7 دقیقه
تصور کنید فانوسی زمانی روشن شده باشد که جهان هنوز در کودکی خود بود؛ نوری که بیش از ۱۳ میلیارد سال از ژرفای فضا سوسو زد تا سرانجام به ما رسید. آن فانوس یک اختروش است و در ماههای اخیر، ماموریت اقلیدس سازمان فضایی اروپا شمار این چراغهای باستانی شناختهشده برای اخترشناسان را بیش از دو برابر کرده است.

این برداشت هنری یک اختروش را نشان میدهد؛ مرحلهای کوتاه و درخشان که در آن ماده به درون سیاهچاله کلانجرم مرکزی یک کهکشان مارپیچوار فرو میریزد. در مارس ۲۰۲۶، تلسکوپ اقلیدسِ آژانس فضایی اروپا ۳۱ مورد از کهنترین اختروشهای شناختهشده را یافت و مجموع پیشین را بیش از دو برابر کرد. دو مورد از آنها رکوردشکناند و زمانی که جهان فقط ۶۷۰ میلیون سال عمر داشت، با نوری همسنگ یک تریلیون خورشید میدرخشیدند.
شمارش اقلیدس دفتر حساب کیهان آغازین را بازنویسی میکند
اقلیدس برای نقشهبرداری از ساختار بزرگمقیاس جهان طراحی شده بود، اما دامنه توانایی آن به باستانشناسی کیهانی هم میرسد. این تلسکوپ که در سال ۲۰۲۳ پرتاب شد، نور فروسرخ کمفروغ را در پهنههای عظیمی از آسمان رصد میکند. همین ترکیب حساسیت بالا و پوشش گسترده بود که به آن امکان داد ۳۱ اختروش ناشناخته پیشین را از دورهای شناسایی کند که کیهان تنها حدود ۵ درصد از سن کنونی خود را پشت سر گذاشته بود.
دو مورد از این اختروشها برجستهترند. آنها با نامهای EUCL J172902.75+641018.1 و EUCL J125308.55+705432.3 فهرست شدهاند و بهترتیب در انتقالبهسرخهای ۷.۷۷ و ۷.۶۹ قرار دارند. اگر این اعداد را به زمان ترجمه کنیم، یعنی نورشان حدود ۶۷۰ میلیون سال پس از مهبانگ سفر خود را آغاز کرده است. هر یک از این اجرام با نیرویی نزدیک به یک تریلیون خورشید میدرخشید؛ درخشندگیای که نور ستارگان کهکشان میزبانشان را بهکلی تحتالشعاع قرار میدهد.
اهمیت این کشف در چیست؟ اختروشها از سیاهچالههای کلانجرمی نیرو میگیرند که گاز را با شتاب میبلعند. آشکارسازی چنین موتورهای عظیمی در این زمان بسیار زودهنگام، ما را وادار میکند با این پرسش روبهرو شویم که سیاهچالهها و کهکشانها در نخستین میلیارد سال کیهان با چه سرعتی رشد کردند. آیا بذرهای اولیه بهطور غیرمعمولی پرجرم بودند؟ آیا رشد با نرخهایی بیش از آنچه نظریههای کنونی اجازه میدهند پیش رفت؟ اقلیدس نمونههای تازه کافی در اختیار ما میگذارد تا این پرسشها را نه بر پایه چند مورد پراکنده، بلکه با پشتوانه آماری بررسی کنیم.
اقلیدس چه میبیند و چرا این مشاهده اهمیت دارد
جستوجوی نخستین اختروشها همیشه مانند یافتن سوزن در انبار کاه بوده است. این اجرام ذاتا کمیاباند. در فاصلههایی بسیار دور قرار دارند، بنابراین نورشان کمفروغ است و بر اثر انبساط کیهان بهشدت به ناحیه فروسرخ منتقل شده است. از سوی دیگر، طیف آنها میتواند به طیف ستارگان معمولی شباهت پیدا کند و همین موضوع پیمایشهای خودکار را مستعد خطا و سردرگمی میسازد.
اقلیدس قواعد بازی را تغییر میدهد، زیرا پوشش گسترده آسمان را با حساسیت عمیق در فروسرخ ترکیب میکند. بهجای غربال کردن تکههای کوچک آسمان فقط برای یافتن درخشانترین و آشکارترین منابع، اخترشناسان اکنون میتوانند نمونهای نمایندهتر از اختروشهای آغازین گردآوری کنند. این سرشماری دقیقتر، یکی از سوگیریهای مهم رصدی را کاهش میدهد. پژوهشگران بهجای مطالعه صرفِ موارد افراطی، میتوانند رفتار معمول اختروشها را در سپیدهدم زمان بررسی کنند.

این کلاژ ۱۵ مورد از ۳۱ اختروشی را نشان میدهد که تلسکوپ اقلیدسِ سازمان فضایی اروپا کشف کرده است؛ هرکدام با نام و مقدار انتقالبهسرخ خود برچسبگذاری شدهاند. دو مورد کهنتر، در بالا سمت چپ، EUCL J172902.75+641018.1 (z = 7.77) و EUCL J125308.55+705432.3 (z = 7.69) هستند. آنها زمانی که جهان تنها ۶۷۰ میلیون سال سن داشت، با نوری برابر با یک تریلیون خورشید میدرخشیدند.
مجموعه این کشف شامل ۱۲ اختروش با مقدار انتقالبهسرخ ۷ یا بیشتر است. انتقالبهسرخ ۷ متناظر با زمانی است که جهان حدود ۷۷۰ میلیون سال عمر داشت. عبور از این آستانه، پنجرهای مستقیم به دوران بازionش، یا یونش دوباره، در اختیار اخترشناسان میگذارد؛ دورهای که نخستین منابع درخشان، هیدروژن خنثای فراگیری را که از مهبانگ بهجا مانده بود، یونیده کردند.
پیش از اقلیدس، گردآوری حتی چند اختروش در چنین فاصلههایی به سالها جستوجوی هدفمند نیاز داشت. اکنون این ماموریت عملا روند را شتاب داده و در یک سال جمعیتی از این اجرام را ارائه کرده است که پیشتر گردآوری آن دههها زمان میبرد.
این اختروشها درباره رشد آغازین چه آشکار میکنند
کشف اختروشهای باستانی تنها گام نخست است. مرحله بعدی و حیاتی، پیگیری رصدی است: بهدست آوردن طیفهایی با وضوح بالاتر، اندازهگیری جرم سیاهچالهها، ارزیابی محیط کهکشان میزبان و جستوجوی نشانههای ستارهزایی سریع. نتایج اولیه از کارهای پیگیری همین حالا هم بسیار قابل توجهاند.
بررسی دقیق یکی از دومین اختروشهای کهن نشان میدهد که این جرم درون کهکشانی سرشار از گاز و غبار جای دارد و ستارهزایی نیرومندی در آن جریان دارد. این موضوع روایتی ساده اما عمیق را بیان میکند. سیاهچاله سوخت فراوانی برای تغذیه در اختیار داشت، در حالی که خود کهکشان نیز با نرخ بالایی ستاره تولید میکرد. این دو بخش شاید همزمان با یکدیگر رشد کرده باشند و هرکدام از راه فرایندهای بازخوردی که عرضه گاز را تنظیم میکنند، بر دیگری اثر گذاشته باشد.
این اختروشها همچنین بافت دوران یونش دوباره را روشنتر میکنند. نور پرانرژی نخستین ستارگان، کهکشانها و اختروشها بهتدریج هیدروژن سرد و خنثایی را که پس از بازترکیب بر جهان چیره بود، یونیده کرد. دانشمندان با مکانیابی و مشخص کردن ویژگیهای منابع درخشان در این دوره میتوانند مدلهای مربوط به اینکه مه کیهانی چگونه، چه زمانی و در کجا کنار رفت تا آسمان شفاف امروزی پدیدار شود را دقیقتر کنند.

این نمودار جایگاه ۳۱ اختروش کشفشده توسط تلسکوپ اقلیدس سازمان فضایی اروپا را نشان میدهد (زرد)، همچنین محدوده پیمایش اوت ۲۰۲۵ آن را (آبی) و دو دورترین اختروش را (قرمز): EUCL J172902.75+641018.1 (z = 7.77) در سمت راست و EUCL J125308.55+705432.3 (z = 7.69) در سمت چپ. پسزمینه، نقشه سراسر آسمان پلانکِ آژانس فضایی اروپا در سال ۲۰۱۴ است و نوار درخشان، صفحه پرستاره راه شیری را مشخص میکند.
در اینجا تنشهایی نظری وجود دارد. شکلگیری سیاهچالههایی با جرم میلیاردها برابر خورشید در فاصله چند صد میلیون سال، یا به بذرهای اولیه غیرمعمول بزرگ نیاز دارد یا به برافزایش طولانیمدت و نزدیک به حد ادینگتون. هر دو گزینه سناریوهای استاندارد تکامل کهکشانی را تحت فشار قرار میدهند. افزودن دهها داده معتبر دیگر، وزن احتمالات را تغییر میدهد و توضیحهای قابلقبول برای چگونگی شکلگیری نخستین سیاهچالههای کلانجرم را محدودتر میکند.
از جنبه فنی، موفقیت اقلیدس نشان میدهد که تصویربرداری فروسرخ فضایی چگونه مکمل طیفسنجی زمینی است. اقلیدس نامزدهای امیدبخش را در میدانهای بسیار وسیع مشخص میکند. سپس تلسکوپهای زمینی مجهز به طیفنگارهای وضوح بالا وارد عمل میشوند تا انتقالبهسرخ را تایید کنند، پهنای خطوط را بسنجند و ترکیب شیمیایی گاز پیرامونی را بررسی کنند. این دو در کنار هم، یک خط تولید کشف مقیاسپذیر میسازند.
دیدگاه کارشناس
دکتر النا مورالس، اخترفیزیکدان نظری در موسسه خاستگاههای کیهانی، میگوید: «یافتن این تعداد اختروش از دوران نوزادی جهان، مانند کشف یک بستر فسیلی کامل بهجای یک استخوان منفرد است. با در اختیار داشتن یک جمعیت، میتوانیم سناریوهای رشد را بهصورت آماری بیازماییم. آیا این سیاهچالهها استثناهایی کمیاباند یا نماینده یک رده گستردهتر و پیشتر پنهان؟ اقلیدس سرانجام اعدادی را در اختیار ما میگذارد که برای پاسخ به این پرسشها لازم داریم.»
دکتر مورالس ادامه میدهد: «برهمکنش میان ستارهزایی و تغذیه سیاهچاله در این سامانهها بهویژه روشنگر است. وقتی جریانهای ورودی گاز فراوان باشند، هر دو فرایند شتاب میگیرند. جدا کردن علت از معلول از نظر رصدی همچنان چالشبرانگیز است، اما نمونههای اختروشهای با انتقالبهسرخ بالا، چارچوب بحث را دگرگون میکنند.»
نتیجهگیری
سرشماری رو به رشد اختروشها به کمک اقلیدس، کاری فراتر از افزودن چند جرم به یک فهرست انجام میدهد. این کشف، پرسشهای ما درباره جهان آغازین را از نو شکل میدهد. با ۳۱ اختروش تازه با انتقالبهسرخ بالا، از جمله دو جرمی که گویی یک تریلیون خورشید در یک هسته کهکشانی فشرده شدهاند، اخترشناسان اکنون ابزار لازم را دارند تا بیازمایند سیاهچالههای کلانجرم و کهکشانها چگونه با چنین سرعتی به جرمهای عظیم رسیدند.
این کار ادامه خواهد داشت. پیمایش گسترده اقلیدس در نهایت بیش از یکسوم آسمان را پوشش خواهد داد و با انباشته شدن دادهها، باید اختروشهای کمفروغتر و دوردستتری آشکار شوند. برنامههای پیگیری با رصدخانههای زمینی و تلسکوپهای فضایی آینده، جرمها، امضاهای شیمیایی و محیطهای پیرامونی را دقیقتر خواهند کرد. هر داده تازه، روایت خاستگاههای کیهانی را منسجمتر میسازد.
چه کسی تصور میکرد ماموریتی که با هدف مطالعه انرژی تاریک و ماده تاریک آغاز شده، به مشعلی برای روشن کردن سپیدهدم کیهان تبدیل شود؟ این همان شگفتی ثمربخش اخترشناسی مدرن است. اقلیدس فقط خلأ را نقشهبرداری نمیکند. این تلسکوپ راه را به سوی دورانی روشن میکند که نخستین غولها در آن شکل گرفتند.














نظر بگذارید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.