ردپای ویاگرا در مهار گسترش سلول های سرطانی بدن

پژوهشی تازه نشان می‌دهد سیلدنافیل، ماده فعال ویاگرا، ممکن است با اختلال در انتقال کلسترول به سلول‌های سرطانی، روند متاستاز را کند کند؛ به‌ویژه در کنار استاتین‌ها.

.3 دیدگاه
ردپای ویاگرا در مهار گسترش سلول های سرطانی بدن

3 دقیقه

دنبال کردن در گوگل

قرصی که بیشتر با درمان‌های شبانه شناخته می‌شود، شاید بی‌سروصدا جایگاه تازه‌ای پیدا کرده باشد: ریزمحیط تومور. عجیب است؟ بله. اما دور از ذهن نیست؛ داده‌ها همین را نشان می‌دهند.

پژوهشگران مؤسسه وایزمن دریافتند که سیلدنافیل، ماده فعال ویاگرا، می‌تواند یکی از مسیرهای داخلی را که سلول‌های سرطانی برای در اختیار گرفتن کلسترول به کار می‌گیرند، مختل کند. این چربی مانند داربستی برای غشای سلول عمل می‌کند و زمانی حیاتی‌تر می‌شود که سلول‌های توموری از جای خود جدا می‌شوند، در جریان خون حرکت می‌کنند و در اندام‌های دوردست ریشه می‌دوانند. وقتی این داربست از دسترس خارج شود، متاستاز بخشی از شتاب خود را از دست می‌دهد.

سازوکار این اثر هوشمندانه و غیرمستقیم است. سیلدنافیل آنزیم فسفودی‌استراز نوع ۵ یا PDE5 را مهار می‌کند و در نتیجه سطح مولکول پیام‌رسان cGMP افزایش می‌یابد. همه می‌دانند که cGMP رگ‌های خونی را شل می‌کند و همین موضوع اثر دارو بر اختلال نعوظ را توضیح می‌دهد. اما این گروه پژوهشی نشان داد که cGMP به پروتئینی نیز متصل می‌شود که کلسترول را درون سلول جابه‌جا می‌کند و عملا مسیر انتقال را درگیر می‌سازد؛ در نتیجه کلسترول کمتری به جایی می‌رسد که سلول‌های سرطانی مهاجم به آن نیاز دارند.

خلاصه ماجرا این است: کلسترول کمیاب می‌شود. سلول‌های سرطانی از کمبود بیزارند. آن‌ها به‌ویژه زمانی آسیب‌پذیرتر می‌شوند که برای تهاجم و استقرار در بافت‌های جدید باید غشاهای خود را بازسازی کنند. در محیط کشت آزمایشگاهی و در موش‌ها، دستکاری این سامانه انتقال کلسترول توانایی سلول‌های سرطانی برای گسترش را کاهش داد.

ماجرا با ورود استاتین‌ها جالب‌تر می‌شود؛ داروهای پرمصرفی که تولید کلسترول جدید را مهار می‌کنند. وقتی داروهای مشابه سیلدنافیل با استاتین‌ها ترکیب شدند، پژوهشگران یک فشار دوطرفه را مشاهده کردند: از یک سو کلسترول جدید کمتری ساخته شد و از سوی دیگر کلسترول موجود نیز کمتر به جایی رسید که سلول‌های توموری به آن نیاز داشتند. این فشار ترکیبی، پیام ضد متاستاز را در مدل‌های آزمایشی تقویت کرد.

شواهد به سلول‌ها و جوندگان محدود نماند. این مطالعه که در نشریه پژوهش سرطان منتشر شده است، سوابق پزشکی واقعی خدمات سلامت کلالیت در اسرائیل را با پوشش حدود پنج میلیون نفر بررسی کرد و از مشارکت‌های بالینی و آزمایشگاهی گروه‌هایی به سرپرستی پروفسور ایتان روپین و پروفسور شای بن‌شاچار و پزشکان مرکز پزشکی رابین نیز بهره برد. الگوهای موجود در این سوابق نشان داد بیمارانی که از سیلدنافیل استفاده کرده بودند، به‌ویژه همراه با استاتین‌ها، در مقایسه با بیماران مشابهی که این داروها را مصرف نکرده بودند، معمولا بقای طولانی‌تری داشتند.

پروفسور آیلت ارز، سرپرست این پژوهش، می‌گوید: «ما ارتباط تازه‌ای میان یک مولکول پیام‌رسان کلاسیک و کنترل کلسترول درون‌سلولی پیدا کردیم.» او تأکید می‌کند که این یافته‌ها نشان می‌دهند متابولیسم بیمار و داروهایی که برای بیماری‌های نامرتبط مصرف می‌کند، چگونه می‌توانند رفتار تومور را شکل دهند. به بیان او، باید بدن را درمان کرد، نه فقط تومور را.

داروهای موجود که همین حالا در قفسه داروخانه‌ها و خانه‌ها یافت می‌شوند، شاید بتوانند برای بستن یکی از مسیرهای آسیب‌پذیر مورد نیاز سلول‌های سرطانی در گسترش بیماری دوباره به کار گرفته شوند.

با این حال پرسش‌هایی همچنان باقی است. کدام انواع سرطان حساسیت بیشتری دارند؟ چه دوزی و چه زمان‌بندی‌ای بهترین اثر را بدون عوارض جانبی غیرقابل‌قبول ایجاد می‌کند؟ پیش از آنکه پزشکان شیوه درمان را تغییر دهند، انجام کارآزمایی‌های بالینی بزرگ و کنترل‌شده ضروری است. با وجود این، این مطالعه یادآور نکته‌ای مهم است: گاهی پیشرفت بعدی در درمان سرطان در دل داروهای آشنا پنهان شده است، به شرط آنکه بدانیم کجا باید به دنبال آن بگردیم.

نگار بابایی
من نگارم، عاشق آسمون و کشف ناشناخته‌ها! اگر مثل من از دیدن تلسکوپ و کهکشان‌ها ذوق‌زده می‌شی، مطالب من رو از دست نده!

نظر بگذارید

نظرات (3)

دیتاپالس

معقول ولی کمی هایپ شده به نظر میاد. دوز، زمان‌بندی و انواع سرطان مهمن. عجله نکنیم.

آرش

این واقعا روی بیماران پیاده شده یا فقط مدل حیوانی؟ سوابق پزشکی رو چطوری کنترل کردن ، شک دارم اما کنجکاوم

بایونیکس

وااای، ویاگرا؟ نمی‌دونستم یه قرص اینقدر بتونه متاستاز رو کم کنه... امیدوارم آزمایش‌های کلینیکی ثابت کنن