8 دقیقه
استیبلکوینها تراکنشهای عظیمی را تسویه میکنند اما پرداختهای واقعی کوچک ماندهاند
براساس تحلیلی مشترک از مککینزی و Artemis Analytics، استیبلکوینها سال گذشته حدود 35 تریلیون دلار را روی ریلهای بلاکچین تسویه کردند. هرچند این رقمِ کلیدی رشد سریع فعالیتهای On-chain را نشان میدهد، گزارش میگوید تنها در حدود 1٪ از این مجموع — تقریباً 380 تا 390 میلیارد دلار — مربوط به پرداختهای واقعی انتها به انتها برای کاربران نهایی مانند حوالهها، حقوق و دستمزد، پرداخت به تأمینکنندگان و تسویههای بازار سرمایه بوده است.
حجم On-chain در برابر کاربرد واقعی در پرداختهای دنیای واقعی
تفاوت اصلی از طبیعت بسیاری از تراکنشهای استیبلکوین ناشی میشود. بخش بزرگی از آن 35 تریلیون دلار مربوط به معاملات رمزارزی، انتقالهای داخلی بین صرافیها، حرکتهای خودکار در پروتکلها و جریانهایی است که به پرداختهای سنتی فروشندگان یا پرداختهای مصرفکننده نمیرسند. به عبارت دیگر، در حالی که استیبلکوینهایی مانند USDC و Tether نیروی محرکهای برای اقتصاد رو به رشد کریپتو هستند، هنوز نتوانستهاند بهطور گسترده ریلهای قدیمی پرداخت برای تراکنشهای روزمره بینالمللی یا حقوق و دستمزد را جابهجا کنند.
برای درک بهتر موضوع، مککینزی بازار جهانی پرداختها را بیش از 2 کوادریلیون دلار در سال برآورد کرده است. بنابراین رقم 380 تا 390 میلیارد دلار که بهعنوان پرداختهای واقعی از طریق استیبلکوین شناسایی شده، تنها حدود 0.02٪ از کل پرداختهای جهانی را تشکیل میدهد که نشان میدهد چه فاصلهای تا نزدیک شدن به حجم تراکنشهای تثبیتشده شبکههایی مانند Visa یا Mastercard وجود دارد.
چرا عناوین خبری میتوانند گمراهکننده باشند
بسیاری از پوششهای خبری اخیر حجم کل تراکنشهای استیبلکوین را مستقیماً با شبکههای کارت مثل Visa یا Mastercard مقایسه میکنند. این مقایسه تفاوت کلیدیای را نادیده میگیرد: شبکههای کارت عمدتاً پرداختهای مصرفکننده و پذیرنده (merchant) را ثبت میکنند، در حالی که بخش زیادی از حجم استیبلکوینها داخلی بازارهای کریپتو است. در نتیجه، ارقام خام تراکنشهای On-chain میتوانند نقش فعلی استیبلکوینها در تجارت روزمره را بیش از حد بزرگ جلوه دهند.
همین نکته در تحلیلهای رقابتی و ارزیابی عملکرد شبکههای پرداخت اهمیت دارد؛ درک اینکه چه مقدار از جریانهای پولی به مصرفکننده نهایی و فروشندگان حقیقی میرسد، برای سنجش پذیرش واقعی «پول دیجیتال پایدار» یا stablecoin بهعنوان روش پرداخت حیاتی است.

کجا و چگونه استیبلکوینها امروز استفاده میشوند
گزارش سه مورد کاربرد اصلی را مشخص میکند که در آنها استیبلکوینها هماکنون بهعنوان ابزار پرداخت عمل میکنند. این موارد نشان دهنده نفوذ اولیه در جریانهای مالی خاص اما معنادار هستند که میتوانند زمینهساز رشد بیشتر پذیرش در آینده باشند:
- تسویههای کسبوکار با کسبوکار (B2B): حدود 226 میلیارد دلار در سال که توسط پرداختهای تامینکنندگان و انتقالات شرکتی هدایت میشود. این بخش شامل شرکتها و تأمینکنندگان بینالمللی است که به دنبال کاهش هزینه و تسریع زمان تسویه هستند.
- حقوق بینالمللی و حوالهها: حدود 90 میلیارد دلار، جایی که سرعت و کارمزدهای کمتر میتواند به نیروی کار مهاجر و کارکنان بینالمللی سود برساند. استفاده از استیبلکوینها برای حواله میتواند هزینههای تبدیل ارز و زمان انتظار را کاهش دهد، بهویژه در مناطقی که زیرساختهای بانکی کند یا گران است.
- بازارهای سرمایه و تسویههای خودکار صندوقها: تقریباً 8 میلیارد دلار، شامل تسویههای برنامهریزیشده و تسویههای نهادی. در این حوزه، استیبلکوینها میتوانند فرایندهای تسویه را خودکار و نزدیک به زمان واقعی کنند تا ریسکهای تسویه کاهش یابد.
این بخشها نشاندهنده جذب اولیه استیبلکوینها در جریانهای کاری مالی مشخص هستند؛ جریانهایی که از کارایی، هزینه و زمان تسویه سود میبرند. شرکتهای فعال در حوزه کریپتو مانند Circle (صادرکننده USDC) و شرکتهای مرتبط با Tether همچنان استیبلکوینها را بهعنوان گزینهای ارزانتر و سریعتر نسبت به سیستمهای مرسوم بینالمللی مانند SWIFT معرفی میکنند، در حالی که بازیگران سنتی پرداخت مانند Visa، Stripe و سایر ارائهدهندگان پرداخت نیز در حال بررسی و آزمایش راهکارهای ترکیبی و ادغام با ریلهای استیبلکوین هستند تا از مزایای این فناوری بهره ببرند.
پتانسیل بلندمدت و مسیر مقیاسپذیری
مککینزی و Artemis تأکید دارند که حجم پایین فعلی پرداختها نباید پتانسیل بلندمدت استیبلکوینها را نفی کند. تحلیل آنها بیشتر یک خط مبنای واقعبینانه فراهم میآورد تا پیشرفت را نسبت به آن اندازهگیری کنیم. برای اینکه استیبلکوینها بهعنوان یک راهحل پرداخت فراگیر مقیاس یابند، چند عامل کلیدی لازم است:
- پذیرش گسترده فروشندگان و کسبوکارها: باید ابزارها و انگیزههایی فراهم شود تا تاجرها و فروشندگان پول دیجیتال پایدار را بپذیرند؛ از سادهسازی تجربه پرداخت گرفته تا تضمین تبدیل سریع به فیات برای کنترل ریسک ارز.
- وضوح و هماهنگی مقرراتی: چارچوبهای قانونی شفاف و سازگار در سطوح ملی و بینالمللی برای کاهش ریسکهای حقوقی، پولشویی و حفاظت از مصرفکننده ضروری است. بیثباتی مقررات میتواند مانع سرمایهگذاری و مشارکت بازیگران سنتی شود.
- نقدینگی فیات و دسترسی به درگاههای on/off ramp: پیوند مستحکم بین استیبلکوین و نقدینگی فیات برای تبدیل سریع و کمهزینه اهمیت دارد. صرافیها، بانکها و ارائهدهندگان نقدینگی باید زیرساختهای لازم را برای تبدیل و گردش پول فراهم کنند.
- همکاری میان ارائهدهندگان کریپتو و شرکتهای پرداخت سنتی: شراکتها میتوانند به ادغام ریلها، رعایت مقررات و ایجاد محصولات ترکیبی کمک کنند که تجربه کاربری قابلقبولی فراهم آورد.
- استانداردهای فنی و بینعملپذیری: نیاز است پروتکلها و استانداردهایی شکل بگیرند که تراکنشها میان بلاکچینهای مختلف، ارائهدهندگان کیفپول و سیستمهای پرداخت سنتی را تسهیل کنند.
همانطور که بازیگران از هر دو دنیا — صادرکنندگان بومی کریپتو و غولهای پرداخت قدیمی — برای ساختن ریلها رقابت میکنند، رصد پذیرش پرداختهای واقعی (حوالهها، حقوق، تسویههای B2B) برای ارزیابی اینکه آیا استیبلکوینها از «لولهکشی» پرحجم داخلی بازار کریپتو به زیرساخت پرداخت جهانی قابلاطمینان تبدیل میشوند یا خیر، حیاتی خواهد بود.
بررسی فنی و عملیاتی نشان میدهد که مسیر انتقال استیبلکوینها به پرداختهای روزمره شامل چندین گام پیچیده است: تضمین نقدینگی و پشتوانه شفاف، کاهش هزینههای تبدیل، توسعه کیفپولهای سازگار با تجربه کاربری فروشندگان، ارائه بیمه یا مکانیسمهای پوشش ریسک برای پذیرندگان و ایجاد مدلهای کسبوکاری که کارمزدهای پایدار و قابل قبول برای همه طرفها فراهم کند. همچنین باید توجه داشت که تجربه کاربری (UX) و قابلیت یکپارچگی با سیستمهای حسابداری و تسویه فروشندگان نقش تعیینکنندهای در پذیرش تجاری دارند.
از منظر رقابتی، مزیت بالقوه استیبلکوینها در پرداختهای برونمرزی (cross-border payments) و حوالهها این است که میتوانند زمان تسویه را به دقیقه یا حتی ثانیه کاهش دهند و هزینههای تبدیل را پایین بیاورند، بهخصوص برای کشورها و بازارهایی که زیرساخت بانکی مقرونبهصرفه یا سریع ندارند. با این حال، برای تبدیل این پتانسیل به واقعیت، باید چالشهای ریسک اعتباری، ریسک نقدینگی و سازوکارهای شفاف نظارتی حل شوند.
از زاویه فناوری، بهینهسازی هزینه گس (gas fees) در بلاکچینهای عمومی، ارتقای لایههای مقیاسپذیری (مانند راهحلهای لایه دوم) و بهبود کارایی کیفپولها و درگاههای پرداخت از نکات کلیدی برای کاهش هزینههای عملیاتی است. علاوه بر این، تنوعبخشی به مدلهای استیبلکوین — شامل استیبلکوینهای با پشتوانه فیات، استیبلکوینهای الگوریتمی یا هیبرید — میتواند مزایا و ریسکهای متفاوتی ارائه دهد که تنظیمکنندگان و نهادهای مالی باید به دقت بسنجند.
در نهایت، معیار اصلی سنجش موفقیت، تنها حجم تراکنش نیست؛ بلکه سهم واقعی از تراکنشهای روزمره که به حقوق کارمندان، پرداختهای فروشندگان و حوالههای خانوارها میرسد، اهمیت دارد. گزارشهای آینده که بر دادههای واقعی پرداخت تمرکز کنند، تعیین خواهند کرد آیا استیبلکوینها میتوانند از زیرساخت داخلی بازار کریپتو فراتر روند و به شبکهای پرداختی قابلاتکا و جهانی تبدیل شوند.
منبع: coindesk
نظرات
دانیکس
خلاصه: فعلا بیشتر به درد بازار کریپتو میخوره تا پرداخت روزمره. گزارش واقعبینانهست، باید صبر کرد ببینیم نهادها چطور وارد میشن.
دیتاپالس
حجم خام رو آوردن جلوی چشم ولی موضوع اصلی UX و تبدیل فیاته، هنوز کار داره، کمی اغراقشده ولی پتانسیل هست.
آرمین
من تو شرکت پرداخت دیدم؛ نقدینگی و درگاهها واقعا گلوگاهن. اگه حل نشه، استیبل کوین ها محلی میمونن، نه جهانی
لابکور
آیا این آمار قابل اعتمادِ؟ نقل و انتقال داخلی صرافی ها خیلی فضا رو پر کرده، اما دادههای پرداخت واقعی کجاست ؟
کوینپایل
واقعا 35 تریلیون؟ شگفتانگیز اما وقتی فقط ۱٪ واقعی باشه، این همه هیاهو چرا؟ هنوز راه درازه، مخصوصا برای پرداخت روزمره.
ارسال نظر