4 دقیقه
یک تزریق ساده، ویروسی بیخطر و قرصی که یک کلید ژنتیکی را روشن میکند، این همان شرطبندی جسورانهای است که اکنون در یک کلینیک کوچک در حال آزمون است. شرکت لایف بایوساینسز این هفته اعلام کرد نخستین بیمار را با ایآر-۱۰۰ دوزدهی کرده است؛ یک ژندرمانی آزمایشی که برای بازگرداندن سلولهای گانگلیونی شبکیه به وضعیتی جوانتر و کارآمدتر طراحی شده است.
سلولهای گانگلیونی شبکیه در حکم خطوط ارتباطی میان چشم و مغز هستند. این سلولها پس از آسیب، دوباره رشد نمیکنند. بیماریهایی مانند گلوکوم زاویه باز و نوروپاتی ایسکمیک عصب بینایی میتوانند این نورونها را بیصدا و بهصورت برگشتناپذیر از بین ببرند و بدون هشدار جدی، بینایی را بربایند. ایآر-۱۰۰ تلاش میکند با فعال کردن سه ژن درون همین سلولها، این روند را تغییر دهد.
سامانه رسانش این درمان، ویروسی است که توانایی ایجاد عفونت از آن گرفته شده و تنها بهعنوان حامل دستورهای ژنتیکی عمل میکند. این دستورها سلولها را وادار میکنند پروتئینهایی تولید کنند که با هویت سلولی جوانتر ارتباط دارند. کنترل نیز در خود سامانه پیشبینی شده است: ژنهای واردشده زیر فرمان کلیدی قرار دارند که فقط زمانی روشن میشود که شرکتکنندگان یک آنتیبیوتیک مشخص مصرف کنند. با قطع قرص، این کلید خاموش میشود. ایده از نظر مفهومی ساده است، اما در عمل پرریسک.
این نخستین کارآزمایی انسانی است که اوایل امسال از نهادهای ناظر مجوز گرفته است. قرار است تا ۱۸ نفر در آن شرکت کنند؛ ابتدا ۱۲ فرد مبتلا به گلوکوم زاویه باز و سپس تا شش نفر مبتلا به نوروپاتی ایسکمیک قدامی عصب بینایی غیرشریانی. بیماران بهصورت تکبهتک و در طراحی محتاطانه افزایش تدریجی دوز، درمان را دریافت میکنند و دستکم پنج سال از نظر ایمنی و هرگونه نشانه بهبود بینایی پایش خواهند شد.

ایده ایآر-۱۰۰ از پژوهشهایی در هاروارد الهام گرفته که نشان میدهد بازبرنامهریزی سلولی نسبی میتواند سلولهای پیر را وادار کند رفتاری شبیه سلولهای جوانتر داشته باشند. دیوید سینکلر، از بنیانگذاران لایف بایوساینسز و چهرهای شناختهشده در پژوهشهای پیری، پیری را نوعی از دست رفتن اطلاعات اپیژنتیک توصیف کرده است؛ یعنی همان نشانهگذاریهای مولکولی که به دیانای میگویند چگونه رفتار کند. او و برخی پژوهشگران دیگر معتقدند اگر این نشانهها بازتنظیم شوند، بخشی از افت عملکرد مرتبط با سن ممکن است قابل بازگشت باشد.
نتایج آزمایشگاهی، از جمله مطالعات روی موشها و نخستیهای غیرانسانی، به توسعهدهندگان این درمان دلیل کافی برای خوشبینی داده است. با این حال، زیستشناسی انسان متفاوت است. دستکاری بیان ژن شمشیری دولبه است. تغییر هویت سلولی میتواند عملکرد را بازگرداند. اما ممکن است پیامدهای پیشبینینشدهای نیز ایجاد کند، از جمله رشد غیرطبیعی یا سرطان. اگر عوامل اصلی بیماری، برای نمونه افزایش فشار چشم در گلوکوم، کنترل نشوند، دستاوردهای کوتاهمدت هم ممکن است پایدار نمانند.
همه دانشمندان قانع نشدهاند که زمان اجرای چنین رویکردی فرا رسیده است. برخی پژوهشگران این روش را «فوقالعاده پرخطر» میدانند و هشدار میدهند که شور و هیجان ممکن است از شواهد علمی جلو بزند. گروهی دیگر از این آزمایش استقبال میکنند، زیرا آن را روشنترین آزمون تا امروز برای سنجش این پرسش میدانند که آیا بازبرنامهریزی اپیژنتیک میتواند از موش به انسان ترجمه شود یا نه. در هر صورت، این کارآزمایی عمدا کوچک و متمرکز بر ایمنی طراحی شده است؛ بنابراین ادعای گستردهای درباره بازگرداندن پیری در سراسر بدن مطرح نمیکند.
فراتر از پرسشهای فوری درباره ایمنی، این مطالعه به یک بحث علمی عمیقتر اشاره دارد: «معکوس کردن پیری» واقعا به چه معناست؟ پژوهشگران سن زیستی را با انواع ساعتهای مولکولی اندازهگیری میکنند و هنوز روشن نیست کدامیک از این ساعتها برای عملکرد بافت اهمیت بیشتری دارند، یا اینکه برای اعلام جوانسازی واقعی، همه آنها باید بازتنظیم شوند.
نتایج این کارآزمایی در ابتدا احتمالا محدود خواهد بود: اثبات اینکه درمان میتواند بهصورت ایمن رسانده شود و یافتن نشانههایی درباره تغییرات بینایی. اما آغازهای کوچک گاهی پیامدهای بزرگی دارند. آیا این شروع نسل تازهای از درمانهای بازساختی است؟ یا آزمایشی است که خطرات آن از وعدههایش بیشتر است؟ نخستین دادههای انسانی نشان خواهد داد کدام روایت به حقیقت نزدیکتر است.







.webp)






نظر بگذارید
نظرات (3)
طراحی کوچیک و ایمنیمحور خوبه، اما اگه این فقط نشونههایی تو آزمایش باشه چی؟ یعنی واقعا جوانسازی؟ هنوز سوال زیادئ...
واقعاً؟ کنترل با یه قرص آنتیبیوتیک کافیه؟ خیلی سادهانگارانه بنظر میاد. اطلاعات انسانی هنوز کمه...
وای، یه تزریق ساده ولی فکرش ترسناکه... بازتنظیم ژنتیکی تو شبکیه؟ امیدوارم ایمنی واقعی باشه، هیجان زدهام ولی نگرانم.