3 دقیقه
غرش آشنای تماشاگران پس از گل. سکوتی که هنگام بازپخش یک صحنه بحثبرانگیز ورزشگاه را فرا میگیرد. این لحظهها فقط سرگرمکننده نیستند؛ آنها آدمها را به هم پیوند میدهند.
پژوهشگران دانشگاه آنگلیا راسکین به سرپرستی هلن کیز، دادههای ۷٬۲۰۹ بزرگسال ۱۶ تا ۸۵ ساله را در «نظرسنجی مشارکت بریتانیا» بررسی کردند و به الگویی پایدار رسیدند: افرادی که در سال گذشته دستکم در یک رویداد ورزشی زنده حضور داشتهاند، رضایت بیشتری از زندگی گزارش کردهاند، زندگی خود را معنادارتر دانستهاند و کمتر احساس تنهایی کردهاند. پژوهشهای دیگر نیز همین تصویر را تأیید میکنند و نشان میدهند هوادارانی که حداقل سالی یک بار مسابقه را از نزدیک تماشا میکنند، معمولا نشانههای کمتری از افسردگی دارند.
البته همه نمیتوانند روی سکوهای ورزشگاه باشند. اما این موضوع اثر مثبت تماشای ورزش را از بین نمیبرد. تماشای مسابقه از تلویزیون یا بهصورت آنلاین نیز با کاهش نشانههای افسردگی ارتباط دارد و هرچه افراد بیشتر پیگیر مسابقات باشند، این ارتباط قویتر میشود. در شیوههای مختلف تماشا، هواداران همچنان رضایت بیشتری از زندگی نسبت به کسانی گزارش کردهاند که هرگز ورزش را دنبال نمیکنند.
اما جهت این رابطه چیست؟ آیا افراد شادتر به سراغ دنبال کردن ورزش میروند، یا هواداری ورزشی باعث میشود حال افراد بهتر شود؟ پاسخ کاملا قطعی و ساده نیست. دادههای مشاهدهای نمیتوانند رابطه علت و معلولی را ثابت کنند و عواملی مانند درآمد یا شبکههای اجتماعی افراد نیز ممکن است نقش داشته باشند. با این حال، نظریه هویت اجتماعی و مطالعات تصویربرداری مغزی نشانههای قانعکنندهای ارائه میدهند که خودِ هوادار بودن اهمیت دارد.

احساس تعلق موتور اصلی این فرایند است. وقتی خود را با یک تیم همهویت میدانیم، به یک گروه درونی میپیوندیم که حمایت اجتماعی و عاطفی فراهم میکند. هواداران اغلب پیروزیهای دیگران را مانند پیروزی خود تجربه میکنند؛ پدیدهای که روانشناسان آن را «درخشش در افتخار بازتابیافته» مینامند. این تجربه خلقوخو را بهتر میکند و پیوندها را تقویت میسازد. وقتی تیم میبازد، برخی افراد برای دوری از پیامدهای عاطفی، از نظر روانی از تیم فاصله میگیرند؛ موضوعی که با عنوان «قطع ارتباط با شکست بازتابیافته» شناخته میشود. این کشمکش میان دلبستگی و محافظت از خود، بخشی از بافت عاطفی هواداری است.
اسکنهای مغزی نیز این روایت اجتماعی را تأیید میکنند. یک مطالعه تصویربرداری در ژاپن نشان داد زمانی که شرکتکنندگان ورزشهای محبوب و پرشور، مانند بیسبال، را تماشا میکردند، نواحی مغزی مرتبط با پاداش فعالتر میشدند؛ در مقایسه با زمانی که ورزشهایی با درگیری اجتماعی کمتر، مانند گلف، را میدیدند. نتیجه روشن است: به نظر میرسد شور و اشتیاق مشترک، نه فقط خودِ ورزش، مدارهای مغزی مرتبط با بهزیستی و سلامت روان را فعال میکند.
پیام کاربردی چیست؟ چه از صندلی ورزشگاه تیم محبوبتان را تشویق کنید و چه از روی مبل خانه، مزایای سلامت روان از مسیر ارتباط انسانی شکل میگیرد. فرازها و فرودها را با دیگران شریک شوید. به یک گروه هواداری بپیوندید، در انجمنهای آنلاین نظر بدهید، یا مسابقه را با دوستانتان تماشا کنید. حتی کارهای کوچک در هواداری مشترک میتواند معنا بسازد، تنهایی را کاهش دهد و روز شما را از نظر عاطفی روشنتر کند.
پس دفعه بعد که تیم شما بازی دارد، فقط به نتیجه نگاه نکنید. دقت کنید با چه کسانی شادی میکنید و این همراهی چه احساسی در شما ایجاد میکند.







.webp)






نظر بگذارید
نظرات (3)
خودم با دوستام بازیهای تیم قدیمو تلویزیونیا میبینیم، حتی از روی مبل هم حس جمعی داره، تنهایی کم میشه، انصافا
این گزارش خوبه ولی علت و معلول مشخص نیست، یعنی خب شادها دنبال تیمن یا تیم باعث شادی میشه؟ واقعاً سوالیه...
وااای، وقتی جمعیت همصدا میشه حس عجیبیه، مثل یه قدرت مشترک. بغض و شادی با هم، واقعاً انرژی میده!