4 دقیقه
چیزی غیرمنتظره در امضای شیمیایی تومورها پنهان بود: نشانههایی از رژیم غذایی، دخانیات، سطح تحصیلات و حتی یک علفکش چند دههای. ردهای کوتاه روی ژنوم، یادداشتهای چسبان اپیژنتیکی، کمکم شبیه روایت زندگی خوانده میشوند و همین روایت میتواند توضیح دهد چرا سرطان کولورکتال در افراد زیر ۵۰ سال رو به افزایش است.
پژوهشگران مؤسسه انکولوژی وال دبرون، ویاچآیاو، به سرپرستی خوزه آ. سئوانه، این ردها را دنبال کردند؛ بهطور مشخص الگوهای متیلاسیون دیانای را، تا «اکسپوزوم» را ردیابی کنند؛ یعنی مجموع مواجهههای محیطی و سبک زندگی در طول عمر. پژوهش آنها که در ۲۱ آوریل ۲۰۲۶ در نیچر مدیسین منتشر شد، اثرانگشتهای متیلاسیون بیماران تشخیصدادهشده پیش و پس از ۵۰ سالگی را مقایسه کرد و تفاوتهای پایداری یافت که بیشتر به مواجهههای واقعی زندگی اشاره دارند تا ژنهای ارثی تازه.
ژنوم را مثل یک کتابخانه تصور کنید. متن تغییر نمیکند. آنچه تغییر میکند یادداشتهای چسبانی است که تعیین میکنند کدام قفسهها بیرون کشیده شوند. نشانگرهای اپیژنتیکی بسته به اینکه فرد چه میخورد، چه چیزی استنشاق میکند، کجا زندگی میکند و با چه واقعیتهای روزمرهای روبهرو است، متصل یا جدا میشوند. سئوانه و همکارانش از همین نشانگرها برای ساختن امتیازهای مواجهه استفاده کردند و سپس آنها را در چندین مجموعه داده آزمودند تا ببینند آیا سرطانهای کولورکتال زودرس و دیررس، تاریخچههای مواجهه متفاوتی با خود دارند یا نه.
از نظر روششناسی، کار دقیق و گسترده بود. این گروه امتیازهای مواجهه مبتنی بر متیلاسیون را با استفاده از دادههای تیسیجیای آموزش داد، سپس نتایج را در ۹ گروه مستقل اعتبارسنجی کرد. این راستیآزمایی متقاطع احتمال تصادفی بودن سیگنالها را کاهش داد. نتیجه این بود: سیگنالهای اپیژنتیکی مرتبط با رژیم غذایی و سیگار کشیدن در موارد زودرس بیشتر دیده شدند و ارتباطی چشمگیر با علفکش پیکلورام نیز پدیدار شد.

پیکلورام ماده تازهای نیست. از دهه ۱۹۶۰ در مزارع استفاده شده است. اما زمانبندی اهمیت دارد. افرادی که پس از ۵۰ سالگی به سرطان کولورکتال مبتلا شدهاند، احتمالا کودکی خود را در دورهای گذراندهاند که استفاده گسترده از پیکلورام هنوز رایج نبود؛ اما کسانی که در سنین پایینتر تشخیص گرفتهاند، ممکن است در بخش بزرگتری از زندگی خود در معرض آن قرار گرفته باشند. برای بررسی عمیقتر این ارتباط، گروه پژوهشی دادههای متیلاسیون تومور را با ثبتهای جمعیتی سرطان، یعنی ثبتهای سرطان انسیآی سییر آمریکا، و سوابق کاربرد آفتکشها در سطح شهرستان از یواسجیاس ترکیب کرد. ارتباط با پیکلورام حتی پس از در نظر گرفتن متغیرهای اجتماعی و جمعیتی و سایر مواد شیمیایی نیز معنادار باقی ماند.
آنچه خود تومورها آشکار کردند حتی جالبتر بود. مواجهه پیشبینیشده بالاتر با پیکلورام با سرطانهایی همبستگی داشت که جهشهای کمتری در ژن ایپیسی داشتند؛ ژنی کلاسیک که از مسیر پیامرسانی وینت در شکلگیری تومورهای کولورکتال نقش محرک دارد. به زبان ساده، این یافته نشان میدهد برخی مواجهههای محیطی ممکن است بافتها را از مسیری جایگزین به سوی بدخیمی هل دهند؛ مسیری که به الگوی کتابی جهش ایپیسی وابسته نیست.
این یافتهها یکشبه رابطه علت و معلول را بازنویسی نمیکنند. همبستگی به معنای اثبات نیست. با این حال، مطالعه نشان میدهد متیلاسیون میتواند ابزاری عملی برای «خواندن» مواجهههای انباشتهشده در بافت باشد و پلی میان تاریخچههای پیچیده یک عمر و تغییرات مولکولی قابل اندازهگیری ایجاد کند. برای پزشکان و برنامهریزان سلامت عمومی، این پل اهمیت دارد: زیرا به جای توضیحهای ژنتیکی جبرگرایانه، به خطرهای قابل اصلاح و اهرمهای سیاستگذاری اشاره میکند.
بنابراین پیشگیری از درون هسته سلول فراتر میرود و به محله و بشقاب غذا میرسد. کاهش مصرف دخانیات، بهبود الگوی تغذیه و بازبینی رویههای قدیمی استفاده از آفتکشها همگی میتوانند بخشهایی از راهبردی برای کند کردن روند افزایش سرطان کولورکتال زودرس باشند. کار ویاچآیاو زاویهای جنایی و تازه برای بررسی یک روند نگرانکننده میگشاید؛ روندی که به مطالعات پیگیرانه، توجه نهادهای تنظیمگر و شاید شیوهای متفاوت برای اندیشیدن درباره همدستی محیط و اپیژنتیک در شکل دادن به خطر سرطان نیاز دارد.
اگر بتوانیم یادداشتهای چسبان روی ژنوم خود را بخوانیم، پرسش این است: آیا یادداشتهایی را که از خود به جا میگذاریم تغییر خواهیم داد؟
.avif)
















نظر بگذارید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.