4 دقیقه
کسی را تصور کنید که در حال آشپزی است، سرش را بالا میآورد تا عددی را پیدا کند، یک نمایش اسلاید را دنبال میکند و همزمان به پرسش یکی از دوستانش پاسخ میدهد. آرام به نظر میرسد، نه؟ اما سکوت همهچیز را تغییر میدهد. مکث در گفتوگو بهسرعت نشانه آشفتگی تعبیر میشود. انسانها خیلی زود قضاوت میکنند.
همین برداشت اجتماعی فوری شاید توضیح دهد چرا یک کلیشه سرسخت همچنان پابرجاست: زنان در چندوظیفگی بهترند. آزمایش تازهای از آندره و دیانا زامایتات که در نشریه Psychological Research منتشر شده، افراد را در محیط آزمایشگاهی قرار داد که قرار بود آشفتگی و وقفههای زندگی روزمره را شبیهسازی کند. نکته جالب اینجاست که این مطالعه هیچ برتری شناختی گستردهای را برای هیچیک از دو جنس پیدا نکرد. آنچه دیده شد، یک رفتار مشخص و قابل مشاهده بود که برداشت دیگران را تغییر میدهد.
پژوهشگران داوطلبانی را برای یک سناریوی چندوظیفگی جذب کردند که بهجای یک آزمون مصنوعی و منفرد، از پنج درخواست همزمان تشکیل شده بود. شرکتکنندگان در آشپزخانه یک دستور پخت را دنبال میکردند، به دنبال یک شماره تلفن میگشتند، حروف و اعداد را با هم تطبیق میدادند، واژههای یک نمایش اسلاید را زیر نظر داشتند و در یک گفتوگو هم شرکت میکردند. هر بیست ثانیه یک محرک گفتوگویی تازه مطرح میشد، پرسشهایی غیرمعمول و باز که برای واداشتن فرد به یک پاسخ واقعی طراحی شده بودند.
چهلویک مرد و سیوهفت زن مرحله نخست را کامل کردند. در دستور پخت، وظیفه جستوجو، تمرین تطبیق و پایش نمایش اسلاید، امتیاز مردان و زنان تقریبا مشابه بود. تفاوت در بخش اجتماعی ماجرا ظاهر شد. مردان بیش از دو برابر زنان به محرکهای گفتوگویی پاسخ ندادند. وقتی هم پاسخ میدادند، سرعت پاسخ و کیفیت جوابهایشان با زنان تفاوتی نداشت. این فاصله به استدلال یا توانایی زبانی مربوط نبود. مسئله، اولویت دادن بود.

یک رفتار قابل مشاهده، یعنی درگیر ماندن در گفتوگو، میتواند قضاوت ما درباره توانایی چندوظیفگی افراد را منحرف کند.
چرا این موضوع مهم است؟ چون گفتوگو بسیار قابل مشاهده است. شاید تأخیر در فشردن یک کلید یا از دست دادن یک نشانه دیداری از چشم دیگران پنهان بماند. اما سکوت در یک تبادل کلامی پنهان نمیماند. وقتی مشاهدهگران ویدئوهای کوتاهی را دیدند، ۱۶۰ بیننده مستقل که از پیش نمیدانستند باید به چه چیزی توجه کنند، بهطور پیوسته مردان کمحرفتر را در مقایسه با زنان، کمتر مسلط، کمتر مؤثر، کمتر دقیق و کمتر درگیر ارزیابی کردند. مشاهدهگران حتی شادی و میل آنها به تلاش را نیز کمتر برداشت کردند. به بیان دیگر، پاسخگویی اجتماعی قابل مشاهده به یک میانبر ذهنی برای سنجش شایستگی تبدیل شد.
زامایتاتها محتاطانه نتیجهگیری میکنند. دادههای آنها نشان نمیدهد که مردان بهطور عینی در مدیریت همزمان کارها ضعیفترند، و ادعا نمیکند که هر زن هنگام چندوظیفگی مدام به گفتوگو ادامه میدهد. این مطالعه فقط یک گرایش میانگین را در محیطی کنترلشده شناسایی میکند: وقتی چندین تقاضا برای جلب توجه با هم رقابت میکنند، مردان بیشتر احتمال داشت رشته گفتوگو را در اولویت پایینتری قرار دهند.
اینکه چرا چنین گرایشی وجود دارد، هنوز روشن نیست. این آزمایش برای آزمون رابطه علت و معلولی طراحی نشده بود، بلکه هدفش آشکار کردن الگوها بود. توضیحها میتوانند فرهنگی باشند، مانند انتظارات اجتماعی و عادتهای آموختهشده، یا ممکن است شامل اثرات تکاملی باشند که گرایشهای متوسط گفتوگویی را شکل دادهاند. اولویتهای فردی و راهبردهای لحظهای نیز بیتردید نقش دارند. نکته اصلی این نیست که یکی از دو جنس را ذاتگرایانه تعریف کنیم، بلکه این است که نشان دهیم یک رفتار اجتماعی واحد چگونه میتواند تصویری عمومی و ماندگار بسازد.
این پژوهش همچنین به آشتی دادن یافتههای متناقض تحقیقات پیشین کمک میکند. چندوظیفگی فقط یک چیز نیست. این توانایی ترکیبی از جابهجایی توجه، حافظه برای هدفهای در انتظار، تصمیمهای اولویتبندی و مدیریت اجتماعی است. مطالعات مختلف، ترکیبهای متفاوتی از این مؤلفهها را میسنجند و همین توضیح میدهد چرا نتایج گذشته درباره تفاوتهای جنسیتی کوچک یا ناسازگار بودهاند. طراحی زامایتاتها تعامل اجتماعی را وارد این ترکیب میکند و با این کار، عاملی را آشکار میسازد که برای مشاهدهگران روزمره بسیار ملموس است.
این یافتهها پیامدهای عملی هم دارند. در محیطهای کاری و کلاسهای درس، درگیری قابل مشاهده اغلب وزن زیادی در ارزیابی عملکرد و برداشت همکاران یا همکلاسیها دارد. فردی که هنگام انجام چند کار همچنان گفتوگو را ادامه میدهد، ممکن است آرام و توانمند به نظر برسد، حتی اگر فردی به همان اندازه شایسته ترجیح دهد بیصدا روی نیازهای فنی تمرکز کند. آگاهی از این سوگیری میتواند شیوه تفسیر رفتار و ارزیابی دیگران را تغییر دهد.
اگر میخواهید در یک لحظه آشفته مسلط به نظر برسید، پاسخ دادن به پرسش بعدی کمک میکند. اگر میخواهید توانایی کسی را منصفانهتر قضاوت کنید، از نشانههای شنیداری فراتر بروید. همین بدهبستان ظریف میان سیگنالهای اجتماعی و عملکرد واقعی در کارها شاید یک کلیشه کامل را از دل یک عادت گفتوگویی واحد ساخته باشد.
.avif)




نظر بگذارید
نظرات (4)
خوبه ولی یه خورده اغراق شده بنظرم. یعنی همه مردها ساکت نمیمونن؛ نمونه کوچیکی بود
تو محل کارم دیدم؛ کسایی که ساکت تمرکز میکنن بیشتر کار درست تحویل دادن، ولی دیدهبانها زود قضاوت میکنن
واقعاً این تفاوتا ذاتیه یا فرهنگی؟ شواهد بیشتر میخواد، نه؟
وااای، این عکس العمل اجتماعی رو اصلا انتظار نداشتم؛ سکوت چه تاثیری میذاره... جالب ولی نگرانکننده