غذاهای فوق فرآوری شده؛ تهدیدی برای سلامت قلب و عروق

تحلیل جدیدی از داده‌های NHANES نشان می‌دهد مصرف بالای غذاهای فوق‌فرآوری‌شده با افزایش چشمگیر خطر سابقه حمله قلبی یا سکته مرتبط است؛ مقاله پیامدها، مکانیزم‌ها و راهکارهای بالینی و سیاستی را بررسی می‌کند.

6 نظرات
غذاهای فوق فرآوری شده؛ تهدیدی برای سلامت قلب و عروق

10 دقیقه

فکر می‌کنید یک میان‌وعده سریع نمی‌تواند به قلب‌تان آسیب بزند؟ دوباره فکر کنید. یک تحلیل تازه از داده‌های تغذیه‌ای ایالات متحده ارتباط قوی بین مصرف بالای غذاهای فوق‌فرآوری‌شده و احتمال بیشتری برای سابقه حمله قلبی یا سکته را نشان می‌دهد — تقریباً نیمِ دیگر احتمال برای افرادی که بیشترین مقدار را مصرف می‌کنند.

چگونه پژوهشگران ریسک را اندازه‌گیری کردند

پژوهشگران از سوابق پرسشنامه ملی بررسی سلامت و تغذیه (NHANES) در بازه 2021–2023 استفاده کردند و داده‌های 4,787 بزرگسال را که دو روز یادآوری غذایی تفصیلی ارائه داده بودند، تحلیل کردند. هر آیتم گزارش شده بر اساس میزان فرآوری با استفاده از سیستمی معتبر دسته‌بندی شد؛ سپس محققان سهم کالری روزانه هر فرد که از غذاهای فوق‌فرآوری‌شده (UPF) تأمین می‌شد را محاسبه کردند. شرکت‌کنندگان بر اساس سهم مصرف UPF به چهار گروه از کمترین تا بیشترین تقسیم شدند و از آن‌ها پرسیده شد آیا تا به حال دچار حمله قلبی یا سکته شده‌اند یا خیر.

نتیجه اصلی بسیار روشن بود. پس از تعدیل برای سن، جنسیت، نژاد و قومیت، وضعیت سیگار کشیدن و درآمد، افرادی که در گروه بالاترین مصرف قرار داشتند به میزان 47٪ احتمال بیشتری برای گزارش بیماری‌های قلبی-عروقی — که در این مطالعه به‌عنوان سابقه حمله قلبی یا سکته تعریف شده — نسبت به کسانی که در پایین‌ترین گروه بودند نشان دادند. میانگین سن شرکت‌کنندگان 55 سال بود و اکثریت اندکی از آن‌ها زنان بودند.

روش‌شناسی این تحقیق از مهم‌ترین نقاط قوت آن است: استفاده از داده‌های ملی و سیستم طبقه‌بندی معتبر برای فرآوری غذاها، و کنترل برای عوامل مؤثر شناخته‌شده. با این حال همچنان محدودیت‌های آشکاری وجود دارد که در ادامه به آن‌ها پرداخته خواهد شد.

چرا غذاهای فوق‌فرآوری‌شده ممکن است به قلب آسیب بزنند

غذاهای فوق‌فرآوری‌شده مجموعه وسیعی از محصولات صنعتی تولیدشده را شامل می‌شوند: نوشیدنی‌های گازدار، میان‌وعده‌های بسته‌بندی‌شده، بسیاری از وعده‌های آماده، گوشت‌های فرآوری‌شده و انواع شیرینی و شکلات. این محصولات طوری فرموله می‌شوند که بسیار خوشایند، پایدار در قفسه و ارزان باشند. این سهولت مصرف البته هزینه‌ای دارد. فرآوری غالباً ساختار اصلی ماتریکس غذایی را می‌زداید و اغلب آن را با چربی‌های افزوده، قندهای تصفیه‌شده، نمک اضافی، امولسیفایرها و سایر افزودنی‌ها جایگزین می‌کند — موادی که بدن برای مقابله با آن‌ها در چنین غلظت‌هایی تکامل نیافته است.

دهه‌ها پژوهش نشان می‌دهد که مصرف بالای UPF با سندرم متابولیک مرتبط است — خوشه‌ای از اضافه‌وزن، فشار خون بالا، اختلالات کلسترول و مقاومت به انسولین که پیش‌درآمد بیماری‌های قلبی است. شاخص‌های زیست‌شناختی روایت سازگاری را نشان می‌دهند: مصرف‌کنندگان مکرر اغلب سطوح بالاتری از پروتئین واکنشی سی-پایین‌حساس (hs-CRP) را دارند، معیاری حساس از التهاب سیستمیک و پیش‌بینی‌کننده محکمی برای حملات قلبی و سکته‌های آینده. به‌طور خلاصه، رژیم‌هایی که سرشار از این محصولات تغییرشکل‌یافته صنعتی هستند، شرایط فیزیولوژیک را تقویت می‌کنند که ریسک حمله قلبی یا سکته را افزایش می‌دهد.

این نخ التهاب همچنین نگرانی‌های گسترده‌تری در زمینه سرطان را مطرح می‌کند. محققان به افزایش نرخ سرطان روده بزرگ اشاره می‌کنند، به‌ویژه در میان بزرگسالان جوان‌تر، و پیشنهاد می‌کنند که رژیم‌های غنی از غذاهای فوق‌فرآوری‌شده ممکن است بخشی از توضیح این پدیده باشد. مکانیسم‌های یکسان — التهاب مزمن، اختلال در میکروبیوتای روده، تغییر در سیگنال‌دهی متابولیک — قادرند هم ریسک بیماری‌های قلبی-عروقی و هم بیماری‌های گوارشی و تومورزایی را تحت‌تأثیر قرار دهند.

علاوه بر ترکیبات تغذیه‌ای نامطلوب، افزودنی‌های صنعتی و مواد بسته‌بندی نیز می‌توانند نقش داشته باشند. برخی از امولسیفایرها و نگهدارنده‌ها در مطالعات حیوانی با تغییر در پوشش مخاطی روده و التهاب موضعی مرتبط شده‌اند؛ اگرچه ترجمه مستقیم این نتایج به انسان نیازمند شواهد بیشتر است، اما سیگنال‌های هشداردهنده‌ای وجود دارد که ارزش بررسی مکانیکی و بلندمدت دارند.

پیامدهای بهداشت عمومی و بالینی

تفسیر نتایج اهمیت زیادی دارد. این مطالعه مشاهده‌ای است: یعنی به‌طور قطعی علت و معلول را ثابت نمی‌کند. با این حال اندازه اثر — تقریباً 50٪ شیوع گزارش‌شده بالاتر در میان مصرف‌کنندگانِ پرمصرف — آن‌قدر قابل‌توجه است که توجه پزشکان، سیاست‌گذاران و کارشناسان بهداشت عمومی را جلب کند. پژوهشگران تأکید می‌کنند که الگوی نتایج با آزمایش‌ها و مطالعات کوهورت قبلی که مصرف UPF را با افزایش وزن، فشار خون بالاتر، پروفایل لیپیدی نامناسب و التهاب مرتبط کرده‌اند، هم‌خوانی دارد.

اگر این یافته‌ها در مطالعات طولی و مداخله‌ای تأیید شوند، پیامدها شبیه به تغییرات تاریخی در بهداشت عمومی خواهد بود؛ همانند مسیر طولانی و پرچالش از پذیرش گسترده استعمال توتون تا سیاست‌های ضد دخانیات. تغییر محیط غذایی از تغییر رفتار فردی دشوارتر است. بازاریابی شرکتی، مناطق فاقد دسترسی به غذاهای سالم (food deserts)، ساختار قیمت‌گذاری و سهولت دسترسی همگی افراد بسیاری را به سمت گزینه‌های فرآوری‌شده سوق می‌دهند. معکوس کردن این جریان به سیاست‌گذاری، برچسب‌گذاری بهتر مواد غذایی، راهنمایی‌های بالینی و استراتژی‌های سطح جامعه برای آسان‌تر و مقرون‌به‌صرفه‌تر کردن انتخاب‌های سالم نیاز دارد.

در سطح بالینی، اهمیت دارد که پزشکان و متخصصان تغذیه پیام‌های خود را مبتنی بر شواهد و عمل‌گرایانه ارائه دهند. به‌جای تحمیل رژیم‌های ایده‌آل و غیرقابل‌دستیابی، توصیه‌های کوتاه، قابل اندازه‌گیری و قابل ادامه مثل جایگزینی یک میان‌وعده فرآوری‌شده با میوه تازه یا افزایش مصرف سبزیجات منجمد کم‌افزودنی می‌تواند مؤثرتر باشد. در سطح سیاستی، اقدامات ممکن شامل مالیات بر نوشیدنی‌های قندی، قوانین برچسب‌گذاری واضح‌تر، محدودیت تبلیغات به‌ویژه برای کودکان و تشویق عرضه غذاهای سالم در فروشگاه‌های محلی است.

راهنمایی برای پزشکان و آشپزها

تا زمانی که آزمایش‌های تصادفی کنترل‌شده شواهد علّی قاطع‌تری ارائه دهند، رویکرد عملی کاهش وابستگی به محصولات فوق‌فرآوری‌شده به‌عنوان بخشی از رژیم کلی سالم برای قلب است. این بدان معناست که بر غذاهای کامل تأکید کنیم — سبزیجات، میوه‌ها، حبوبات، غلات کامل، پروتئین‌های کم‌چرب و لبنیات به‌کمینه‌پردازش — و در عین حال مصرف نوشابه، میان‌وعده‌های بسته‌بندی، گوشت‌های فرآوری‌شده و وعده‌های مایکروفری آماده را محدود کنیم.

پیشنهادهای عملی و قابل اجرا برای بیماران و خانواده‌ها شامل موارد زیر است:

• جایگزینی یک میان‌وعده فرآوری‌شده با یک میوه یا یک مشت مغزهای بدون نمک؛

• انتخاب آب یا آب طعم‌دار بدون شکر به‌جای نوشیدنی‌های قندی؛

• پخت و پز بیشتر از مواد پایه و کاهش وابستگی به وعده‌های آماده؛

• استفاده از سبزیجات منجمد بدون سس به‌عنوان گزینه‌ای مقرون‌به‌صرفه و ماندگار؛

• خواندن برچسب‌ها و اجتناب از محصولات با فهرست طولانی از افزودنی‌ها و قندها.

پزشکان باید توصیه‌ها را به زبان ساده و عملی ارائه دهند: «یک تغییر کوچک در هر وعده، در طول زمان تفاوت ایجاد می‌کند». این نوع پیام‌ رسانی که هم قابل‌دستیابی و هم مبتنی بر کاهش ریسک است، برای پذیرش بالای بیمار مؤثرتر است.

دیدگاه کارشناسی

دکتر مایا لوین، کارشناس تغذیه بهداشت عمومی با تجربه در سامانه‌های غذایی جامعه، دیدگاهی مستدل ارائه می‌دهد: «ما به رژیم‌های کامل و بی‌نقص نیاز نداریم. به محیط‌هایی نیاز داریم که مردم را به سمت گزینه‌های بهتر سوق دهند. اگر فروشگاه محله‌تان سبزیجات یخ‌زده مقرون‌به‌صرفه به‌جای نوشابه‌های شیرین عرضه کند، انتخاب‌ها دنبال آن خواهند آمد. پیام‌های بالینی اهمیت دارند، اما باید با سیاست‌هایی حمایت شوند که نحوه تولید، قیمت‌گذاری و بازاریابی غذا را تغییر دهند.»

این دیدگاه به پیام دوگانه مطالعه اشاره می‌کند: ریسک فردی و مسئولیت ساختاری. پزشکان می‌توانند هم‌اکنون بیماران را مشاوره دهند، حتی در حالی که پژوهشگران به دنبال مطالعات تصادفی هستند. از سوی دیگر، سیاست‌گذاران باید همه‌گیر بودن UPFها را به‌عنوان تهدید قابل تغییر برای سلامت جمعیت ببینند و نه یک ترجیح فرهنگی غیرقابل‌تغییر.

ترکیب پیام‌های فردی و سیاست‌های جمعی می‌تواند بیشترین تأثیر را داشته باشد: آموزش بالینی برای تغییر رفتارهای فردی، همراه با سیاست‌هایی که عرضه و قیمت غذاهای سالم را بهبود می‌بخشد، فضای انتخاب سالم‌تری فراهم خواهد کرد.

اولویت‌های پژوهشی آینده

اولویت‌های پژوهشی آینده روشن‌اند. نیاز به کوهورت‌های طولی که تغییرات رژیم غذایی و وقوع رویدادهای قلبی-عروقی را دنبال کنند، احساس می‌شود. همچنین آزمایش‌های تغذیه‌ای تصادفی که رژیم‌های غذایی مبتنی بر غذاهای کامل را جایگزین رژیم‌های سرشار از UPF کنند در حالی که التهاب و عملکرد عروقی را اندازه‌گیری می‌کنند، حیاتی است. مطالعات مکانیکی که بررسی می‌کنند چگونه افزودنی‌ها و تغییرات ماتریکس غذایی بر میکروبیوتا، متابولیسم و اندوتلیوم عروقی اثر می‌گذارند نیز لازم است تا از همبستگی به سمت مسیرهای علّی مطمئن حرکت کنیم.

سؤالات تحقیقاتی مشخص می‌توانند شامل موارد زیر باشند: آیا کاهش سهم کالری از UPF به‌طور قابل‌درک منجر به کاهش hs-CRP و بهبود عملکرد اندوتلیال می‌شود؟ آیا جایگزینی UPF با غذاهای کامل در طول زمان ریسک ابتلا به حمله قلبی را کاهش می‌دهد؟ کدام افزودنی‌ها یا فرآیندهای خاص در UPF بیشترین اثر منفی را دارند؟ پاسخ به این پرسش‌ها می‌تواند پایه‌ای برای راهنمایی‌های بالینی قوی‌تر و سیاست‌گذاری مبتنی بر شواهد فراهم کند.

پیام عملی برای افراد

برای افراد، نتیجه عملی ساده است: هر وعده اهمیت دارد. یک قلم غذایی فوق‌فرآوری‌شده به‌تنهایی سرنوشت را تعیین نمی‌کند. اما رژیمی که به‌طور مکرر به این محصولات متکی باشد، شانس ایجاد التهاب، فشار متابولیک و آسیب عروقی را افزایش می‌دهد. داده‌های NHANES ضرورت پرداختن به یک پرسش طولانی‌مدت بهداشت عمومی را تشدید می‌کنند: آیا می‌توانیم سامانه‌های غذایی را بازطراحی کنیم تا انتخاب سالم، انتخاب آسان باشد؟ اگر این خواسته بزرگ به‌نظر می‌رسد، به یاد داشته باشید: بهداشت عمومی قبلاً تغییر کرده است — یک سیاست و یک جامعه در هر بار.

در نهایت، ترکیب توصیه‌های فردی و اقدامات ساختاری بهترین شانس را برای کاهش اختلالات قلبی-عروقی مرتبط با غذاهای فوق‌فرآوری‌شده فراهم می‌آورد. اقدام‌های ساده روزمره در سطح خانوار، همراه با سیاست‌های هوشمندانه در سطح جامعه، می‌تواند مسیر سلامت جمعیت را اصلاح کند و بار بیماری‌های مرتبط با رژیم غذایی را کاهش دهد.

منبع: scitechdaily

ارسال نظر

نظرات

اتو_ر

خلاصه: هرچه نزدیک‌تر به غذای کامل، بهتر. پیام ساده و عملی است، اما بدون اصلاح ساختار عرضه و قیمت، تغییر رفتار فردی کافی نیست.

پمپزون

حس میکنم مقاله یه‌جورایی کلی حرف میزنه، همه‌ی UPFها یکی نیستن. با این حال قبول دارم سیاستا باید تغییر کنه تا غذای سالم مقرون به صرفه شه.

مهدی

من تو مطب دیدم؛ وقتی بیمارا کمتر غذای آماده خوردن، فشار خون و وزنشون بهتر شد. تجربه‌ی واقعی، نه فقط اعداد، ولی قطعا نمونه‌های بیشتری لازمه.

بیونیکس

آیا واقعا علت و معلول مشخصه؟ NHANES خوبه اما گزارش غذایی سوگیری داره، بهش باید مطالعات طولی و رندمیزه اضافه شه، نه؟

توربو

Makes sense تِنهام؛ من نوشابه رو کم کردم، حالا انرژیم بهتر و وزنم هم کمی پایین اومده 🙂

دیتاپالس

وای، تقریبا نصف احتمال بیشتر؟ اصلا فکر نمی‌کردم میان‌وعده‌هایی که روزانه می‌خوریم انقدر تاثیر داشته باشن. باید جدی‌تر بگیرم و تغییر بدم.

مطالب مرتبط