تأثیر بازی های ویدئویی بر حافظه و مهارت های شناختی

یک مرور علمی تازه نشان می‌دهد بازی‌های ویدئویی می‌توانند با تقویت خفیف حافظه، توجه و کنترل شناختی همراه باشند، هرچند برای اثبات اثرات بلندمدت به پژوهش‌های دقیق‌تر نیاز است.

.3 دیدگاه
تأثیر بازی های ویدئویی بر حافظه و مهارت های شناختی

4 دقیقه

دنبال کردن در گوگل

فکر می‌کنید بازی‌های ویدئویی فقط وقت‌گذرانی بی‌فایده‌اند؟ بسیاری از دانشمندان امروز توصیه می‌کنند دوباره به این موضوع نگاه کنیم. یک مرور تازه و گسترده نشان می‌دهد که بازی کردن می‌تواند فراتر از سرگرمی عمل کند و به شکل ظریف، برخی مهارت‌های شناختی، به‌ویژه حافظه را تقویت کند.

ترکیب نتایج ۱۳۳ مطالعه با حضور ۱۴٬۲۴۵ شرکت‌کننده که در نشریه اکتا سایکولوژیکا منتشر شده، نشان داد بازی کردن با بهبودهای شناختی کوچک اما از نظر آماری معنادار ارتباط دارد. پژوهشگران نتایج را در پنج حوزه شناختی بررسی کردند: حافظه، توانایی فضایی، توجه دیداری، کنترل شناختی و هوش. روشن‌ترین نشانه به عملکرد حافظه مربوط بود.

آن‌ها چگونه به این نتیجه رسیدند؟ با گردآوری و تحلیل دو دهه پژوهش در قالب یک مرور نظام‌مند. این گروه به جای اجرای یک آزمایش جدید، الگوهای مشترک میان آزمایش‌ها و مطالعات همبستگی متعدد را بررسی کرد. چنین مقیاسی کمک می‌کند اثرهایی دیده شوند که شاید در یک مقاله منفرد پنهان بمانند: تغییرات کوچک اما پیوسته که در مجموع اهمیت پیدا می‌کنند.

در مقایسه میان گیمرها و افراد غیرگیمر، این مرور به طور کلی یک برتری خفیف را برای گیمرها گزارش کرد. این مزیت در توجه دیداری، کنترل شناختی و برخی سنجه‌های هوش محسوس‌تر بود، اما حافظه به عنوان حوزه‌ای با قوی‌ترین ارتباط برجسته شد. یک توضیح محتمل این است که وقتی بازیکنان ساعت‌های زیادی را در محیط یک بازی می‌گذرانند، بارها از مهارت‌های مرتبط با حافظه استفاده می‌کنند، مانند پیگیری اهداف، به یاد آوردن مکان‌ها و حفظ توالی‌ها. در نتیجه این مدارهای مغزی بیشتر تمرین می‌بینند.

البته همه پژوهشگران قانع نشده‌اند که بازی کردن باعث ارتقای گسترده شناختی می‌شود. برخی معتقدند مزایا بیشتر از نوع انتقال نزدیک هستند: یعنی بهبودهایی که به خود بازی یا به تکالیفی بسیار مشابه آن وابسته‌اند، نه لزوماً توانایی‌های عمومی در دنیای واقعی. شبیه این است که تمرین دوی سرعت شما را در دوی سرعت بهتر کند، اما الزاماً در دویدن مسافت‌های طولانی نه. این مرور به این بحث اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد که تفاوت در طراحی مطالعات، ویژگی‌های شرکت‌کنندگان و شیوه تعریف یا دسته‌بندی بازی‌ها باعث شده نتایج در ادبیات علمی یکدست نباشد.

برای نمونه، بازی‌های اکشن اغلب در سنجه‌های توجه و ادراک، بهبودهای روشن‌تری نشان می‌دهند. اما اینکه دقیقاً چه چیزی یک بازی «اکشن» محسوب می‌شود، در مطالعات مختلف فرق دارد. برخی پژوهش‌ها عنوان‌های مبتنی بر حرکت را هم شامل می‌کنند و برخی دیگر بر کنترلرهای سنتی تکیه دارند. بعضی آزمون‌ها از اپلیکیشن‌های ویژه تمرین مغز استفاده می‌کنند، در حالی که برخی دیگر بازی‌های تجاری محبوب را می‌سنجند. همین انتخاب‌ها بر نتایج اثر می‌گذارند. وقتی عواملی مانند خودگزینی، یعنی اینکه افرادی که بازی را دوست دارند شاید از ابتدا مهارت‌های خاصی داشته باشند، و زمان بازی گزارش‌شده توسط خود افراد را هم اضافه کنیم، با چشم‌انداز پژوهشی نسبتاً پرنوسانی روبه‌رو می‌شویم.

نویسندگان با دقت به محدودیت‌ها اشاره می‌کنند. ناهمگونی پروتکل‌ها در مطالعات مختلف، مقایسه مستقیم را دشوار می‌کند. چندین مقاله واردشده در این مرور به گزارش خود شرکت‌کنندگان درباره میزان بازی کردنشان متکی بوده‌اند که همیشه قابل اعتماد نیست. مهم‌تر اینکه تعداد کمی از مطالعات افراد را به اندازه کافی در بلندمدت دنبال کرده‌اند تا مشخص شود آیا این مزایا پس از پایان بازی هم باقی می‌مانند یا نه. بنابراین پرسش درباره انتقال بلندمدت این اثرها به کارهای روزمره همچنان باز است.

پس نتیجه چیست؟ شواهد دیگر بازی‌های ویدئویی را صرفاً به عنوان یک تهدید شناختی ساده نشان نمی‌دهند. در عوض، این یافته‌ها اشاره می‌کنند که بازی‌های تعاملی و چالش‌برانگیز می‌توانند مانند تمرین‌های کوتاه برای برخی مهارت‌های ذهنی عمل کنند، به‌ویژه مهارت‌هایی که با حافظه ارتباط دارند. این موضوع امکان‌های جذابی را مطرح می‌کند: آیا طراحان می‌توانند بازی‌هایی بسازند که به طور مشخص توانایی‌های شناختی قابل انتقال را تقویت کنند؟ آیا پزشکان روزی برنامه‌های هدفمند بازی را در کنار تمرین‌های شناختی سنتی تجویز خواهند کرد؟

در حال حاضر، گیمرها می‌توانند از این ایده دلگرم شوند که بخشی از زمان بازی شاید نوعی تمرین برای ذهن باشد. در همین حال، دانشمندان برای جدا کردن اثر تمرین از دستاوردهای واقعی و معنادار خارج از صفحه نمایش، به کارآزمایی‌های دقیق‌تر، تعریف‌های روشن‌تر و پیگیری‌های طولانی‌تر نیاز دارند.

فرشاد واحدی
به دنیای علم خوش اومدی! من فرشاد هستم، کنجکاو برای کشف رازهای جهان و نویسنده مقالات علمی برای آدم‌های کنجکاو مثل خودت!

نظر بگذارید

نظرات (3)

آرش

خوبه ولی یه جورایی اغراق داره، خصوصا اون بخش که میگه «هوش» بهتر میشه. تعریف بازی اکشن هم فرق میکنه بین مطالعات، نیاز به راندومایز بلندمدت دارن

لابکور

معلومه امیدوارکننده‌ست، ولی آیا این به زندگی روزمره منتقل میشه؟ خودگزارشیش زیاده، مطالعات طولانی کمن، شک دارم

دیتاپالس

وااای جدی میگن بازی‌ها می‌تونه حافظه رو تقویت کنه؟ هر روز یه چیز جدید یاد میگیرم... شگفت انگیزه