راجر آواری روی هوش مصنوعی شرط می بندد: سه فیلم در راه

راجر آواری سه فیلم بلند تحت پروژه‌ای مبتنی بر هوش مصنوعی با شرکت General Cinema Dynamics اعلام کرده است. این مقاله جزئیات شناخته‌شده، زمینهٔ صنعتی، چالش‌های فنی و حقوقی و واکنش مخاطبان را بررسی می‌کند.

6 نظرات
راجر آواری روی هوش مصنوعی شرط می بندد: سه فیلم در راه

9 دقیقه

راجر آواری روی هوش مصنوعی شرط می‌بندد: سه فیلم در راه

راجر آواری، فیلمنامه‌نویس و کارگردان برنده جایزه اسکار که به‌عنوان یکی از نویسندگان مشترک فیلم مشهور Pulp Fiction شناخته می‌شود، مرحله‌ای بلندپروازانه جدید در حرفه خود را اعلام کرده است: سه فیلم بلند که تحت عنوان تولیدات کمک‌شده با هوش مصنوعی (AI-assisted production) توسعه داده می‌شوند. آواری در گفتگو با پادکست The Joe Rogan Experience گفت شرکتی در تگزاس به نام General Cinema Dynamics تأسیس کرده و اخیراً سرمایه‌گذاری قابل‌توجهی جذب کرده تا اولین جدول تولیدات استودیوی خود را پیش ببرد.

آواری اشاره کرد که عبارت کلیدی «هوش مصنوعی» به‌سرعت توجه سرمایه‌گذاران را جلب کرده است. او گفت: «همیشه سعی می‌کنم پروژه‌ها را از زمین بلند کنم، اما تقریباً غیرممکن است. سال گذشته یک شرکت فناورانه برای ساخت فیلم‌های مبتنی بر هوش مصنوعی راه‌اندازی کردم و ناگهان سرمایه زیادی وارد شد. اکنون سه فیلم در مرحله تولید داریم.» گرچه آواری در مورد جزئیات داستانی اطلاعات کمی داد، پنجره‌های انتشار و نشانه‌های لحنِ هر پروژه را بیان کرد که نشان‌دهنده تنوع در برنامه کلی است.

آنچه تاکنون می‌دانیم

  • فیلمی خانوادگی که هدف‌گذاری انتشار آن برای کریسمس ۲۰۲۶ تعیین شده است.
  • فیلمی دوم با موضوع مذهبی که برای زمان عید پاک سال آینده برنامه‌ریزی شده است.
  • سومین اثر به‌عنوان یک داستان عاشقانه گسترده در بستر جنگ توصیف شده است.

هنوز خبری درباره بازیگران، جزئیات گروه تولید، یا توضیحات مشخص از نحوه استفاده از هوش مصنوعی منتشر نشده است. طرفداران و ناظران صنعتی در حال حدس و گمان‌اند که آیا این فناوری قرار است فیلمنامه‌ها را تولید کند، در جلوه‌های بصری کمک کند، انتخاب بازیگران را هدایت کند یا نقش خلاقانه‌ای ترکیبی ایفا کند.

زمینه و جایگاه این حرکت در صنعت سینما

آزمایش‌های مبتنی بر هوش مصنوعی در سینما پدیده جدیدی نیستند؛ نمونه‌های اولیه مانند فیلم کوتاه سال ۲۰۱۶ «Sunspring» نشان داد که الگوریتم‌ها می‌توانند فیلمنامه‌هایی شگفت‌انگیز و گاه سورئال تولید کنند. اما پروژه آواری قابل‌توجه است چون حساسیت‌های یک فیلمنامه‌نویس-کارگردان شناخته‌شده را با تأمین مالی نهادی برای تولید فیلم بلند ترکیب می‌کند. تماشاگرانی که دیالوگ‌های تیز آواری را در Pulp Fiction یا آثار کارگردانی قبلی او مانند The Rules of Attraction و Killing Zoe به خاطر دارند، این سؤال برایشان مطرح است که آیا هوش مصنوعی صدای هنری او را تقویت خواهد کرد یا آن را رقیق می‌کند.

شور سرمایه‌گذاران بازتاب‌دهنده یک روند بزرگ‌تر در صنعت است: هوش مصنوعی وعده خط‌های تولید سریع‌تر، صرفه‌جویی هزینه‌ای در جلوه‌های ویژه (VFX) و تدوین، و ابزارهای خلاقانه جدید برای روایت داستان را می‌دهد. هم‌زمان اما سؤالات اخلاقی و حقوقی مطرح می‌شود — مسائلی مانند نحوه اعطای اعتبارها، حقوق داده‌های آموزشی (training data)، مالکیت آثار تولیدشده و آینده نویسندگان و عوامل فنی هنوز در هاله‌ای از ابهام قرار دارند.

تجربه‌های پیشین و درس‌های ممکن

تجارب قبلی در زمینه تلفیق ابزارهای خودکار با فرآیند خلاقانه نشان می‌دهد که مدل‌های ترکیبی نفع بیشتری دارند؛ پروژه‌هایی که انسان‌های خلاق را با ابزارهای پیشرفته همراه می‌کنند (مانند استفاده از VFX برای جوان‌سازی بازیگران یا درجه‌بندی رنگ ماشینی) معمولاً کیفیت و غنای هنری را حفظ می‌کنند. اجرای محتاطانه و با نظارت انسانی می‌تواند از تبدیل محتوای تولیدشده به اثری کلیشه‌ای یا بی‌عمق جلوگیری کند.

از سوی دیگر، تکیه سنگین بر خروجی‌های الگوریتمی بدون بازبینی خلاق انسانی ممکن است منجر به آثاری شود که از ظرافت‌های تجربه انسانی فاصله می‌گیرند و احساس ارتباط و اصالت را کاهش دهند. مثال‌های اولیه در این حوزه نشان داده‌اند که حتی زمانی که هوش مصنوعی عناصر تکنیکی تولید را تسهیل می‌کند، نیاز به حواس‌پرت نکردن از روایت، شخصیت‌پردازی و لحن هنری وجود دارد.

مورخان سینما و تحلیلگران صنعتی بر این باورند که ورود چهره‌های صاحب‌نام به حوزه فیلم‌سازی مبتنی بر هوش مصنوعی می‌تواند نشان‌دهنده گذار به جریان‌های کاری هیبریدی باشد که مزایای تولیدی و هنری را همزمان دنبال می‌کنند، اما به همان اندازه سوالاتی درباره تعریف مالکیت فکری و خاستگاه ایده‌ها به وجود می‌آورند.

مقایسه‌ها، چالش‌ها و ریسک‌های ممکن

اگر پروژه‌های آواری با دقت و با یک چارچوب اخلاقی و فنی مشخص اجرا شوند، احتمال دارد که آن‌ها نمونه‌هایی از همکاری انسانی-ماشینی باشند تا تولیدات کاملاً خودکار. جریان کاری هیبریدی می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • استفاده از هوش مصنوعی در پست‌پروداکشن برای بهینه‌سازی جلوه‌های بصری و کاهش زمان رندر.
  • ابزارهای کمکی در نویسندگی که پیشنهادات مختلف دیالوگ یا ساختار داستانی ارائه می‌دهند اما تصمیم‌نهایی را به نویسنده انسانی واگذار می‌کنند.
  • سیستم‌های تحلیل داده برای پیش‌بینی استقبال مخاطب، کمک به برنامه‌ریزی بازاریابی یا تعیین پنجره‌های اکران بر اساس الگوهای مصرف محتوا.

با این وجود، برخی خطرات جدی نیز وجود دارد: تولید محتوای یکنواخت که ویژگی‌های فرهنگی و جزئیات شخصیتی را هم‌سطح نگه می‌دارد، نقض احتمالی حقوق مالکیت فکری در صورت استفاده از داده‌های آموزشی نامشخص، و افت شغل‌های خلاقانه در بخش‌هایی که به‌آسانی اتوماسیون‌پذیر باشند. همچنین، مسائل مربوط به مقررات گذرواژه و شفافیت در استفاده از هوش مصنوعی برای مخاطب عام دغدغه مهمی است — آیا بیننده باید بداند که چه درصدی از یک فیلم توسط ماشین تولید شده است؟

مارکو جنسن، تاریخ‌نگار سینما که درباره همکاری میان تکنولوژی و هنر مطالعه کرده است، می‌گوید: «حرکت آواری قابل‌توجه است نه به‌خاطر اینکه هوش مصنوعی پدیده‌ای نو است، بلکه چون نویسنده‌ای با سابقه او حاضر است علناً با آن تجربه کند. این ممکن است سینمای جریان اصلی را به جریان‌های کاری هیبریدی سازنده سوق دهد — اما در عین حال تعاریف ما از صاحب‌اثر و صنعتِ سازندگی را به چالش خواهد کشید.»

ابعاد حقوقی و اخلاقی

از منظر حقوقی، تولید فیلم با کمک هوش مصنوعی مجموعه‌ای از سوالات جدید ایجاد می‌کند: چه کسی نویسنده شناخته می‌شود؟ آیا الگوریتم‌ها می‌توانند مالکیت معنوی داشته باشند؟ چگونه باید از داده‌های آموزشی که ممکن است شامل آثار دارای حق نشر باشد استفاده کرد؟ پاسخ به این پرسش‌ها هنوز در بسیاری از حوزه‌های قضایی روشن نیست و احتمالاً نیازمند قوانین جدید یا تفسیرهای تازه از قوانین موجود خواهد بود.

در بخش اخلاقی نیز نگرانی‌ها متنوع‌اند: حفظ تنوع و نمایندگی فرهنگی، جلوگیری از بازتولید سوگیری‌های نژادی یا جنسیتی که ممکن است در داده‌های آموزشی وجود داشته باشد، و تضمین شفافیت در اعلام میزان مشارکت ماشین در خلق اثر. شرکت‌های فیلم‌سازی و پلتفرم‌های توزیع محتوا باید برای حفظ اعتماد مخاطب چارچوب‌هایی تعریف کنند که نحوه استفاده از هوش مصنوعی را مشخص سازند.

واکنش مخاطبان و گام‌های بعدی

واکنش طرفداران و جامعه فیلم

واکنش‌ها در میان جوامع فیلمی چندوجهی بوده‌اند: کنجکاوی و هیجان با تردید و شک تلفیق شده است. برخی از طرفداران دیدگاه مثبتی نسبت به استفاده از فناوری‌های نوین دارند و آن را فرصتی برای گسترش زبان سینمایی و خلق جلوه‌های بصری نوین می‌دانند. برخی دیگر نگرانند که استفاده گسترده از هوش مصنوعی هویت هنری فیلم‌ها را تحت تأثیر قرار دهد یا باعث کاهش فرصت‌های شغلی برای نویسندگان و تکنسین‌ها شود.

در حال حاضر تماشاگران باید منتظر اعلام بازیگران، انتشار تریلرها و شفاف‌سازی‌های فنی بیشتر از سوی General Cinema Dynamics باشند تا ارزیابی دقیق‌تری از جهت‌گیری نهایی پروژه‌ها انجام شود. اطلاعاتی مانند نسبت کار انسانی به خروجی ماشینی، ابزارها و مدل‌های مورد استفاده، و رویکرد به مسائل حقوقی و اخلاقی از نقاطی هستند که می‌توانند تصویر نهایی را شکل دهند.

چه چیزی در آینده محتمل است

شرط‌بندی آواری یادآور این نکته است که فناوری معمولاً سریع‌تر از توان صنعت برای رسیدن به اجماع درباره استفاده‌ای اخلاقی و مقرراتی حرکت می‌کند. اینکه این سه فیلم تبدیل به الگویی برای فیلم‌سازی با هوش مصنوعی شوند یا صرفاً یک هشدار تاریخی باقی بمانند، به اجرای پروژه‌ها، پاسخ مخاطبان و نحوه مواجهه صنعت با مسائل حقوقی و اخلاقی بستگی دارد.

در عمل، اگر این آثار بتوانند ترکیبی هماهنگ از حس هنری انسانی و مزایای عملی هوش مصنوعی ارائه دهند — از جمله بهبود کیفیت فنی، صرفه‌جویی در هزینه‌ها و بازشدن امکانات روایی جدید — آن‌گاه ممکن است به الگوی جدیدی در تولید محتوای بلند تبدیل شوند. اما اگر خروجی‌ها فاقد عمق عاطفی یا اصالت هنری باشند، احتمال دارد که تجربه‌ای هشداردهنده برای سایر سازندگان باشد.

خلاصه اینکه: این یک آزمایش جذاب و پرمعنا برای دنبال‌کردن است — هم از منظر آنچه ممکن است روی پرده سینما خلق شود و هم از حیث تأثیرات بزرگ‌تری که می‌تواند بر آینده صنعت فیلم‌سازی و نقش هوش مصنوعی در تولید محتوا داشته باشد. تماشای توسعه این پروژه‌ها می‌تواند بینش‌هایی درباره جریان‌های کاری هیبریدی، مباحث مالکیت فکری، و چشم‌اندازهای جدید در تولید فیلم ارائه دهد.

در طول مسیر، نکاتی که باید زیر نظر داشت عبارت‌اند از شفافیت در اطلاع‌رسانیِ شیوه‌های استفاده از AI، نحوه تأمین سرمایه و اهداف تجاری استودیو، و واکنش بازار — از جمله بازخورد منتقدان و میزان استقبال مخاطبان. این عوامل تعیین خواهند کرد که آیا پروژه‌های آواری تنها تجربه‌ای فناورانه‌اند یا آغازگر فصل جدیدی در سینما خواهند بود.

منبع: smarti

ارسال نظر

نظرات

آرتم_

بیش از حد هایپ شده بنظرم، اگه فقط برای ارزان‌تر کردن VFX و سرعت باشه، احتمالاً نتیجه سطحی میشه، هیجان فقط تا اولین تریلر…

کوینپی

منطق اقتصادی روشنه: با گفتن AI سرمایه میاد. ولی ارزش هنری حفظ میشه؟ ریسک حقوقی و اخلاقی خیلی جدی هست

پمپزون

تو شرکت VFX که کار کردم، ابزارهای خودکار وقت و هزینه نجات دادن ولی داستان و لحن رو اتوماتیک نمیشه شناخت؛ اگه آواری نظارت کنه شاید فرق کنه

امیر

خوبه یه فیلم‌ساز شناخته‌شده تجربه کنه اما لطفاً شفاف بگن چقدر کار انسانیه، حقوق و اعتبارها رو چطور حساب میکنن ؟

بیونیکس

آیا واقعاً AI میتونه صدای آواری رو بازتولید کنه؟ شک دارم، بدون شفافیت در مورد داده‌ها و روش‌ها خیلی سوال باقی میمونه

رودایکس

وااای، راجر آواری دست به کار بزرگی زده ولی هم هیجان‌انگیزه هم نگران‌کننده؛ سرمایه گذاران که میرن دنبال AI زود همه چی عوض میشه...

مطالب مرتبط