بارکلیز: چشم انداز انتقالی و کند بازار رمزارز در ۲۰۲۶

یادداشت پایان سال بارکلیز نشان می‌دهد ۲۰۲۶ سالی انتقالی و نسبتاً کند برای بازار رمزارز خواهد بود؛ کاهش حجم معاملات اسپات و افت مشارکت خرده‌فروشی فشار زا هستند، در حالی که توکنیزاسیون و شفافیت مقرراتی فرصت‌های بلندمدت‌اند.

7 نظرات
بارکلیز: چشم انداز انتقالی و کند بازار رمزارز در ۲۰۲۶

10 دقیقه

بارکلیز احتمال سال ضعیف برای رمزارزها در ۲۰۲۶ را مطرح کرد

یادداشت پژوهشی پایان سال بانک بارکلیز ۲۰۲۶ را به‌عنوان سالی انتقالی — و احتمالاً کند — برای صنعت رمزارز توصیف می‌کند. این بانک به کاهش مشارکت خرده‌فروشی و افت حجم معاملات اسپات به‌عنوان مهم‌ترین عوامل بازدارنده اشاره می‌کند و چشم‌انداز خود را برای پلتفرم‌های بزرگ فهرست‌شده در بورس تعدیل کرده است. در عین حال، بارکلیز فرصت‌های بلندمدتی مانند توکنیزاسیون (توکن‌شدن دارایی‌ها) و شفافیت مقرراتی در ایالات متحده را همچنان به‌عنوان موتورهای رشد بالقوه می‌پذیرد و تأکید می‌کند که این نیروها در میان‌مدت می‌توانند جریان درآمدی صنعت را تغییر دهند.

کاهش معاملات اسپات و تضعیف فعالیت خرده‌فروشی

به‌گفته بارکلیز، حجم معاملات اسپات — که یکی از منابع درآمدی حیاتی برای صرافی‌های متمرکز بر مشتریان خرده‌فروشی است — در سیر نزولی قرار دارد. این بانک معتقد است بازار از چرخه‌های ناپایدار «رشد انفجاری و سقوط» که در سال‌های گذشته معامله‌گری خرده‌فروشی را تقویت می‌کرد فاصله گرفته است. با کاهش نوسان قیمت، کاهش تعداد معامله‌گران فعال و کمتر شدن رفتارهای سفته‌بازانه، صرافی‌هایی که به‌طور عمده به معاملات اسپات و کارمزدهای آن وابسته‌اند ممکن است در سال مالی ۲۰۲۶ شاهد فشار بر سود خود باشند.

به بیان دیگر، کاهش حجم معاملات اسپات علاوه بر کاستن از درآمد کارمزدی، می‌تواند منجر به کاهش نقدشوندگی در دفتر سفارش‌ها، افزایش اختلاف قیمت خرید و فروش (اسپرد) و فشار بیشتر بر بازارسازها شود. این روند، در کنار افزایش هزینه‌های عملیاتی و هزینه‌های انطباق نظارتی، ترکیبی نامطلوب برای مدل‌های کسب‌وکار مبتنی بر حجم معاملات خرد ایجاد می‌کند. همچنین، افت فعالیت خرده‌فروشی می‌تواند تمایل بازارسازان بزرگ و شرکت‌های ارائه‌دهنده نقدشوندگی را برای تخصیص سرمایه کاهش دهد و در نتیجه ساختار عمق بازار و اجرای سفارش را ضعیف‌تر سازد.

چرا حجم معاملات اسپات اهمیت دارد

کارمزدهای معاملات اسپات، جریان سفارش خرده‌فروشی و نوسان بالا به‌طور تاریخی در دوره‌های صعودی، منبع اصلی درآمد صرافی‌ها بوده‌اند. افزایش ناگهانی قیمت‌ها و هیجان خبری، مانند موج‌هایی که در گذشته مشاهده شده، حجم معاملات و در نتیجه درآمد کارمزدی را بالا می‌برد. بارکلیز اشاره می‌کند که رویدادهایی مثل تصویب ETFهای بیت‌کوین اسپات در مارس ۲۰۲۴ و تحولات سیاسی مربوط به آن سال، به‌طور موقتی حجم معاملات را افزایش دادند؛ اما تحلیلگران بانک می‌گویند محرک‌های مشابهی که بتوانند تا ۲۰۲۶ به‌طور پایدار حجم معاملات خرده‌فروشی را بازیابی کنند، به‌ندرت قابل مشاهده هستند.

از منظر فنی، حجم معاملات اسپات نقش مهمی در تعیین کارمزدها، درآمد بازارسازها، و هزینه جذب مشتری ایفا می‌کند. وقتی حجم کاهش می‌یابد، هزینه هر مشتری برای صرافی افزایش می‌یابد و فشار بر حاشیه سود بیشتر می‌شود؛ به‌ویژه اگر صرافی سرمایه‌گذاری‌های سنگین در بازاریابی و توسعه محصول انجام داده باشد. همچنین کاهش حجم می‌تواند فشار بر قیمت‌های لیست شده و توان رقابتی صرافی‌ها در جذب سفارشات نهادی را تشدید کند.

کوین‌بیس: چشم‌انداز تعدیل‌شده در لحظات تنوع‌بخشی

بارکلیز کوین‌بیس (Coinbase) را به‌عنوان معیاری برای عملکرد صرافی‌های مستقر در ایالات متحده نام برده است. اگرچه کوین‌بیس در تلاش برای متنوع‌سازی منابع درآمدی خود به بازار مشتقات، اوراق سهام توکنیزه و خدمات جدید دیگر وارد شده است، بانک هدف قیمتی خود برای سهام این شرکت را کاهش داده است. دلیل بارکلیز این است که کاهش حجم معاملات اسپات و افزایش هزینه‌های عملیاتی احتمالاً منافع کوتاه‌مدت ناشی از تملک‌های استراتژیک و گسترش محصول را خنثی خواهد کرد.

در عمل، کوین‌بیس با چالش‌های هم‌زمانی روبه‌روست: از یک‌سو نیاز به سرمایه‌گذاری در توسعه محصول و جذب مشتریان نهادی وجود دارد و از سوی دیگر هزینه‌های مربوط به انطباق با مقررات، نظارت و محافظت از دارایی‌ها بار مالی مضاعفی ایجاد می‌کند. برای بازدهی بهتر، کوین‌بیس باید ترکیبی از رشد در محصولات کم‌هزینه برای مقیاس‌پذیری و بهبود کارایی عملیاتی را دنبال کند تا فشار بر حاشیه سود کاهش یابد. این موضوع شامل بهبود تجربه مشتری، بهینه‌سازی موتورهای تطبیق سفارش و جذب بازارسازهای پایدار است.

مشتقات و محصولات توکنیزه بازی‌هایی بلندمدت هستند

حرکت کوین‌بیس به‌سوی مشتقات و دارایی‌های توکنیزه می‌تواند در طول زمان ترکیب درآمدی شرکت را به‌طور معناداری تغییر دهد. محصولات مشتقه معمولاً کارمزدها و درآمدی با ارزش افزوده متفاوت تولید می‌کنند و جذابیت بیشتری برای مشتریان نهادی دارند، در حالی که دارایی‌های توکنیزه می‌توانند فرصت‌هایی برای کارمزد نگهداری، کارمزد تراکنش و خدمات سرمایه‌گذاری فراهم کنند. با این وجود، بارکلیز تأکید می‌کند که این ابتکارات هنوز در مراحل اولیه هستند و به‌همین دلیل رشد معنادار سود در ۲۰۲۶ چندان محتمل نیست؛ زیرا زیرساخت، نقدشوندگی و چارچوب‌های نظارتی برای پذیرش گسترده هنوز نیاز به توسعه دارند.

علاوه بر موانع نقدشوندگی و مقرراتی، عوامل عملیاتی مانند تطبیق بازارهای مشتقه، نیاز به سیستم‌های مدیریت ریسک پیچیده‌تر، و الزام به همکاری با اتاق‌های تسویه یا ارائه‌دهندگان نقدشوندگی نهادی نیز از جمله چالش‌هایی هستند که زمان‌بر و هزینه‌برند. بنابراین، درآمدزایی قابل توجه از این ناحیه اغلب به شاخص‌هایی مانند عمق بازار، فعالیت بازارگردانان و پذیرش نهادی وابسته است که در کوتاه‌مدت به‌سرعت رخ نمی‌دهد.

توکنیزاسیون و مقررات: جریان‌های حمایتی بلندمدت

بارکلیز توکنیزاسیون و اصلاحات مقرراتی در ایالات متحده را به‌عنوان عوامل حمایتی بلندمدت برای بخش رمزارز شناسایی می‌کند. از یک‌سو انجام آزمایش‌های نهادی توسط شرکت‌هایی مانند BlackRock و اقدامات پذیرش از سوی پلتفرم‌هایی نظیر Robinhood نشان‌دهنده افزایش علاقه به دارایی‌های توکنیزه — از اوراق بهادار تا بازنمایی دارایی‌های دنیای واقعی (RWA) — است. از سوی دیگر، بارکلیز تأکید می‌کند که سهم توکنیزاسیون در درآمد شرکت‌ها به‌صورت تدریجی و در بازه زمانی میانی تا بلندمدت تحقق خواهد یافت و نیاز به زیرساخت‌های حقوقی، فنی و بازارسازانه دارد.

توکنیزاسیون می‌تواند مزایایی مثل تقسیم‌پذیری بهتر دارایی‌ها، افزایش دسترسی سرمایه‌گذار، تسویه سریع‌تر و احتمالاً کارمزدهای پایین‌تر در برخی کسب‌وکارها را به‌همراه داشته باشد. با این حال، تبدیل این پتانسیل به جریان درآمدی واقعی مستلزم حل مسائل مربوط به شناخت قانونی دارایی‌های توکنیزه، استانداردسازی قراردادهای هوشمند، ایجاد چارچوب‌های نگهداری امن (custody) و جذب بازیگران بازار برای ایجاد عمق نقدشوندگی است. در نتیجه، نفع اقتصادی ملموس حاصل از توکنیزاسیون برای شرکت‌ها و سهامداران آنها به‌تدریج و با تقدم پذیرش نهادی و ایجاد زیرساخت‌های نظارتی شکل خواهد گرفت.

قانون CLARITY و نظارت ایالات متحده

بانک به «قانون پیشنهادی CLARITY» به‌عنوان یک محرک بالقوه اشاره می‌کند که می‌تواند تعیین کند آیا برخی از دارایی‌های دیجیتال تحت قوانین اوراق بهادار قرار می‌گیرند یا تحت قوانین کالاها (commodities) و همچنین مرزبندی اختیارات بین کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC) و کمیسیون معاملات آتی کالا (CFTC) را شفاف کند. بارکلیز هشدار می‌دهد که هرگونه پیشرفت نظارتی احتمالاً تدریجی خواهد بود: تصویب قوانین نیازمند توافق سنای ایالات متحده است و ممکن است حتی پس از تصویب با چالش‌های حقوقی مواجه شود که مانع از ایجاد حرکت سریع و معنی‌دار در بازار می‌شود.

بدون چارچوب قانونی روشن و قابل پیش‌بینی، نهادهای سنتی و صندوق‌های سرمایه‌گذاری نهادی ممکن است در تخصیص سرمایه احتیاط بیشتری به خرج دهند. از سوی دیگر، هرگونه اصلاح مقرراتی که مسئولیت‌ها و محدوده صلاحیت‌ نهادهای نظارتی را روشن‌تر کند می‌تواند ریسک حقوقی را کاهش دهد و زمینه را برای سرمایه‌گذاری‌های بزرگ‌تر و توسعه محصولات جدید فراهم سازد. با این حال، زمانبندی و دامنه تأثیرات این اصلاحات به میزان مقاومت سیاسی، بحث‌های قانون‌گذاری و روند دادرسی‌های احتمالی وابسته است.

پیامدها برای صرافی‌ها، معامله‌گران و سرمایه‌گذاران

برای صرافی‌های رمزارز، چشم‌انداز بارکلیز نشان‌دهنده لزوم تمرکز بر انضباط هزینه‌ای و تنوع‌بخشی منابع درآمدی است. پلتفرم‌هایی که به‌شدت به معاملات اسپات خرده‌فروشی متکی‌اند ممکن است نیاز داشته باشند تا عرضه محصولات جدید — مشتقات، سهام توکنیزه، خدمات نگهداری (custody) و سایر خدمات کارگزاری — را تسریع کنند تا کاهش درآمدهای اسپات را جبران نمایند. این تغییرات نه‌تنها نیازمند سرمایه‌گذاری در توسعه محصول هستند بلکه مستلزم تقویت زیرساخت‌های فنی، ساختارهای مدیریت ریسک و تیم‌های سازگاری با مقررات نیز می‌باشند.

برای معامله‌گران و سرمایه‌گذاران، ارزیابی بارکلیز نشان می‌دهد که محیط بازار برای ۲۰۲۶ احتمالاً نسبتاً خنثی خواهد بود و فرصت‌های معاملاتی مبتنی بر نوسان شدید کاهش خواهد یافت. در چنین شرایطی، سرمایه‌گذارانی که به دنبال بازده بلندمدت هستند ممکن است بر پذیرش تدریجی دارایی‌های توکنیزه، سرمایه‌گذاری‌های نهادی و موضوعات بنیادی شرکت‌ها تمرکز کنند، در حالی که معامله‌گران کوتاه‌مدت باید هزینه‌های تراکنش، عمق بازار و ریسک اجرای سفارش را بیشتر لحاظ کنند.

چه نکاتی را سرمایه‌گذاران باید رصد کنند

شاخص‌های کلیدی که باید زیر نظر گرفته شوند شامل حجم معاملات اسپات، نرخ پذیرش نهادی دارایی‌های توکنیزه، مراحل پیشرفت‌های مقرراتی مانند تحرکات پیرامون قانون CLARITY، و راه‌اندازی محصولات جدید توسط بازیگران عمده مانند Coinbase و Robinhood است. علاوه بر این، جریان‌های سرمایه به سمت ETFهای اسپات بیت‌کوین، تغییرات در هزینه‌های کارمزد، عمق دفتر سفارش‌ها و حضور بازارسازان نهادی می‌تواند به‌عنوان نقاط عطف یا علائم تغییر روند عمل کند. هر یک از این عوامل می‌تواند نقطه‌عطفی برای بازار باشد؛ با این حال بارکلیز تأکید می‌کند که بدون ظهور یک محرک ماکرو یا قانونی تازه، احتمال رشد کوتاه‌مدت محدود است.

سرمایه‌گذاران حرفه‌ای همچنین باید ریسک‌های مرتبط با اجرایی شدن پروژه‌های توکنیزاسیون نظیر مسائل حقوقی، استانداردسازی اطلاعات دارایی‌ها، و اطمینان از حفاظت از دارایی‌های مشتری در پلتفرم‌های جدید را ارزیابی کنند. در عین حال، بررسی ترازنامه صرافی‌ها، ساختار هزینه‌ای و میزان تکیه بر درآمدهای ناپایدار اسپات می‌تواند بینشی درباره پایداری سوددهی آنها در دوره‌های رکود ارائه دهد.

جمع‌بندی

بارکلیز ۲۰۲۶ را به‌عنوان سالی انتقالی ترسیم می‌کند: صرافی‌ها احتمالاً با فشارهایی ناشی از کاهش مشارکت خرده‌فروشی و افت حجم معاملات اسپات روبه‌رو خواهند شد، در حالی که صنعت به سرمایه‌گذاری در انطباق مقرراتی، زیرساخت‌ها و توکنیزاسیون ادامه می‌دهد. شفافیت مقرراتی در ایالات متحده و پذیرش معنادار دارایی‌های توکنیزه همچنان از جمله نکات مثبت بلندمدت باقی می‌مانند، اما بارکلیز هشدار می‌دهد که سودآوری و شتاب بازار ممکن است در کوتاه‌مدت کند بماند تا زمانی که این موضوعات به‌تدریج تکامل یابند.

در نتیجه، بازیگران بازار از صرافی‌ها تا سرمایه‌گذاران نهادی و خرده‌فروشی باید رویکردی محتاطانه و مبتنی بر سناریو اتخاذ کنند: سناریوهایی که مسیرهای مختلف اصلاح مقررات، پذیرش نهادی و تغییرات تکنیکی در توکنیزاسیون را در نظر می‌گیرند. تمرکز بر مدیریت هزینه، افزایش مقیاس‌پذیری فناوری، و ایجاد همکاری با ارائه‌دهندگان نقدشوندگی نهادی می‌تواند سطح ریسک را کاهش دهد و شرکت‌ها را برای دوره‌های رشد تدریجی ناشی از توکنیزاسیون و اصلاحات مقرراتی آماده‌تر سازد.

منبع: crypto

ارسال نظر

نظرات

امیر_ک

قانون CLARITY واقعا می‌تونه بازی رو عوض کنه؟ یا باز کلی کش‌دار سیاسی میشه و زمان میبره...

آرمان

من میگم منطقیه، آماده رکود و صبر باشیم.

سفرک

احساسم اینه: محافظه‌کارانه نگاه کردن درست بوده، انتظار معجزه نداشته باشید. کار سخت و هزینه‌بره.

لابکور

تحلیل نسبتا متعادله؛ توکنیزاسیون پتانسیل داره اما مرحله‌به‌مرحله و طولانیه. مقررات تعیین‌کننده‌ست.

توربو

تو شرکت ما هم همینو دیدم، بازار خرده‌فروش خسته‌س. باید مدل درآمدی تغییر کنه، سریع هم نه ولی لازمه

کوینپل

واقعاً این افتِ حجم تا ۲۰۲۶ ادامه‌دار می‌مونه؟ شواهدش کمه به نظرم.

راهنت

وای، انتظار نداشتم ۲۰۲۶ انقدر آروم باشه... ولی خب منطقیه با این افت حجم و خرده‌فروشی!

مطالب مرتبط