8 دقیقه
پیشنیاز افزایش بعدی بیتکوین وابسته به بازنشانی نقدینگی است
توانایی بیتکوین برای آغاز یک روند صعودی پایدار اکنون به بازگشت و تجدید نقدینگی بازار بستگی دارد، براساس تحلیلهای آنچین شرکت Glassnode. شاخصهای کلیدی — بهویژه نسبت سود/زیان نسبت به میانگین متحرک ۹۰ روزه — باید بهطور معناداری بهبود یابند. تقریباً ۲۲٪ از عرضه در گردش BTC در ضرر قرار دارد؛ سطحی که در گذشته همزمان با فازهای اصلاحی بوده و در صورت شکست سطوح حمایتی حیاتی، ریسک فشار فروش مجدد را افزایش میدهد.
چرا نسبت سود/زیان اهمیت دارد
تحلیل Glassnode نسبت سود/زیان را بهعنوان یک معیار عملی برای سنجش نقدینگی آنچین معرفی میکند. بهطور تاریخی، بازیابیهای میانی چرخه زمانی تقویت شدهاند که آن نسبت بالای ۵ روی میانگین متحرک ۹۰ روزه باقی مانده است؛ نشانهای از جریان مداوم سرمایه و اشتهای سالم برای خریدهای جدید. امروز این معیار نزدیک به ۲ قرار دارد که بهطور قابلتوجهی پایینتر از آستانهای است که Glassnode آن را با روندهای صعودی ماندگار مرتبط میداند. برای معاملهگران و سرمایهگذارانی که حرکت قیمت BTC را دنبال میکنند، این فاصله نشان میدهد که کسب سودهای اخیر بدون ورود مجدد قدرت خریدار شکننده است و ممکن است با کوچکترین شوکها از بین برود.
به بیان دیگر، نسبت سود/زیان شبیه یک «شاخص سلامت سرمایه» است که نشان میدهد چه مقدار از عرضه در وضعیت سودآوری نسبت به هزینه متوسط خریداران قرار دارد. زمانی که این نسبت بالا میرود، تمایل بازار برای حفظ موقعیتها و خرید در سطوح بالاتر افزایش مییابد؛ و بالعکس، نسبت پایینتر نشاندهنده ضعف تقاضا و احتمال فشار فروش ناشی از سفارشات توقف زیان (stop-loss) یا فروش اجباری است. از منظر تحلیل فنی و آنچین، ترکیب این نسبت با حجم معاملات، جریان صرافیها و میانگینهای متحرک میتواند چشمانداز روشنتری از تداوم یا پایان یک موج صعودی ارائه دهد.
عرضه در ضرر ریسک نزولی را افزایش میدهد
Glassnode همچنین توزیع عرضه بیتکوین را بهعنوان یک نقطه فشار بالقوه برجسته میکند. تقریباً ۲۲٪ از BTC در گردش در وضعیت زیان قرار دارند؛ سهمی که با پنجرههای اصلاحی اوایل ۲۰۲۲ و اواسط ۲۰۱۸ مشابه است. زمانی که بخش قابلتوجهی از دارندگان زیر نقطه سربهسر (breakeven) قرار دارند، شکست سطوح حمایتی فنی میتواند باعث فعال شدن سفارشات توقف زیان و فروش اجباری شود که شتاب نزولی را تشدید میکند. این پدیده بهخصوص در بازارهایی که اهرم مالی بالا و معاملات مشتقه پررونق دارند، میتواند تاثیر چندبرابری داشته باشد.
علاوه بر این، تمرکز عرضه در ضرر میتواند رفتار هولدرهای کوتاهمدت و میانمدت را تحتتاثیر قرار دهد؛ یعنی گروهی که احتمال فروش در زیان یا نزدیک به نقطه سربهسر را دارند. در مقابل، هولدرهای بلندمدت معمولاً نوسانات را تاب میآورند و کمتر تحت فشار خروج قرار میگیرند؛ ولی اگر درصد عرضه در زیان بهآرامی افزایش یابد و شاخصها نشاندهنده بدتر شدن شرایط نقدینگی باشند، حتی برخی از هولدرهای بلندمدت نیز ممکن است به فروش روی آورند. بنابراین مانیتورینگ درصد عرضه در زیان همراه با دیگر شاخصهای آنچین میتواند بهعنوان هشدار اولیه رفتار بازار عمل کند.

جریانهای صرافی و رفتار سرمایهگذاران
دادههای CryptoQuant نکات ظریفتری ارائه میدهد: ورودیهای بایننس (Binance) همچنان در نزدیکی کفهای تاریخی قرار دارند که نشان میدهد اکثر سرمایهگذاران عجلهای برای واریز بیتکوین به صرافیها جهت فروش ندارند. ورودیهای پایین به صرافیها میتواند فشار فروش فوری را کاهش دهد و دلالت بر این دارد که در کوتاهمدت احتمالاً موجهای فروش گسترده محدود خواهند بود—مگر اینکه ورودیها افزایش یابند یا شرایط نقدینگی در سطح کلان بدتر شود.
با این حال، ورودیهای پایین صرافی بهتنهایی جایگزین ورود مستمر سرمایه به بازار نمیشوند. برای حمایت از یک روند صعودی پایدار، نیاز به افزایش تقاضای واقعی، ورود سرمایه بلندمدت (مثلاً از طریق سرمایهگذاران نهادی یا جریان ورود استیبلکوینها) و بهبود مجموعهای از شاخصهای آنچین است. همچنین باید توجه داشت که جریانهای خروجی از صرافی (withdrawals) و تغییر در ذخایر صرافیها نیز اطلاعات مهمی درباره فشار فروش بالقوه فراهم میکنند؛ کاهش ذخایر صرافی معمولاً سیگنال مثبتی برای کاهش احتمال لیکوئیدیشن دستهجمعی است.
علاوه بر دادههای ورودی/خروجی صرافیها، شاخصهای مشتقات مانند نرخ فاندینگ (funding rate)، حجم قراردادهای آتی (open interest) و نسبت طولانی/کوتاه (long/short ratio) میتوانند نشانههای مهمی از میزان اهرم در بازار و ریسک بالقوه را نشان دهند. نرخ فاندینگ مثبت و بالاتر معمولاً نشاندهنده تسلط پوزیشنهای لانگ و احتمال فشار فروش در صورت برگشت قیمت است، در حالی که فاندینگ منفی میتواند نشان از افزایش موقعیتهای شورت داشته باشد.
چه چیزهایی باید توسط معاملهگران رصد شود
شرکتکنندگان بازار باید چندین شاخص آنچین و بازاری را زیر نظر داشته باشند: نسبت سود/زیان نسبت به میانگین متحرک ۹۰ روزه، تغییرات ورودی به صرافیها (بهویژه صرافیهای بزرگ مانند Binance)، روندهای فروش هولدرهای بلندمدت، درصد عرضه در ضرر، نرخ فاندینگ در بازار مشتقات، و حجم قراردادهای آتی. یک تغییر صعودی واضح در این شاخصهای نقدینگی از جمله افزایش نسبت سود/زیان، کاهش سهم عرضه در زیان، و افزایش ورودی سرمایه (یا استیبلکوینها به صرافیها) میتواند از آغاز یک روند صعودی پایدار حمایت کند؛ در حالی که وخامت این معیارها میتواند در را برای اصلاحات عمیقتر باز کند.
علاوه بر شاخصهای کلی، چند علامت عملی وجود دارد که معاملهگران میتوانند به آنها توجه کنند:
- عبور نسبت سود/زیان از سطوح تاریخی کلیدی روی میانگین ۹۰ روزه، همراه با افزایش حجم معاملات اسپات.
- افزایش مداوم ورودی استیبلکوینها به صرافیها که میتواند نشاندهنده تقاضای خرید آتی باشد.
- کاهش ذخایر بیتکوین صرافیها در کنار تثبیت یا رشد قیمت، نشانهای از خروج آفلاین (hodling) و کاهش عرضه قابلفروش فوری است.
- کاهش قابلتوجه نرخ فاندینگ و تثبیت آن در محدوده مطلوب که ریسک فشار فروش لحظهای را کم میکند.
- کاهش درصد عرضه در ضرر و افزایش بخشهایی که در سود قرار دارند، که نشاندهنده تقویت زیربنای قیمت است.
تمام این شاخصها در ترکیب با تحلیل تکنیکال میتوانند تصویر قابلاطمینانتری از پایداری یک موج صعودی ارائه کنند. به عبارت دیگر، بدون ورود سرمایه جدید و بهبود معیارهای آنچین، احتمال دارد حتی در صورت حفظ سطوح حمایتی فعلی، حرکات صعودی اخیر ضعیف شوند و اصلاحات مجدداً بازگردند.
تحلیل فنی در مقابل دینامیک نقدینگی
خلاصه اینکه مسیر کوتاهمدت بیتکوین کمتر درباره الگوهای خالص تکنیکال و بیشتر درباره دینامیک نقدینگی بحث میکند. نمودارها و الگوهای تکنیکال اطلاعات مهمی درباره نقاط ورود و خروج ارائه میدهند، اما تداوم یک روند صعودی عمدتاً بهواسطه ورود سرمایه و ساختار عرضه-تقاضا تعیین میشود. در بازارهای دیجیتال، شاخصهای آنچین مانند نسبت سود/زیان، درصد عرضه در ضرر، ورودی/خروجی صرافیها، و دادههای مشتقات مکمل تحلیل تکنیکال هستند و میتوانند نقش هشداردهنده یا تاییدکننده روند را ایفا کنند.
در سطح عملی، اگر نسبتها و جریانها بهبود نیابند، معاملهگران باید آمادگی مدیریت ریسک را داشته باشند؛ از جمله استفاده محافظهکارانه از اهرم، تعیین سطوح توقف ضرر معقول، و پراکندگی سرمایه به نحوی که در مواجهه با اصلاحات بازار آسیب کمتری ببیند. اگرچه ورود مجدد سرمایه خُرد یا نهادی میتواند به سرعت فضای بازار را تغییر دهد، اما برنامهریزی برای سناریوهای نزولی تا زمانی که سیگنالهای نقدینگی روشن شوند، اقدامی خردمندانه است.
در نتیجه، پیگیری روزانه و هفتگی مجموعهای از شاخصهای آنچین و بازاری ضروری است؛ زیرا تنها از طریق ازدواج دادههای روی زنجیره و تحلیل بازار میتوان احتمال وقوع یک روند صعودی پایدار را بهتر سنجید. برای سرمایهگذارانی که به دنبال تصمیمگیری مبتنی بر داده هستند، ترکیب گزارشهای Glassnode و CryptoQuant با بررسی رفتار صرافیها، نرخ فاندینگ و ساختار عرضه میتواند چارچوبی قابل اعتماد برای ارزیابی ریسک و فرصت فراهم کند.
در یک جمله، مسیر میانمدت بیتکوین بیش از هر چیز به دینامیک نقدینگی بستگی دارد؛ بدون ورود سرمایه جدید و بهبود شاخصهای آنچین، موجهای صعودی در معرض فرسایش قرار دارند و اصلاحات مجدد ممکن است حتی با مقاومتهای تکنیکال ظاهری رخ دهند.
منبع: crypto
نظرات
پمپزون
من اوایل ۲۰۱۸ همین رو دیدم، وقتی عرضه در ضرر زیاد شد اصلاح عمیق اومد. پیشنهاد: با اهرم رفتار محتاطانه داشته باشید، خطر لیکوئیدیشن واقعیست
دانیکس
خلاصه خوبه ولی کمی جوّسازی بوده، نباید هر نوسانی رو فوراً به بحران ربط بدیم. ورودی استیبلکوین و اهرم رو دقیقتر ببینید
دیتاپالس
تمرکز روی نقدینگی منطقیه. تکنیکال تنها کافی نیست، ترکیب آنچین با حجم و ورودی صرافی تصویر کاملتری میده
امیر
۲۲٪ در ضرر؛ وای… دلنگران میشم، امیدوارم فشار فروش نخواد بیاد، کاش خریدارای تازه و پول بلندمدت زود وارد شن
کوینپ
واقعاً این نسبت سود/زیان باید تا ۵ بره قبل از اینکه بتونیم خیال راحت باشیم؟ یعنی اگه نره، موج صعودی خیلی شکنندهس؟
ارسال نظر