10 دقیقه
سامسونگ بار دیگر در سال ۲۰۲۵ مقام نخست در محمولههای جهانی تلویزیون را از آن خود کرد و به رکورد بیست سال متوالی بهعنوان پرفروشترین برند تلویزیون در سطح جهان ادامه داد؛ گزارشی که توسط Counterpoint Research منتشر شده است.
دو دهه سلطه — اما فاصله در حال کاهش است
گزارش Counterpoint نشان میدهد سامسونگ در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۷٪ از بازار جهانی تلویزیون را به خود اختصاص داده و همچنان پیشروی طولانیمدتی را حفظ کرده است. این نقطه عطف معرف دو دهه رهبری بازار برای این شرکت کرهای است؛ دستاوردی قابل توجه در صنعتی که به ندرت فرصت کوتاهی از رقبا را میبخشد.
با این حال، داستان کاملاً بدون فراز و نشیب نیست. سهم سامسونگ نسبت به سال گذشته یک درصد کاهش یافته که نشان میدهد رقبا در حال نزدیکشدن هستند. در بازار بسیار رقابتی تلویزیون، حتی کاهش کم هم میتواند فشار زیادی از سوی چالشگران ایجاد کند و شرکتها را به تسریع نوآوری محصول و بازنگری در استراتژی قیمتگذاری و بازاریابی وادار سازد.
کاهش یک درصدی سهم بازار برای شرکتی با اندازه سامسونگ بهمعنای تغییرات تدریجی در زنجیره تأمین، ترجیحات مصرفکننده یا تهاجم رقبا است. عواملی مانند عرضه پنل، هزینه مواد اولیه (مانند نیمههادیها و پنلهای OLED/Mini-LED)، و تصمیمات قیمتی خردهفروشان میتوانند در نوسان سهم بازار مؤثر باشند. تحلیلگرانی که شاخصهای بازار را دنبال میکنند، این کاهش را نشانهای از ظهور گزینههای اقتصادیتر، ارتقای سریع فناوری در برندهای چینی و تمرکز بیشتر روی تلویزیونهای هوشمند با قابلیتهای مبتنی بر هوش مصنوعی میدانند.
TCL بهسرعت نزدیک میشود — نزدیکترین چالش تا کنون
پیشروی مقابل سامسونگ را تیسیال بهعهده گرفته است، شرکتی که سهم جهانی تلویزیون خود را نسبت به سال قبل سه واحد درصد افزایش داده است. این جهش باعث شده تیسیال تنها یک واحد درصد با سامسونگ فاصله داشته باشد؛ کمترین اختلافی که در سالهای اخیر بین این دو برند دیده شده است. این سؤالی را مطرح میکند: آیا سال ۲۰۲۶ سالی است که تاج پادشاهی تغییر میکند؟
تیسیال در سالهای اخیر سرمایهگذاری در خط تولید پنل، پیادهسازی فناوریهای پیشرفته صفحهنمایش مانند QLED و Mini-LED و توسعه قابلیتهای نرمافزاری و پلتفرمهای تلویزیون هوشمند را افزایش داده است. این رویکرد هزینه-محور و در عین حال تکنولوژیک، به تیسیال کمک کرده تا در بازارهای کلیدی مانند اروپا، آسیا و آمریکای لاتین سهم خود را ارتقا دهد. علاوه بر این، استراتژی توزیع ارزانتر و همکاری با خردهفروشان بزرگ، جذب مشتریان حساس به قیمت را تسهیل کرده است.
- ۱م — سامسونگ: ۱۷٪ سهم بازار (۲۰۲۵)
- ۲م — تیسیال: فاصله حدود ۱ واحد درصد با سامسونگ (افزایش ۳ واحد درصد نسبت به سال قبل)
- ۳م — هایسنس: ۱۰٪
- ۴م — الجی: ۹٪
- ۵م — والمارت (برندها/لیبلهای خردهفروشی): ۵٪

چرایی اهمیت این تغییرات برای مصرفکننده و صنعت
وقتی رهبری بازار فشردهتر میشود، مصرفکنندگان برنده اصلیاند. رقابت بیشتر معمولاً منجر به عرضه سریعتر قابلیتها، کاهش قیمتها، و تشدید تمرکز تولیدکنندگان بر بهبود کیفیت تصویر، ارتقای نرمافزار تلویزیونهای هوشمند و افزایش بهرهوری انرژی میشود. انتظار میرود تبلیغات تهاجمیتر، تخفیفهای هدفمند و پذیرش سریعتر فناوریهایی مانند OLED، Mini-LED و پردازش تصویر مبتنی بر هوش مصنوعی در سالهای آینده سرعت بگیرد.
تحولات در نرمافزار تلویزیونهای هوشمند، شامل بهبود تجربه کاربری (UX)، افزونههای هوش مصنوعی برای ارتقای تصویر در زمان واقعی، و یکپارچهسازی بهتر با اکوسیستمهای محتوایی (پلتفرمهای استریمینگ و دستگاههای خانه هوشمند) به عنوان محوری مهم در رقابت مطرح شدهاند. برای مثال، سامسونگ با سیستمعامل تایزن تلاش دارد تجربهای یکپارچه و پایدار ارائه دهد، در حالی که برندهای رقیب روی پلتفرمهای مبتنی بر اندروید تیوی یا سیستمهای اختصاصی خود سرمایهگذاری میکنند.
از منظر مصرفکننده، کاهش قیمت متوسط تلویزیونها یا بالا رفتن نسبت ویژگی/قیمت (value-for-money) به معنی دسترسی بیشتر به پنلهای با کیفیت بالا، مانند OLED یا پنلهای با نرخ تازهسازی بالاتر و قابلیت HDR پیشرفته است. علاوه بر این، افزایش رقابت میتواند بهبود خدمات پس از فروش و گارانتی رقابتیتر را تشویق کند که برای خریداران بلندمدت اهمیت دارد.
برای صنعت نیز تنگتر شدن رقابت پیامدهایی از جمله فشار بر حاشیه سود، نیاز به نوآوری مداوم و تمرکز بیشتر بر بهرهوری تولید و زنجیره تأمین دارد. شرکتها ممکن است برای کاهش هزینهها سراغ مقیاس تولید، ادغام یا توافقهای تامین پنل بروند، و سرمایهگذاری در پژوهش و توسعه برای حفظ برتری تصویر و پردازش صوتی را افزایش دهند.
تحلیل فنی و روندهای فناوری
ابعاد فنی رقابت بین تولیدکنندگان تلویزیون نیز چشمگیر است. فناوری پنل (OLED، QLED، Mini-LED)، پردازنده تصویر، الگوریتمهای ارتقای رزولوشن و رنگ، و بهرهوری انرژی از جمله بخشهایی هستند که تفاوتها را رقم میزنند. سامسونگ در سالهای اخیر عمدتاً بر توسعه QLED و فناوریهای اختصاصی خود متمرکز بوده، در حالی که الجی بهعنوان پیشرو OLED شناخته میشود و هایسنس و تیسیال نیز در پیادهسازی پنلهای جدید و کاهش هزینهها موفق عمل کردهاند.
علاوه بر این، نقش هوش مصنوعی در پردازش تصویر و صوت برجستهتر میشود. الگوریتمهای یادگیری عمیق میتوانند محتوا را در زمان واقعی تجزیه و تحلیل و برای افزایش واضحی در کنتراست و جزئیات تصویر اقدام کنند. این الگوریتمها همچنین در بهینهسازی مصرف انرژی نقش دارند، بهطوری که نمایشگر با حفظ کیفیت تصویر از مصرف بیهوده انرژی جلوگیری کند.
یکی از جنبههای فنی زیرساختی، دسترسی به پنلها و فناوریهای ساخت است. کشورها و شرکتهایی که دسترسی مستقیم به خطوط تولید پنل دارند یا با تأمینکنندگان بزرگ قراردادهای بلندمدت بستهاند، میتوانند در شرایط ناپایداری عرضه بهتر عمل کنند. این عامل میتواند به توضیح پویایی سهم بازار در برخی بازهها کمک کند، بهویژه در دورههایی که تقاضا ناگهانی افزایش یا کاهش مییابد.
موقعیت رقبا و تفاوتهای استراتژیک
تیسیال: تمرکز بر نسبت ارزش به قیمت (value-for-money)، توزیع قوی در بازارهای نوظهور، و سرمایهگذاری در فناوری پنل و نرمافزار.
هایسنس: تقویت حضور در بخشهایی که قیمت و کیفیت متعادل اهمیت دارد و توسعه تکنولوژیهای تصویری اختصاصی.
الجی: تکیه بر OLED و تجربه تصویر ممتاز، تمرکز بر بازارهای پرتقاضا برای کیفیت بالا.
والمارت و برندهای خردهفروشی: عرضه برندهای خصوصی و تلویزیونهای اقتصادی که برای خریداران حساس به قیمت جذاب هستند و میتوانند سهم بازار قابلتوجهی را در برخی کشورها بهدست آورند.
هر یک از این بازیگران با استراتژیهای متفاوت به دنبال تصاحب بخشهای مختلف بازار هستند؛ برخی با محصولاتی پیشرفته و پرسود، و برخی دیگر با تمرکز بر حجم و قیمت پایینتر. این تنوع استراتژیک باعث میشود که بازار کلی تلویزیون همزمان پیشرفت فناوری و رقابت قیمتی را تجربه کند.
ملاحظات منطقهای و بازارهای محلی
عملکرد برندها در هر منطقه میتواند متفاوت باشد. برای مثال، در بازار آمریکای شمالی و اروپا، برندهای شناختهشده با تمرکز بر کیفیت تصویر و سرویسهای پس از فروش محبوبیت بیشتری دارند، در حالی که در بازارهای آسیایی و آمریکای لاتین، قیمت و دسترسی به شبکه توزیع مؤثر نقش برجستهتری ایفا میکند.
همچنین سیاستهای وارداتی، تعرفهها، و شرایط اقتصادی محلی میتوانند بر انتخاب مصرفکننده تأثیر بگذارند. در برخی کشورها، حمایت از تولید داخلی یا مشوقهای وارداتی میتواند نقش مهمی در شکلگیری ترجیحات بازار داشته باشد. این عوامل منطقهای باید در تحلیل سهم بازار و پیشبینی روندها در نظر گرفته شوند.
چه انتظاراتی برای ۲۰۲۶ وجود دارد؟
با توجه به سرعت رشد تیسیال و فشار رقابتی، ۲۰۲۶ میتواند سالی تعیینکننده باشد. اگر تیسیال بتواند رشد سهم خود را ادامه دهد و سامسونگ نیز نتواند پاسخهای محصولی یا قیمتی مؤثر ارائه کند، ممکن است شاهد جابجایی در صدر جدول باشیم. البته سامسونگ نیز سرمایهگذاری در توسعه OLED و بهبود UX را افزایش داده و در نمایشگاه CES 2026 محصولات جدیدی را معرفی کرد که هدفشان بهبود کنتراست، رنگ و قابلیتهای هوشمند است.
از منظر فناوری، انتظار میرود پذیرش OLED در ردههای قیمتی گستردهتر افزایش یابد و فناوریهای پردازش تصویر مبتنی بر هوش مصنوعی و upscaling هوشمند در مدلهای میانرده نیز مشاهده شوند. تولیدکنندگان ممکن است روی کاهش هزینه تولید پنلهای پیشرفته و بهبود عمر مفید پنلها تمرکز کنند تا مرز بین تلویزیونهای پرچمدار و میانرده کاهش یابد.
در نهایت، بازار تبلیغات و پیشنهادات خردهفروشی نیز نقشی کلیدی ایفا خواهد کرد. کمپینهای تبلیغاتی فصلی، بستههای سرویس و ضمانتهای طولانیتر میتوانند بر تصمیم خرید تأثیر بگذارند و به برندها کمک کنند تا سهم بازار خود را حفظ یا گسترش دهند.
نکاتی که برای خریداران تلویزیون مهم است
برای افرادی که قصد خرید تلویزیون جدید دارند، تنگتر شدن رقابت خبر خوبی است، اما انتخاب مناسب هنوز نیازمند توجه به چند عامل کلیدی است:
- نیازهای مشاهده: آیا به کیفیت تصویر بسیار بالا (مثل OLED) نیاز دارید یا اولویت شما اندازه و قیمت است؟
- پلتفرم هوشمند: یک تجربه کاربری پایدار و پشتیبانی از اپلیکیشنهای موردنظر شما اهمیت دارد. بررسی پلتفرمهایی مثل تایزن، webOS یا Android TV/Google TV ضروری است.
- پردازش تصویر و قابلیتهای AI: مدلهایی که از upscaling و پردازش تصویر هوشمند بهره میبرند، در محتوای کمکیفیت نیز عملکرد بهتری دارند.
- بهرهوری انرژی و گارانتی: مصرف انرژی پایین و شرایط گارانتی مناسب میتواند هزینه کلی مالکیت را کاهش دهد.
- قیمت و زمان خرید: با توجه به رقابت، زمانهای تخفیف فصلی یا دوران معرفی مدلهای جدید معمولاً بهترین زمان برای خرید هستند.
خریداران آگاه میتوانند با مقایسه مشخصات فنی، بررسی نقدها و آزمایشهای مستقل و توجه به شرایط پس از فروش، انتخابی با بیشترین ارزش واقعی انجام دهند.
جمعبندی
خلاصه اینکه: سامسونگ هنوز صدرنشین است، اما رقابت شدید و نزدیکتر شده است — وضعیتی که برای خریداران تلویزیون میتواند خبر خوبی باشد. پیشرفتهای فنی، رقابت قیمتی و تمرکز بر تجربه کاربری منجر به انتخابهای بهتر و قیمتهای رقابتیتر خواهند شد. در حالی که بازار در آستانه تغییرات احتمالی در سال ۲۰۲۶ است، مصرفکنندگان، تولیدکنندگان و خردهفروشان همه از این رقابت بهره خواهند برد.
در نهایت، دنبال کردن گزارشهای معتبر بازار مانند Counterpoint Research، مشاهده نوآوریهای نمایشگاهیهایی چون CES و بررسی دقیق مشخصات فنی و تجربه کاربری بهترین راه برای درک جهتگیری آینده بازار تلویزیون و انتخاب هوشمندانه برای خرید است.
منبع: sammobile
نظرات
پمپزون
اگر OLED ارزانتر بشه و AI بهتر روی upscaling کار کنه، عملاً مرز میان رده و پرچمدار کمرنگ میشه. اما واقعاً تولید پنل میتونه با این سرعت ارزون بشه؟
امیر
معقول بنظر میاد، رقابت بشه مصرفکننده برندهست. منتظرم ببینم OLED ارزان میشه یا نه.
تریپمایند
تیسیال رشد سریع داشته ولی هنوز شک دارم کیفیت و پشتیبانیش با سامسونگ برابری کنه؛ فروش حجمی خوبه ولی طول عمر مهمه
بیونیکس
من تو تامین پنل کار کردم، یه درصد جابهجایی خیلی معنیداره، زنجیره تأمین همه چیز رو تعیین میکنه
توربو
رقابت نزدیک = برد مشتری. قیمت بهتر، فناوری سریعتر. اما شرکتا زیر فشار، سود کمتر، جدی باشن
کوینپیلوت
این آمار واقعیه؟ Counterpoint معتبره ولی روششون رو ببینید، ممکنه معیارها بازار رو اشتباه نشون بدن
رودایکس
واقعا؟ بیست سال؟ عجب سلطهای! ولی اون یه درصد کم شدن نگرانکنندهست، میگه بازی تنگ شده...
ارسال نظر