8 دقیقه
ویتالیک بوترین «دیفای واقعی» را از استیبلکوینهای بازدهمحور متمرکز متمایز میکند
همبنیانگذار اتریوم، ویتالیک بوترین، تمایزی روشن میان مفهوم واقعی امور مالی غیرمتمرکز (دیفای) و استراتژیهای استیبلکوینهایی که صرفاً برای تولید بازده از طریق طرفهای متمرکز طراحی شدهاند، قائل شده است. در یک گفتوگوی اخیر در پلتفرم X، بوترین تأکید کرد که ارزش بنیادی دیفای در بازتوزیع ریسک و تغییر شیوه تخصیص ریسک است — نه فقط عبور دادن بازده از طریق پوششهای زنجیرهای برای داراییهای خارج از زنجیره.
بوترین درباره غیرمتمرکزسازی ریسک چه گفت
بوترین بهطور مشخص با محصولات وامدهی و بازدهی که او آنها را بهعنوان «رویکردهای بازده USDC» خلاصه کرد، مخالفت کرد. او نام پروتکل مشخصی را بهصورت مستقیم نبرد، اما تأکید کرد مدلهایی که ریسک مقابل (counterparty risk) و ریسک ناشر را در نهادهای متمرکز متمرکز میکنند، از وعدههای اصلی دیفای فاصله دارند. از نگاه بوترین، غیرمتمرکزسازی یعنی بازتوزیع و اجتماعیسازی (mutualization) ریسک بین بازارها و شرکتکنندگان بهجای هدایت آن به یک نقطه شکست واحد.
این دیدگاه شامل چند مؤلفه فنی و فلسفی است: کاهش تمرکز اعتبار متقابل، افزایش شفافیت ذخایر، و استفاده از مکانیزمهای بازارمحور و قراردادهای هوشمند برای مدیریت و تسویه ریسک. بوترین میگوید دیفای باید بهگونهای طراحی شود که اگر یکی از بازیگران متمرکز دچار مشکل شود، کل اکوسیستم تحتالشعاع قرار نگیرد — یعنی ریسک نباید بهصورت متقارن به یک ناشر یا ذخیره واحد بازگردانده شود.
دو مدل استیبلکوینی که بیشتر با دیفای همسو هستند
بوترین دو معماری جایگزین استیبلکوین را مطرح کرد که به عقیده او بیشتر با روح اصلی دیفای تطابق دارند: اولاً استیبلکوین الگوریتمی با وثیقه اتریوم (ETH) و ثانیاً استیبلکوین الگوریتمی بیشوثیقهشده که با داراییهای دنیای واقعی (RWA) پشتیبانی میشود. هر دو طراحی بر توزیع ریسک دور از یک ناشر متمرکز و به سمت سازوکارهای بازار و وثیقهگذاری تأکید میکنند.
استیبلکوین الگوریتمی با وثیقه اتریوم
در مدل استیبلکوین الگوریتمی که با اتریوم وثیقه شده، کاربران با قفل کردن اتر بهعنوان وثیقه میتوانند توکن استیبل را مینت کنند؛ بدینترتیب مکانیزم تثبیت قیمت (peg) تا حد زیادی بازاری و مبتنی بر عرضه و تقاضاست. بوترین خاطر نشان کرد که حتی زمانی که نقدینگی عمدتاً از طریق کاربران با قرضگیری بر اساس وثیقه کریپتو فراهم میشود، نوآوری تمایزآفرین در توانایی انتقال قرار گرفتن در معرض دلار از یک ناشر واحد به بازارسازها و مکانیزمهای خودکار است.
این نوع طراحی چند مزیت فنی مهم دارد: کاهش تمرکز ریسکِ ناشر، بالا بردن شفافیت نسبت به ذخایر و وثایق، و امکان استفاده از ابزارهای بازار مانند بازارسازهای خودکار (AMM)، اوراکلهای معتبر و فرایندهای تسویه شفاف. از منظر مدلهای اقتصادی، این رویکرد ریسک اعتباری ناشر را به ریسک بازاری و ریسک نقدشوندگی تبدیل میکند که میتوان با سیاستهای حاشیهای، نسبتهای وثیقهای محافظهکارانه و مکانیسمهای انحلال طراحیشده مدیریت کرد.
استیبلکوین الگوریتمی بیشوثیقهشده پشتیبانیشده توسط داراییهای دنیای واقعی
استیبلکوینهایی که با داراییهای دنیای واقعی (Real-World Assets یا RWA) پشتیبانی میشوند نیز میتوانند در صورت ساختاردهی محافظهکارانه، نتایج ریسک بهتری ارائه دهند. بوترین استدلال کرد اگر یک استیبلکوین مبتنی بر RWA بهطور کافی بیشوثیقهشده و تنوعیافته باشد، شکست یک دارایی پشتوانه نباید باعث از همپاشیدگی تثبیت قیمت (peg) شود.
ملاحظات طراحی در این مدل شامل نسبتهای بالای وثیقه (collateral ratios) برای اثرات شوک قیمتی، تنوعبخشی در نوع و منبع داراییهای پشتبان، سازوکارهای شفاف و خودکار برای انحلال (liquidation)، و استفاده از قراردادهای هوشمند برای ردیابی و تسویه است. همچنین، پیادهسازی پروتکلهای شفافیت ذخایر (proof-of-reserves)، حسابرسیهای دورهای و ساختارهای مدیریتی غیرمتمرکز میتواند ریسک طرف قرارداد و ریسک ناشر را بهطور چشمگیری کاهش دهد.
در عمل، ترکیب RWA با طراحی الگوریتمی و بیشوثیقهشده میتواند مزایای نقدینگی بازارهای کریپتو را با پایداری و تنوع داراییهای سنتی ترکیب کند، البته در صورتی که نگهداری (custody)، تسویه و ارزیابی ریسک داراییهای دنیای واقعی بهدقت مدیریت شوند.
USDC همچنان در وامدهی دیفای غالب است
اظهارات بوترین در حالی مطرح میشود که بازارهای وامدهی اتریوم همچنان تا حد زیادی حول استیبلکوینهای پشتوانه فیات مانند USDC متمرکز هستند. در استقرار اصلی پروتکل Aave روی شبکه اصلی، بیش از 4.1 میلیارد دلار USDC از مجموع تقریباً 36.4 میلیارد دلار بازار تامین شده است و حدود 2.77 میلیارد دلار از این مقدار بهعنوان وام گرفته شده است، بر اساس داشبوردهای پروتکل. این تمرکزها نشاندهنده وابستگی سیستماتیک به چند صادرکننده ذخیره متمرکز در لایه وامدهی گستردهتر دیفای است.

وضعیت و پیکربندی ذخایر USDC.
الگوهای مشابه در سراسر تجمیعکنندههای وامدهی و بازارها دیده میشود. در Morpho که وامدهی را بین شبکههای Aave و Compound بهینهسازی میکند، سه مورد از پنج بازار بزرگ وامگیرنده به USDC مربوط میشوند و معمولاً با بیتکوین یا اتر بستهبندیشده بهعنوان وثیقه پشتیبانی میشوند. Compound نیز USDC را در میان پرمصرفترین داراییهای خود فهرست میکند، با صدها میلیون دلار در ترازهای تامین و وام که بهواسطه موقعیتهای وثیقهای قابلتوجه پشتیبانی میشود.
این تمرکز جریان نقدینگی و تسویه بر روی چند ذخیره صادرکننده، پیامدهای متعددی دارد: از یک سو، ارائهدهندگان نقدینگی به بازده و ثبات قیمت استیبلکوینها دسترسی پیدا میکنند؛ از سوی دیگر، تمرکز ذخایر باعث شکلگیری نقطههای شکست سیستمیک میشود که میتواند در مواجهه با ریسکهای نظارتی، نقدینگی یا اعتبار ناشر خود را نشان دهد.
Cointelegraph برای اظهار نظر با Aave، Morpho و Compound تماس گرفت؛ Aave و Morpho دریافت درخواست را تأیید کردند، در حالی که Compound تا زمان انتشار پاسخ نداده بود.
چرا این بحث برای آینده دیفای اهمیت دارد
نقد بوترین بهمعنای رد کامل استیبلکوینها نیست — بلکه پرسشی درباره این است که آیا مدلهای غالب کنونی واقعاً به غیرمتمرکزسازی ریسک دست یافتهاند یا خیر. اگر ارزش پیشنهادی دیفای بازتوزیع ساختاری و بنیادی ریسک مالی باشد، وابستگی به ناشران متمرکز و ریلهای فیات منفرد این ماموریت را تضعیف میکند. او خواستار طراحیهایی است که بتوانند شوکهای کلان اقتصادی را تحمل کنند، در برابر دستکاری اوراکلها مقاومت کنند و از نقاط شکست واحد دوری کنند.
برای سازندگان پروتکل و سرمایهگذاران، پیامدها عملی است: هر جا ممکن است معماریهای الگوریتمی و بیشوثیقهشده را در اولویت قرار دهید؛ مکانیزمهای انحلال و اوراکل قوی بسازید؛ و مسیرهای وثیقه و تسویه را تنوع دهید. این شامل پیادهسازی نسبتهای وثیقه محافظهکارانه، مکانیسمهای خودکار برای بازیابی ثبات قیمت و استفاده از چند اوراکل مستقل و شفافیت ذخایر است.
از منظر رگولاتوری و نهادهای ناظر که رشد و بلوغ دیفای را رصد میکنند، احتمال افزایش تمرکز بررسیها بر نحوه مدیریت نگهداری داراییها، شفافیت ذخایر و قرار گرفتن در معرض طرفهای مقابل وجود دارد. پروژههایی که میتوانند مکانیسمهای اثبات ذخایر، حسابرسی خارجی و سیاستهای مدیریت ریسک قوی ارائه دهند، در موقعیت بهتری برای تعامل با نظارت قرار خواهند داشت.
نتیجهگیری: حرکت به سوی استیبلکوینهای مقاوم و غیرمتمرکز
موضع ویتالیک بوترین بخشی از یک گفتوگوی گستردهتر صنعتی درباره مقاومت و غیرمتمرکزسازی در طراحی استیبلکوینها را تقویت میکند. با ادامه رشد دیفای، جامعه با یک انتخاب کلیدی مواجه است: یا روی محصولات بازدهی که به صادرکنندگان ذخیره متمرکز وابستهاند تمرکز کند، یا در معماریهایی سرمایهگذاری نماید که ریسک را واقعاً در سراسر بازارها توزیع میکنند. راه دوم نیازمند طراحی پروتکل دقیق، وثیقهگذاری محافظهکارانه داراییهای دنیای واقعی، و نوآوریهایی است که نگهداری تثبیت قیمتی را از ریسک اعتباری ناشر منفک کند — همه اینها ضروریاند اگر امور مالی غیرمتمرکز بخواهد به وعده اصلی خود عمل کند.
در عمل، ترکیبی از مدلهای الگوریتمی مبتنی بر اتریوم، استیبلکوینهای بیشوثیقهشده با تنوع RWA، و ابزارهای بازارمحور میتواند مسیری عملی به سوی تثبیت پایدار و توزیعشده ریسک فراهم آورد. این مسیر نیازمند همافزایی میان مهندسی پروتکل، چارچوبهای نظارتی شفاف و مشارکت بازارسازها و سرمایهگذاران نهادی است تا اکوسیستمی مقاوم و شفاف شکل بگیرد.
Keywords: دیفای، استیبلکوینها، USDC، استیبلکوین مبتنی بر ETH، استیبلکوین الگوریتمی، بیشوثیقهشده، داراییهای دنیای واقعی، Aave، Compound، Morpho، ریسک مقابل، استیبلکوینهای غیرمتمرکز، دستکاری اوراکل
منبع: cointelegraph
نظرات
داNیک
خُب؛ کمی ایدهآلیستی به نظر میاد. رگولاتوری، custody و هزینه تسویه واقعی، مانعهای بزرگن، نه فقط مسائل تکنیکی.
روداکس
تحلیل فنی خوبه، مخصوصا تاکید روی AMMها، اوراکلها و proof‑of‑reserves. اما بدون استانداردهای قوی و همکاری بازارسازها اجرایی نمیشه.
آرمین
من تو یه پروتکل دیدم USDC چطور گلوگاه شد، ویتالیک درست میگه. عملی کردن توزیع ریسک سخته ولی حیاتی، ادم نگران اجراییته.
سفرلاین
این حرفا منطقیه ولی یه سؤال؛ بازار واقعی قبول میکنه به سمت استیبلکوینهای الگوریتمی و RWA بره؟ هزینه ها و پیچیدگیها چطور؟
کوینپیل
واو ویتالیک داره نکته مهمی میگه! تمرکز روی صادرکنندهها واقعاً خطرناکه، فقط کاش راهکارها سادهتر و قابل اجرا بودن...
ارسال نظر