8 دقیقه
چگونه سال ۲۰۲۵ چشمانداز موسیقی را بازتعریف کرد — و چرا طرفداران فیلم باید اهمیت بدهند
فدراسیون بینالمللی صنعت ضبط صدا (IFPI) سال ۲۰۲۵ را با یک گزارش نموداری که خبرساز شد به پایان برد: تیلور سوئیفت در فروش آلبومها سلطه داشت در حالی که خوانندگان کی‑پاپ و پیوندهای میانرسانهای صحنهٔ تکآهنگها را تحت سلطهٔ خود درآوردند. گزارش سالانهٔ IFPI امسال مانند یک قاب از فرهنگ عامهٔ جهانی است؛ جایی که آمار پخش جریانی، ساندترکهای تلویزیون و فیلم و فاندومهای فراملیتی با هم برخورد میکنند و روندهای جدیدی را شکل میدهند. این تصویر نه فقط برای اهالی موسیقی بلکه برای سازندگان محتوا، تهیهکنندههای فیلم و برنامهسازان تلویزیونی نیز پیامهای روشنی دارد؛ زیرا نشان میدهد چگونه موسیقی میتواند به نقطهٔ تمرکز یک پروژهٔ چندرسانهای تبدیل شود و رفتار شنیداری و تماشایی مخاطبان را تغییر دهد.
دوازدهمین آلبوم استودیویی تیلور سوئیفت، «زندگیِ یک شویگرل» بهعنوان پرفروشترین آلبوم IFPI در سال ۲۰۲۵ انتخاب شد. توان تجاری پایدار سوئیفت جای تعجب ندارد، اما مقیاس موفقیت او در عصری که پخش جریانی، نسخههای دلوکس و ترویج چندرسانهای موتورِ اصلی بازارند، نشان میدهد که آلبومهای سوپراستارها همچنان شالودهٔ صنعت را حفظ میکنند. این موضوع مهم است چون آلبومهای بزرگ نه تنها فروش فیزیکی و دیجیتال تولید میکنند، بلکه نقش کلیدی در جذب توجه رسانهها، ایجاد محتوا برای شبکههای اجتماعی و تقویت تورهای زنده دارند؛ همهٔ اینها بخشی از اکوسیستم درآمدی موسیقی امروزی است.
تکآهنگها: کیپاپ، تلاقی با ساندترکها و یک نخستین برای آهنگهای چندزبانه

رتبهٔ دوم در اختیار «گُلدِن» اثر Huntr/X قرار گرفت، یک قطعهٔ گروهِ انیمیشنی که در مجموعهٔ نتفلیکس «شکارچیان دیمون کیپاپ» معرفی شد. موفقیت این قطعه یادآور این حقیقت است که پلتفرمهای استریمینگ و روایتهای سریالی اکنون به سکوی پرتاب مهمی برای تکآهنگها تبدیل شدهاند؛ ساندترکها و قطعات درونشو اغلب ظرف ساعات یا روزها مخاطبان میلیوننفری پیدا میکنند و مسیر سریعتری به جدولها میزنند نسبت به روشهای سنتی انتشار. این روند نشان میدهد که انتخاب موسیقی برای یک صحنهٔ تلویزیونی یا موقعیت روایی میتواند مستقیماً بر رفتار پخش تأثیر بگذارد و به شکلگیری هیتهای جهانی کمک کند.
قابل ذکر است که هشت تا از ده تکآهنگ برتر قبل از سال ۲۰۲۵ منتشر شده بودند، و برای دومین سال متوالی هیچ هنرمند بریتانیایی نتوانست به ده نفر برتر جهانی راه یابد — نشانهای چشمگیر از اینکه پخش جریانی جهانی چگونه برتریهای منطقهای سنتی را هموار میکند. این هموارسازیِ بازار به معنی رقابت بیشتر از سرتاسر جهان و فرصت برابرتر برای هنرمندان خارج از مراکز موسیقایی تاریخی است، اما در عین حال پرسشهایی دربارهٔ الگوریتمها و میزان تأثیر کمپینهای چندرسانهای بر دیدهشدن آثار مطرح میکند.
لیست ۲۰ تکآهنگ برتر ۲۰۲۵ (فهرست سالانهٔ IFPI)
- رزِه و برونو مارس — ایپیتی
- Huntr/X — گُلدِن
- الکس وارن — اوردینری (عادی)
- لیدی گاگا و برونو مارس — بمیر با یک لبخند
- بنسون بون — چیزهای زیبا
- بیلی آیلیش — پرندگانی با پرهای همرنگ
- تدی سوییمز — کنترل را از دست بده
- کندریک لامار و SZA — لوتر
- گریسی آبرامز — اینقدر حقیقت دارد
- کندریک لامار — نه مثل ما
- لولا یانگ — درهم و برهم
- بد بانی — دیتیایماف
- سجا بویز — سودا پاپ
- سابرینا کارپنتر — اسپرسو
- چِیپل ران — باشگاه پونی صورتی
- سامبر — بازگشت به دوستیها
- دِ ویکند — بیزمان
- شابوزی — آهنگ یک بار (مستکننده)
- تیلور سوئیفت — سرنوشت اوفیلیا
- راوین لِنی — مرا دوست نداشته باش
چرا این موضوع برای سینما و تلویزیون استریمینگ اهمیت دارد
حضور یک ستارهٔ ساندترکِ انیمیشنی در دو جایگاه برتر، روندی را نشان میدهد که سازندگان فیلم و تلویزیون سالهاست آن را حس کردهاند: آهنگهایی که درون یک روایت بصری معرفی میشوند میتوانند تقریباً یکشبه به هیتهای جهانی تبدیل شوند. از مجموعهٔ Guardians of the Galaxy تا سریالهای اخیر نتفلیکس، گزینش ساندترک اکنون یک انتخاب استراتژیک خلاقانه است، نه صرفاً نویز پسزمینه. فیلمسازان و نویسندگان سریالهایی که موسیقی را بهعنوان یک عنصر فعال داستانگویی در نظر میگیرند، میتوانند رفتار پخش ویروسی و موفقیت جدول را برانگیزند — و این خود درآمد و دیدهشدن اثر را افزایش میدهد.
بهعلاوه، زاویهٔ فرهنگی نیز مهم است: آثار چندزبانه یا نیمهغیرانگلیسی مانند «ایپیتی» دیوارهای قدیمیِ محافلِ سنتی را در جدولهای اصلی به چالش میکشند و درهای تازهای برای انتخابهای ساندترک فراگیرتر در تولیدات بینالمللی باز میکنند. این موضوع به ویژه برای فیلمها و سریالهایی با مخاطب جهانی حیاتی است؛ زیرا موسیقی چندزبانه میتواند احساسات محلی و جهانی را همزمان مخاطبسازی کند و ارتباطات فرهنگپذیرتری برقرار سازد.
دیدگاهِ کارشناسی
«ما شاهد یک همگرایی هستیم که در آن روایتهای تلویزیونی و سینمایی به شکلی موسیقیایی را تقویت میکنند که رادیوی سنتی هرگز قادر به انجام آن نبود»، میگوید مارکو ینسن، تاریخنگار سینما. «وقتی یک آهنگ درون یک برنامهٔ محبوب تعبيه میشود یا بهعنوان یک لحظهٔ روایی طراحی شده است، هم وزنِ احساسی و هم تکرارِ پخش را بهدست میآورد — که امروز در جدولها ارزشی حیاتی دارد.» این دیدگاه نشان میدهد که انتخاب موسیقی نه تنها برای فضا و لحن اثر مهم است، بلکه بهطور مستقیم با اقتصاد کشف موسیقی و میکانیزمهای انتشار دیجیتال درآمیخته است.
زمینه و اندکی نقد
اگرچه نتایج جشنِ تنوع و تکثیر خلاقانه را نشان میدهند، اما همچنین بر سلطه الگوریتمها و ترویجهای پلتفرممحور تأکید دارند. منتقدان استدلال میکنند که این تمرکززداییِ ظاهری ممکن است اولویت را به چند کمپین عظیم بدهد و توسعهٔ تدریجی و ارگانیکِ هنرمندان را تحتالشعاع قرار دهد. به عبارت دیگر، در حالی که پخش جریانی فرصتهای عظیمی برای توزیع و دیدهشدن فراهم میآورد، قدرتِ توزیعِ متمرکز و ابزارهای تبلیغاتی پلتفرمها میتواند نمایی از بازار را تحریف کند و به نفع پروژههای سرمایهدار عمل نماید.
با این وجود، نمودارهای ۲۰۲۵ یک گسترش دلگرمکنندهٔ پالتِ انتخاب را نشان میدهند که از آن میتوان برای ساخت موسیقیِ تصویری، ساندترکهای بینفرهنگی و همکاریهای چندرسانهای الهام گرفت. برای ناظران حرفهای موسیقی، مدیران موسیقی (music supervisors)، کارگردانان و سازندگان سریال، پیغام روشن است: به ساندترکها بهعنوان بخشی از راهبرد بازاریابی و روایت توجه کنید — زیرا آهنگ مناسب در لحظهٔ بصری مناسب میتواند از مرزهای جغرافیایی و زبانی فراتر رود و مخاطبان جدیدی بسازد.
برای سینمادوستان و عاشقان ساندترک، نتیجهگیری واضح است: چه یک بالاد سوئیفت باشد، چه یک سرود کیپاپ، یا قطعهای که در دل یک فانتزی نتفلیکس متولد شده، آهنگِ درست در لحظهٔ بصری مناسب میتواند بیش از هر زمان دیگری اثرگذاری داشته باشد. به اعتبارنامههای ساندترک دقت کنید — آنها به سرعت در حال تبدیل شدن به خردهنقشههای فرهنگی هستند که مسیرِ هیتهای سال آینده را مشخص میکنند. همچنین، سازندگان میتوانند از دادههای پخش جریانی برای تصمیمگیری هنری و تجاری بهره ببرند؛ ترکیب بینشهای آماری با حس داستانگویی میتواند موفقیت یک قطعه را تسریع کند.
منبع: smarti
ارسال نظر