9 دقیقه
سیاست مالیاتی، نه مقیاسپذیری، بزرگترین مانع است
صداهای مختلف در صنعت رمزارز اشاره میکنند که دلیل اصلی عدم تبدیل بیتکوین (BTC) به یک روش پرداخت رایج، نحوه برخورد مالیاتی با تراکنشها است — نه نقص در فناوریهای مقیاسپذیری. پیر روچارد، عضو هیئتمدیره شرکت خزانهداری بیتکوین Strive، معتقد است قوانین مالیاتی فعلی ایالات متحده پرداختهای روزمره با بیتکوین را غیرعملی میکنند، زیرا هر انتقال رمزارزی را بهعنوان رویدادی قابلمشمول مالیات تلقی میکنند که میتواند موجب شناسایی سود یا زیان سرمایه شود.
روچارد موضوع را با یک تمثیل ساده خلاصه کرد: حتی بهترین ورزشکار هم اگر وارد بازی نشود، نمیتواند برنده شود. با تعمیم این دیدگاه به بیتکوین، یعنی تسویه نزدیک به لحظهای و کارمزدهای پایین بهتنهایی کافی نیستند تا بیتکوین تبدیل به رسانهای کارآمد برای مبادلات روزمره شود، زمانی که سیاستهای مالیاتی خرجهای عادی و روزمره را جریمه میکنند.
چرا معافیت de minimis اهمیت دارد
نبود معافیت مالیاتی de minimis برای تراکنشهای کوچک رمزارزی به این معناست که احتمالاً هر خرید خرد در سطح خردهفروشی مشمول محاسبه سود یا زیان سرمایه میشود. برای مصرفکنندگان این مسأله بار گزارشدهی سنگینی ایجاد میکند و میتواند باعث ایجاد بدهیهای مالیاتی برای خریدهای روزمره مانند قهوه، نان یا مواد غذایی شود. بنابراین گرچه فناوریهای مقیاسپذیری مثل شبکه لایتنینگ (Lightning Network) تا حد زیادی هزینهها و زمان تسویه را کاهش دادهاند، اما کارکرد بیتکوین بهعنوان «پول روزمره» بدون چارچوب مالیاتی ساده و معقول همچنان محدود میماند.
پیشنهادهای سیاستی و مناقشه درباره استیبلکوینها
در دسامبر 2025، مؤسسه سیاست بیتکوین (Bitcoin Policy Institute) هشدار داد که بدون وجود معافیت de minimis، بیتکوین همچنان بهعنوان یک ریل پرداخت عملی باقی نخواهد ماند. از آن زمان برخی از قانونگذاران ایالات متحده پیشنهاد دادهاند که معافیتها را تنها به استیبلکوینهای دلاری با پشتوانه بیشازمازاد محدود کنند — توکنهای دلاری دیجیتالی که 1:1 با سپرده نقدی یا اوراق کوتاهمدت دولتی پشتیبانی میشوند. این رویکرد با واکنش مخالفانی از سوی حامیان بیتکوین مواجه شد که آن را برتری دادن به توکنهای دلاری نسبت به پرداختهای بومی BTC میدانند و هشدار دادند که چنین تمایزی میتواند باعث اعوجاج بازار و ایجاد میدان بازی نامتقارن در مقررات شود.
حرکتهای قانونگذاری و واکنشهای صنعت
سناتور وایومینگ، سینتیا لومیس، در ژوئیهٔ 2025 قانونی را معرفی کرد که پیشنهاد میداد معافیتی تحت عنوان de minimis برای تراکنشهای دارایی دیجیتال تا سقف 300 دلار در نظر گرفته شود، همراه با سقف سالانه 5,000 دلار و استثناهایی برای کمکهای خیریه. این طرح همچنین پیشنهاد داده بود که شناسایی مالیاتی درآمدهای حاصل از استیکینگ و پاداشهای ماینینگ تا زمان فروش آن داراییها به تأخیر بیفتد؛ موضوعی که میتواند اصطحکاک مالیاتی بسیاری از کاربران رمزارز را کاهش دهد و موانع استفاده روزمره را کمتر کند.

پیشنهاد قانونی سناتور سینتیا لومیس برای معافیتهای مالیاتی رمزارز.
صداها از اکوسیستم رمزارز
حامیان مطرح پرداخت با بیتکوین نظرات خود را بیان کردهاند. جک دورسی، بنیانگذار شرکت Block (که پیشتر Square نام داشت)، پس از ادغام پرداختهای بیتکوین در سیستمهای نقطهفروش (POS)، خواستار تسهیلات مالیاتی برای تراکنشهای کوچک BTC شد و بر فوریت فراهم کردن زمینه برای کاربرد بیتکوین در تجارت روزمره تأکید کرد. دیگران، مانند تحلیلگر بیتکوین مارتی بنت، بهصراحت پیشنهادهایی را که به نفع استیبلکوینها و به ضرر معاملات بومی بیتکوین تمام میشود «بیمعنی» توصیف کرده و هشدار دادهاند که اینگونه سیاستها میتواند به ایجاد اختلالات بازار و بیعدالتی مقرراتی بینجامد.
این وضعیت برای مصرفکنندگان و کسبوکارها چه معنا دارد
برای فروشندگان، استارتاپهایی که در حال ساخت ریلهای پرداخت هستند، و مصرفکنندگانی که امیدوارند از بیتکوین برای خریدهای روزمره استفاده کنند، مسیر پیشرو تا حد زیادی بستگی به قانونگذاران دارد. فناوریهای مقیاس لایه دوم مانند شبکه لایتنینگ میتوانند هزینهها و زمان تسویه را کاهش دهند و تجربه کاربری را بهبود بخشند، اما پذیرش معنادار در سطح خردهفروشی مستلزم قوانین مالیاتی روشن، منطقی و قابلاجرا است — از جمله معافیتهای de minimis عملی — تا تراکنشهای معمولی به معضلهایی برای گزارشدهی مالیاتی تبدیل نشوند.
تا زمانی که سیاستهای مالیاتی با پیشرفتهای فنی همگام نشوند، نقش بیتکوین بهعنوان پول روزمره محدود باقی خواهد ماند، حتی اگر اکوسیستم کلی رمزارز همچنان به نوآوری ادامه دهد.
برای درک بهتر ابعاد موضوع، لازم است چند جنبهٔ کلیدی را بهصورت دقیقتر بررسی کنیم: نحوه اعمال مالیات در عمل، بار گزارشدهی برای مصرفکننده و کسبوکار، راهحلهای فنی و سیاستی پیشنهادی، و تجربه بینالمللی در قوانین مالیاتی رمزارز. در ادامه هر یک از این حوزهها را توضیح و تحلیل میکنیم.
نحوه محاسبه مالیات و چالشهای گزارشدهی
در الگوی کنونیِ بسیاری از حوزههای قضایی، خرید با رمزارز از منظر مالیاتی معادل فروش دارایی تلقی میشود: زمانی که شما بیتکوین را برای خرید کالا یا خدمات خرج میکنید، آن تراکنش بهعنوان «فروش» BTC تلقی میشود و باید سود یا زیان سرمایه از تفاوت میان قیمت مبنای خرید (cost basis) و قیمت زمان مصرف محاسبه شود. این شیوه استاندارد، اگرچه از منظر اصول حسابداری منطبق بهنظر میرسد، در سطح مصرفکننده خرد عملاً غیرقابلاجرا است؛ چرا که نگهداری سوابق قیمت خرید، زمان و محاسبات برای هر تراکنش خرد—مثلاً پرداخت برای یک قهوه— برای مصرفکننده و برای کسبوکار بسیار پردردسر خواهد بود.
بار گزارشدهی برای فروشندگان نیز غیرقابلانکار است: فروشگاهی که بیتکوین دریافت میکند باید روندی برای ثبت دقیق ارزش دلاری آن در زمان تراکنش، محاسبه سود یا زیان و اعلام آن در اظهارنامهها داشته باشد. این نیاز به ابزارها و زیرساختهای حسابداری مناسب، هزینههای تطبیق و ریسکهای ناخواسته مانند خطاهای محاسباتی یا اختلافهای زمانی در نرخ تبدیل را افزایش میدهد. در نبود معافیتهای کوچک، پذیرش بیتکوین در سطح خردهفروشی ذاتاً پیچیده و پرهزینه میشود، حتی اگر فناوری پرداخت فوری و ارزان باشد.
راهحلهای فنی و ادغام با سیستمهای مالی موجود
راهحلهای فنی متعددی برای کاهش اصطکاک مالیاتی و کاری ایجاد شدهاند یا در حال توسعهاند. بهعنوان مثال، سرویسهای پرداختی که بهصورت خودکار محاسبات تبدیل و ثبت را انجام میدهند میتوانند بخش بزرگی از بار گزارشدهی را از دوش فروشنده بردارند. کیفپولها و پروتکلهای لایه۲ میتوانند سوابق تراکنش را بهصورتی تولید کنند که در مراحل بعدی گزارشدهی مالیاتی قابلاستفاده باشند. با این حال، حتی با بهترین ابزارهای فناوری، بدون یک معافیت ساده مثل de minimis که تراکنشهای خرد را از وضعیت «فروخته شدن دارایی» خارج کند، پیچیدگی و هزینهٔ اداری همچنان پابرجا خواهد ماند.
تجربه بینالمللی و نمونههای تطبیقی
در برخی کشورها، مقامات مالیاتی سیاستهای تسهیلکنندهتری برای تراکنشهای خرد رمزارزی اتخاذ کردهاند یا راهنماییهای روشنی ارائه دادهاند که تا حدی بستر پذیرش را آسانتر کرده است. مقایسه بینالمللی نشان میدهد کشورهایی که چارچوبهای مالیاتی ساده، معافیتهای مقدار کم یا راهکارهای گزارشدهی خودکار دارند، پذیرش رمزارز در استفادههای خرد را سریعتر و گستردهتر تجربه کردهاند. این تجربیات میتواند برای قانونگذاران ایالات متحده و دیگر مناطق مدلی برای طراحی معافیتها و سازوکارهای نظارتی فراهم کند که در عین محافظت از مصرفکننده و جلوگیری از فرار مالیاتی، کاربرد واقعی بیتکوین در معاملات روزمره را تسهیل کند.
پیامدهای اقتصادی و بازار
اگر معافیتهای مالیاتی خرد بهطور معقولی تعیین شوند، انتظار میرود اثرات مثبتی بر هزینههای تراکنش، سرعت گردش پول و جذب کاربران جدید وجود داشته باشد. پذیرش گستردهتر بیتکوین بهعنوان وسیلهٔ پرداخت میتواند بازارهای خردهفروشی را به سمت مدلهای اقتصادی جدید سوق دهد، هزینههای تبدیل ارز برای کاربران بینالمللی را کاهش دهد و شبکههای پرداخت مبتنی بر رمزارز را پویاتر کند. با این حال اگر معافیتها ناقص باشند یا بهنفع انواع خاصی از توکنها مانند استیبلکوینهای دلاری محدود شوند، ممکن است شاهد تحریف رقابت، کاهش انگیزه برای استفاده از بیتکوین بومی و تقویت نقاط مرکزیشدهای باشیم که مخالف فلسفه توزیعشدهٔ رمزارز هستند.
جمعبندی ملاحظات عملی برای ذینفعان
برای فروشندگان: پیادهسازی راهکارهای پرداخت خودکار که سوابق لازم برای گزارشدهی را تولید کنند میتواند هزینهٔ تطبیق را کاهش دهد، اما در بلندمدت نیاز به اصلاح قواعد مالیاتی وجود دارد تا پذیرش واقعی رخ دهد. برای مصرفکنندگان: شفافیت در مورد مسئولیتهای مالیاتی و ابزارهای ساده برای ردیابی هزینهها و ارزش مبنای دارایی ضرورت دارد. برای قانونگذاران: طراحی معافیت de minimis و سیاستهایی که تعادل بین جلوگیری از سوءاستفاده و تسهیل استفاده مشروع را برقرار کند، کلیدی است. و برای توسعهدهندگان و شرکتهای فناوری: ادامهٔ نوآوری در سطح فنی (مثل کیفپولهای کاربرپسند و ریلهای پرداخت لایه2) باید با مشارکت در گفتگوهای سیاستی همراه شود تا راهحلهای عملی و هماهنگ ارائه گردد.
در نهایت، همگرایی میان پیشرفتهای فنی و اصلاحات سیاستی بهخصوص در حوزهٔ مالیات است که تعیین خواهد کرد بیتکوین تا چه حد میتواند بهعنوان یک ابزار پرداخت روزمره پذیرفته شود. بدون این همگرایی، بیتکوین ممکن است همچنان بیشتر در نقش «ذخیرهٔ ارزش» یا ابزار سرمایهگذاری باقی بماند تا وسیلهٔ پرداخت روزمره و عمومی.
منبع: cointelegraph
نظرات
امیر
خوبه اما اگه معافیت فقط به استیبلکوینها برسه، عملا به نفع اونا تموم میشه، و بیتکوین خسته میشه؛ باید بیطرف باشن
تریپمایند
خلاصه دیدگاه متوازنیه، ترکیب تکنولوژی و سیاست لازمه. جزئیات مهمن، مخصوصا سقف معافیت و موارد استثنا
بیونیکس
من خودم تو فروشگاه آنلاین دیدم، حسابداری با بیتکوین یه کابوسه؛ ابزار لازمه و قانونم باید روشن باشه
توربو
واقعیه؟ یعنی برای یه قهوه هم باید سود و زیان حساب کنیم؟ این که مسخرهس، 😅 سیستمها هم هنوز برای این حجم آماده نیستن...
کوینپای
منطقیشه، معافیت de minimis لازمه تا بیتکوین بتونه تو کیف مردم باشه
دیتاپالس
وای یعنی مشکل اصلی نه فنیه نه سرعت بلکه مالیاته؟ بهنظرم خیلی مهمه ولی آیا عملا قابل اجراست؟
ارسال نظر