10 دقیقه
چه بر سر بیتکوین آمد؟
بیتکوین (BTC) در ماههای اخیر یکی از شدیدترین کاهشهای خود را تجربه کرده است؛ بیش از 40٪ در یک ماه اخیر افت کرد و تا سطح سال-to-date نزدیک به 59,930 دلار کاهش یافت. این فروش گسترده باعث شده است که قیمت بیتکوین بیش از 50٪ نسبت به سقف تاریخی اکتبر 2025 (حدود 126,200 دلار) پایینتر باشد. معاملهگران، تحلیلگران و میزهای نهادی در تلاشاند شواهد و محرکهای این افت ناگهانی را شناسایی کنند، چرا که نوسان دوباره به بازار رمزارزها بازگشته است و پیامدهای قابلتوجهی برای استراتژیهای سرمایهگذاری، مدیریت ریسک و تخصیص دارایی دارد.
نکات کلیدی:
- چند نیروی بازار — اهرم صندوقهای پوشش ریسک در هنگکنگ، هجینگ بانکها در محصولات ساختاریافته مرتبط با ETF و بازتخصیص ماینرها — بهعنوان محرکهای اصلی ریزش مطرح میشوند.
- فعالیتهای مرتبط با ETF نقطهای (Spot ETF)، موقعیتهای آپشن و هزینههای تامین مالی بهوسیله ین ژاپن نقش مرکزی در روایت بازار دارند.
- در صورتی که BTC برای مدت طولانی زیر 60,000 دلار باقی بماند، درآمد ماینرها و اقتصاد تولید بیتکوین ممکن است بهطور محسوس تحت فشار قرار گیرد.

نمودار روزانه قیمت BTC/USD.
نظریه اول — شرطهای اهرمی صندوقهای پوشش ریسک هنگکنگ
یکی از توضیحات پربحث اشاره به صندوقهای پوشش ریسک آسیایی، بهویژه در هنگکنگ دارد که شرطهای بزرگ و با اهرم بالا بر افزایش قیمت بیتکوین بسته بودند. گزارشها بیان میکنند این صندوقها از آپشنهای مرتبط با ETFهای نقطهای بیتکوین، مانند IBIT بلکراک، برای تقویت بازده استفاده کردهاند. برای پرداخت حقالاختیار این آپشنها، آنها به وامگیری ین ارزان ژاپن متوسل شدند و سپس وجوه را به داراییهای با بازده بالاتر، از جمله رمزارزها، تبدیل کردند — یک نسخه از «carry trade» با اهرم روی بازار بیتکوین.
وقتی بازار از مسیر صعودی خارج شد و BTC دچار افت یا تثبیت شد، معاملهٔ carry trade برگشت. افزایش هزینههای وام ین و فراخوانهای مارجین (margin call) صندوقها را وادار به کاهش سریع اهرم کرد. طلبکاران تقاضای وثیقه اضافی کردند و صندوقها برای تأمین نقدینگی، مجبور به فروش موقعیتها شدند؛ این فروشهای اجباری بهصورت آبشاری عمل کرد و قیمت را بیشتر پایین کشید و فروش هیجانی را در توکنهای همبسته تشدید کرد. این کانالِ تبدیل ریسک آپشن به فشار نقدشوندگی یکی از مؤلفههای کلیدی در روایت فعلی است.
بهطور فنی، ترکیب آپشنهای خرید (call) با اهرم بالا و تامین مالی بهوسیله ین ارزان، ریسک نرخ تامین مالی (funding rate) و ریسک تبدیل ارز را بالا میبرد. وقتی نرخ تأمین مالی یا هزینهٔ بازپرداخت ین افزایش مییابد، بازده واقعی شرطها کاهش مییابد و نیاز به deleveraging فوری بیشتر میشود. برای تحلیلگران بازار، ردیابی جریانهای آپشن، حجمهای معاملات ETF نقطهای و دادههای تامین مالی ین میتواند سرنخهایی از مقیاس و زمانبندی این unwind ارائه دهد.
نظریه دوم — بانکها و محصولات ساختاریافته مرتبط با ETF
چطور نوتهای ساختاریافته میتوانند بازارسازها را به فروشنده تبدیل کنند. روایت دوم که از سوی مدیران سابق بورس و مفسران بازار مطرح شده، روی بانکهایی متمرکز است که نوتهای ساختاریافته (structured notes) را به مشتریان میفروشند که به ETFهای نقطهای بیتکوین ارجاع دارند. این محصولات میتوانند شامل مانعها، ماشههای محافظت از اصل سرمایه یا سازوکارهای پرداخت بازدهی باشند که بانک را ملزم به هج کردن (hedge) در بازار نقدی BTC یا مشتقات میکنند.
وقتی سطوح قیمتی مهم شکسته میشوند، بازارسازها باید دلتا-هج (delta-hedge) را بهصورت تهاجمی اعمال کنند. این پویش منجر به چیزی میشود که آن را گامای منفی (negative gamma) مینامند: هرگاه BTC کاهش یابد، هجها نیاز به فروش بیشتر دارند که به نوبه خود فشار فروش را افزایش میدهد و هجهای بیشتری را برمیانگیزد. برخی تحلیلگران به نوت ساختاری خاصی متصل به IBIT اشاره کردهاند که در سطوح معینی شکست، بازارسازان را مجبور به کاهش ریسک از طریق فروش کرده است. این هجهای محرک بازار میتوانند ارائهدهندگان نقدینگی را به فروشندگان اجباری تبدیل کنند و شتاب نزولی را افزایش دهند.
در سطح عملیاتی، بانکها معمولاً از ترکیبی از معاملات نقدی، آپشن و آتی برای پوشش ریسک استفاده میکنند. در شرایط نوسانی و با نقدینگی محدود، پیادهسازی هجینگ میتواند خود به موتور فشار فروش تبدیل شود. تحلیل جریانهای ETF، حجم نوتهای ساختاریافته فروختهشده و موقعیتهای بازارسازان اطلاعات ارزشمندی برای درک میزان ریسک فروش اجباری فراهم میآورد.
نظریه سوم — ماینرها و انتقال سرمایه به دیتاسنترهای هوش مصنوعی
اقتصاد استخراج و تغییر جهت به سمت AI
عامل سوم، یک عامل ساختاریتر است: احتمال بازتخصیص سرمایه ماینرها از استخراج بیتکوین به فرصتهای در حال رشد در دیتاسنترها و خدمات محاسباتی مرتبط با هوش مصنوعی. چندین شرکت استخراج عمومی گزارش دادهاند که قصد تنوعبخشی به کسبوکار خود و ارائه خدمات مرکز داده گستردهتر را دارند — تغییری که ممکن است شامل فروش ذخایر بیتکوین برای تأمین مالی تجهیز و زیرساخت باشد.
ناظران بازار کاهشهایی در هشریت (hash-rate) در برخی مناطق را گزارش دادهاند — برآوردها کاهشهایی در محدوده 10–40٪ را برای شبکهها یا اپراتورهای خاص نشان میدهد — و شاخصهایی مانند Hash Ribbons نشانههایی از فشار را ثبت کردهاند: میانگین 30 روزه هشریت پایینتر از میانگین 60 روزه شده است که از منظر تاریخی نشانهٔ منفی برای سلامت ماینرها و احتمال تسلیم (capitulation) بوده است.

هش ریبون بیتکوین در برابر قیمت.
دادههایی که توسط میزهای تحقیقاتی منتشر شده نشان میدهد هزینهٔ برآوردی متوسط برق برای استخراج یک BTC در حدود 58,160 دلار است، در حالی که هزینه خالص تولید نزدیک به 72,700 دلار گزارش شده است. با توجه به این اعداد، قیمتهای پایدار زیر 60,000 دلار حاشیه سود ماینرها را بهطور معناداری فشرده میکند و در صورت نیاز شرکتها به نقدینگی برای پوشش هزینههای عملیاتی یا سرمایهگذاری در پروژههای دیتاسنتر جدید، میتواند فروشهای ذخیرهای بیشتری را بهدنبال داشته باشد.

نمودار روزانه BTC/USD در برابر هزینه تولید و برق.
این بازتخصیص سرمایه با مؤلفههای دیگری نیز همپوشانی دارد: فروش ذخایر برای سرمایهگذاری در سختافزار AI، انتظار برای بازدهی بلندمدت در خدمات میزبانی دیتاسنتر و مدیریت ریسک پرتفو در برابر نوسانات قیمت بیتکوین. این سیاستهای شرکتی میتوانند همزمان با فشار فروش ناشی از صندوقهای اهرمی و هجینگ بانکها، به یک سیکل منفی تبدیل شوند که قیمت را پایینتر میآورد و موقعیتهای بیشتر را در معرض زیان قرار میدهد.
این وضعیت برای معاملهگران و سرمایهگذاران بلندمدت چه معنا دارد؟
در کوتاهمدت، نوسان بالا و فروشهای ناشی از نیاز به نقدینگی میتواند BTC را به سطوحی بکشاند که نقاط سر به سر ماینرها و آستانههای هجینگ بازارسازان را مورد آزمون قرار دهد. دادههای آن-چین نیز نشان میدهد دارندگان بلندمدت محتاطتر شدهاند: کیفپولهایی که بین 10 تا 10,000 BTC نگهداری میکنند، کوچکترین سهم خود از عرضه را در نه ماه گذشته دارند؛ این میتواند نشاندهنده کاهش جزئی در قرار گرفتن در معرض ریسک بهجای انباشت باشد.
از منظر تخصیص دارایی و مدیریت ریسک، شرکتکنندگان بازار باید بهدقت جریانهای آپشن، حجم معاملات ETF، نرخهای تامین مالی، و شاخصهای هشریت را زیر نظر داشته باشند. هر یک از این نماگرها به روشنی نشان میدهد که فشار فروش تا چه حد ناشی از نیاز به نقدینگی است، یا محصول مکانیکهای هجینگ ساختاری، یا ریشه در تغییرات بنیادی در میان ماینرها و تخصیص سرمایه نهادی دارد. برای مثال:
- ردیابی جریانهای ورود و خروج در ETFهای نقطهای میتواند نشان دهد آیا فروش عمدتاً از سوی سرمایهگذاران خرد هست یا از سوی بازوی نهادی فروش (redemptions).
- خواندن «نوسانات ضمنی» و منحنیهای آپشن میتواند عمقِ انتظار بازار از ریزشهای احتمالی را نشان دهد.
- سنجش نرخهای تامین مالی ین و اطلاعات در مورد وامهای ارزی میتواند شدت carry tradeهای اهرمی را آشکار کند.
- شاخصهای هش و سلامت ماینینگ، از جمله Hash Ribbons و نسبتهای ذخیره/فروش ماینرها، سیگنالهای عملیاتی مهمی فراهم میکنند.
برای معاملهگران میانمدت، مدیریت موقعیت در برابر سناریوهای مختلف — از جمله بدترین سناریو با فشار فروش مداوم تا سناریوی بازگشت سریع نقدینگی و تثبیت — حیاتی است. برای سرمایهگذاران بلندمدت، توجه به سطوح ورود تدریجی، تقسیم بندی ریسک و استفاده از ابزارهایی مانند آپشنها برای پوشش (hedging) میتواند راهبردی باشد تا هم از ریزشهای شدید محافظت شود و هم در صورت بازگشت بازار از فرصت بهرهبرداری گردد.
جمعبندی نهایی
به احتمال زیاد یک علت واحد برای این اصلاح وجود ندارد؛ در عوض این حرکت نزولی نتیجهٔ فشارهای همپوشان است: unwind موقعیتهای اهرمی مرتبط با ETFها، هجینگهای بازارسازان ناشی از محصولات ساختاریافته، و بازتخصیص دارایی توسط ماینرها در پی شروع پروژههای دیتاسنتر جدید. اگر بیتکوین بهصورت قاطع زیر 60,000 دلار سقوط کند، انتظار افزایش فشار ماینرها و احتمال فروشهای اجباری بیشتر را داشته باشید که میتواند افت کوتاهمدت را عمیقتر کند تا زمانی که بازار تعادل جدیدی بیابد.
نکتهٔ مهم برای فعالان بازار این است که ترکیب دادههای آن-چین، جریانهای بازار مشتقات و اطلاعات عملیاتی ماینرها — از جمله هزینهٔ برق، تغییرات هشریت و سیاستهای سرمایهگذاری شرکتهای استخراج — را بهطور منظم رصد کنند. این رویکرد چندوجهی به درک بهتر ریسکهای کوتاهمدت و شناسایی فرصتهای ورود یا پوشش کمک میکند. در نهایت، انعطافپذیری در مدیریت ریسک و داشتن طرحی برای شرایط اضطراری (playbook) میتواند تفاوت بین زیان کمتر و از دست دادن فرصتهای بازیابی بازار باشد.
کلیدواژههای مرتبط در متن: بیتکوین، ریزش بیتکوین، ETF بیتکوین، آپشن بیتکوین، ماینرها، هشریت، تامین مالی ین، محصولات ساختاریافته، نوسان بازار رمزارزها.
منبع: cointelegraph
نظرات
بیونیکس
تحلیل چندجانبه و خوبیه، دنبال کردن جریانهای ETF و نرخ تامین مالی ین الان واقعا کلیده. یه playbook فوری لازم داریم
پمپزون
بخشی از مطلب شبیه توهم توطئه ست، ولی هشریت و هزینه برق نشون میده مشکل واقعی هم هست. متن طولانیه، ولی مفید بود
مکس_ایکس
معقول بنظر میاد؛ هجینگ بانکها میتونه فشار فروش رو تشدید کنه. ولی بعضی بخشها هم ممکنه اغراق باشه، هنوز سوال دارم
مهران
تو شرکت ماینینگ دیدم بعضیها دارن دستگاه میفروشن برای سرمایهگذاری روی دیتاسنتر AI، یعنی روایت ماینرها واقعا داره رخ میده...
کوینپایل
واقعاً تمام این افت تقصیر carry tradeهای هنگکنگیه؟ من شک دارم، دادههای on-chain هم باید بیشتر بررسی بشه، نه؟
رودایکس
وااای، فکر نمیکردم اینقدر سریع سقوط کنه... 40٪ تو یک ماه؟ این داستان ین و آپشنها عجیبو غریب شده ، خیلی پیچیدست
ارسال نظر