دیزنی در ۲۰۲۵ هم نشان‌دهنده معیار و هم هشدار است: معیار از جهت اینکه اثبات می‌کند ترکیبی از فرنچایزهای شناخته‌شده، انیمیشن‌های خانوادگی و بلاک‌باسترهای بصری هنوز می‌تواند فروش عظیم تولید کند؛ هشدار از این جهت که اگر سایر استودیوها نتوانند ترکیبی از محتوا و توزیع را ارائه دهند، ممکن است سهم بازار و جلب مخاطب برای آن‌ها دشوارتر شود.

همچنین دستاورد دیزنی یادآور اهمیت زمان‌بندی درست اکران — به‌ویژه در تعطیلات مهم — و هماهنگی با پلتفرم‌های نمایش خانگی و استریم است. اکران‌های هم‌زمان با تعطیلات یا در بازه‌هایی که رقابت کمتر است، می‌تواند شانس رشد فروش اولیه را افزایش دهد و با حمایت تبلیغاتی مناسب، طول عمر فروش را تمدید کند.

تحلیل فنی و اقتصادی

از منظر فنی، سرمایه‌گذاری در فناوری‌های تصویر و صوت (مثل ضبط حرکت پیشرفته، CGI سطح بالا، تصویرپردازی سه‌بعدی واقع‌نما و پشتیبانی از فرمت‌های بزرگ‌نمایشی) هزینه‌های تولید را بالا می‌برد اما در ازای آن تجربه‌ای ارائه می‌دهد که مخاطب حاضر است برایش به سینما برود — امری که در دوران پساکووید اهمیت بیشتری یافته است. این موضوع به‌ویژه برای فیلم‌هایی نظیر آواتار صدق می‌کند که تجربه نمایش بزرگ جزئی از ارزش پیشنهادی آن‌هاست.

اقتصاد باکس‌آفیس همچنین شامل تحلیل تقسیم درآمد بین توزیع‌کننده و سینمادار، درآمد پس از فروش (merchandising)، حق پخش تلویزیونی و قراردادهای استریم است. دیزنی با داشتن دارایی‌های پراکنده در رسانه و خریدهای پیشین (مانند مارول و لوکاس‌فیلم در گذشته) می‌تواند از سینمایی شدن محصولات به‌عنوان نقطه شروع برای درآمدهای جانبی هنگفت استفاده کند؛ این زنجیره ارزش، بازده سرمایه را برای استودیو افزایش می‌دهد.

ریسک‌ها و محدودیت‌ها

با وجود این موفقیت، ریسک‌هایی وجود دارد: تمرکز بیش از حد بر بلاک‌باسترها ممکن است تنوع محتوایی را کاهش دهد، هزینه‌های تولید و بازاریابی بالا را تحمیل کند و در نتیجه حساسیت مالی استودیوها را در صورت یک شکست تجاری افزایش دهد. علاوه بر این، تغییر الگوی مصرف به‌سوی پلتفرم‌های دیجیتال و انتظار تماشاگران برای دسترسی سریع‌تر به فیلم‌ها پس از اکران سینمایی می‌تواند پنجره سینمایی (theatrical window) را کوتاه‌تر کند و درآمد بلندمدت سینماها را تحت فشار قرار دهد.

جمع‌بندی و چشم‌انداز

دستاورد دیزنی در سال ۲۰۲۵ هم به‌عنوان معیاری برای موفقیت و هم به‌عنوان درسی برای صنعت است. ترکیب زمان‌بندی هوشمند، تنوع ژانرها، سرمایه‌گذاری در تجربه سینمایی و بهره‌برداری بهینه از برندها و فرنچایزها توانستند دیزنی را دوباره در رأس باکس‌آفیس جهانی قرار دهند. این سال به‌احتمال زیاد به‌عنوان نمونه‌ای از اینکه چگونه یک استودیو می‌تواند با برنامه‌ریزی جامع و بازاریابی جهانی از یک سال نسبتاً آهسته سینما، برتری قابل‌توجهی بسازد، در حافظه صنعت باقی خواهد ماند.

با گسترش فرنچایزها و تغییر عادات تماشاگران به‌واسطه سرویس‌های استریم، رویداد سینمایی (theatrical event) احتمالاً به تکامل خود ادامه خواهد داد — اما آواتار ۳ و تسلط دیزنی در ۲۰۲۵ نشان می‌دهد وقتی فیلمی بخواهد بزرگ دیده شود، مردم هنوز برای تماشای جلوه‌های بصری و تجربه جمعی به سینماها می‌آیند. برای استودیوها، درس روشن است: سرمایه‌گذاری در محتوای قابل تبدیل به تجربه جمعی، بازاریابی بین‌المللی و بهینه‌سازی زمان‌بندی اکران، می‌تواند اختلاف میان یک سال عادی و یک سال درخشان را رقم بزند.

منبع: smarti

ارسال نظر

نظرات

آرمین

معلومه دیزنی تو بازاریابی استادِ؛ سوال بزرگ: وقتی استریم همه‌جا باشه، این مدل تا کی ادامه داره؟

سفرلاین

حس میکنم زیادی روی بلاک‌باستر حساب کردن، فیلمای مستقل دارن جای خودو از دست میدن... ولی از طرف دیگه، سینماها پول درمیارن و جمع میشن

بیونیکس

من تو توزیع کار کردم، حقیقتاً محلی‌سازی تبلیغات تو چین و هند همه چیزو عوض میکنه. دیزنی اینو خوب بلده، هماهنگی تیم‌ها دقیقا لازمه

توربو

فرنچایزها همچنان جواب میدن، بازار بین‌الملل مهمه، زمان‌بندی هوشمندانه، خلاصه فرمول ساده اما کارا. یه سال خوب برا دیزنی

کوینکس

آمار جالبه اما سوال: این ارقام شامل درآمد جانبی مثل مرچ و استریم هم هست؟ یا فقط بلیت خام؟ به نظرم یه بخش ماجرا پنهونه...

دیتاپالس

واقعاً آواتار دوباره؟! ۶ میلیارد؛ باورنکردنیه، هم خوشحال شدم هم یه جورایی نگران از اینکه همه چی شده جلوه‌های ویژه و برندها 😉 سینما یه جورایی زنده شد

مطالب مرتبط