پروبیوتیک ها؛ کمک تازه به درمان افسردگی سالمندان

یک کارآزمایی بالینی کوچک در هند نشان می‌دهد مصرف روزانه پروبیوتیک کنار داروهای ضدافسردگی می‌تواند علائم افسردگی و اضطراب سالمندان را کاهش دهد و میکروبیوم روده را تغییر دهد.

3 دیدگاه
پروبیوتیک ها؛ کمک تازه به درمان افسردگی سالمندان

4 دقیقه

تصور کنید صبح هنگام، همزمان با نوشیدن قهوه، یک کپسول پروبیوتیک مصرف کنید و به آرامی شیمی مغزتان را به سمت روزهای بهتر سوق دهید. ساده به نظر می‌رسد. اما یک کارآزمایی بالینی کوچک و تازه در هند نشان می‌دهد که برای برخی سالمندان مصرف‌کننده داروهای ضدافسردگی، افزودن پروبیوتیک روزانه در مقایسه با دارونما، کاهش چشمگیرتری در نشانه‌های افسردگی و اضطراب ایجاد کرده است.

پژوهشگران ۵۸ نفر ۶۰ ساله و بالاتر را که با افسردگی متوسط زندگی می‌کردند، وارد مطالعه کردند. همه شرکت‌کنندگان درمان ضدافسردگی تجویزشده خود را ادامه دادند، اما نیمی از آن‌ها به مدت ۱۲ هفته هر روز یک قرص پروبیوتیک مصرف کردند و نیم دیگر دارونمایی دریافت کردند که از نظر ظاهر کاملا مشابه بود. سپس وضعیت همه افراد برای ۱۲ هفته دیگر نیز پیگیری شد. ترکیب پروبیوتیک شامل دو سویه شناخته‌شده و پرمطالعه بود: لاکتوباسیلوس هلوتیکوس و بیفیدوباکتریوم لانگوم.

در طول دوره شش‌ماهه، هر دو گروه بهبود نشان دادند؛ نکته‌ای که اهمیت مراقبت پزشکی مستمر را یادآوری می‌کند. با این حال، گروه دریافت‌کننده پروبیوتیک به طور پیوسته نمرات پایین‌تری در مقیاس‌های استاندارد افسردگی و اضطراب ثبت کرد. این تفاوت‌ها بسیار بزرگ نبودند، اما آن‌قدر پایدار بودند که توجه دانشمندان را به خود جلب کنند.

چه چیزی می‌تواند این تغییر را توضیح دهد؟ تیم پژوهشی در کنار بررسی علائم، نشانگرهای زیستی را نیز اندازه‌گیری کرد. شرکت‌کنندگانی که پروبیوتیک مصرف کرده بودند، سطح بالاتری از عامل نوروتروفیک مشتق از مغز نشان دادند؛ پروتئینی که با رشد و تاب‌آوری نورون‌ها ارتباط دارد و اغلب با بهبود افسردگی مرتبط دانسته می‌شود. پژوهشگران همچنین افزایش قابل‌توجه سویه‌های پروبیوتیک را در نمونه‌های مدفوع ثبت کردند که نشان می‌داد مکمل‌ها ترکیب میکروبیوم روده را تغییر داده‌اند.

با این حال، اثرات مشاهده‌شده انتخابی بود. شاخص‌های کیفیت زندگی و آزمون‌های شناختی تغییر اندک یا تقریبا هیچ تغییری نشان ندادند. این کارآزمایی نیز محدودیت‌هایی داشت: حجم نمونه کوچک، نرخ نسبتا بالای خروج از مطالعه و طراحی پایلوت که به این معناست نتایج هنوز مقدماتی‌اند. در هفته‌های ابتدایی، چند نفر شکایت‌های گوارشی خفیفی مانند نفخ، یبوست و احساس پری داشتند، اما عارضه جدی روان‌پزشکی گزارش نشد.

افسردگی در سال‌های پایانی زندگی می‌تواند سرسخت و ماندگار باشد. داروهای ضدافسردگی به بسیاری از بیماران کمک می‌کنند، اما اغلب بخشی از علائم باقی می‌ماند و کیفیت زندگی را کاهش می‌دهد. آیا یک درمان کم‌خطر همراه مانند پروبیوتیک می‌تواند این فاصله را کمتر کند؟ تیم هندی که بخشی از آن با هدایت دکتر سایبال داس از شورای تحقیقات پزشکی هند، مؤسسه ملی پژوهش در عفونت‌های باکتریایی، و ابهینابا گوش، پزشک و عصب‌پژوه مرکز پزشکی تاتا انجام شد، معتقد است این موضوع ارزش بررسی دوباره دارد. دکتر داس گفت: «نتایج مطالعه ما تازه و نوآورانه است و با توجه به یافته‌های امیدوارکننده، اکنون در حال برنامه‌ریزی برای یک کارآزمایی بالینی بزرگ‌تر در مرحله بعد هستیم.» دکتر گوش نیز افزود که امید آن‌ها توسعه مداخلات مقرون‌به‌صرفه‌ای است که بتوانند به جمعیت‌های بزرگ‌تری برسند.

از منظر سازوکار زیستی، این مطالعه یک ایده رو به رشد در علوم اعصاب را تقویت می‌کند: روده و مغز در گفت‌وگو با یکدیگرند. باکتری‌های روده می‌توانند بر التهاب، پیش‌سازهای انتقال‌دهنده‌های عصبی و پیام‌رسانی ایمنی اثر بگذارند؛ مسیرهایی که همگی در اختلالات خلقی نقش دارند. اگر جامعه میکروبی تغییر کند، ممکن است این پیام‌ها نیز تغییر کنند. این جادو نیست، زیست‌شناسی است. البته زیست‌شناسی پیچیده است؛ تغییر یک بخش از سیستم لزوما به معنای بازتنظیم کامل کل آن نیست.

پس این یافته‌ها برای بیماران و پزشکان چه معنایی دارد؟ در حال حاضر، پروبیوتیک‌ها بیشتر به عنوان یک مکمل احتمالا مفید در کنار درمان رایج مطرح‌اند، نه جایگزینی برای درمان استاندارد. برای تأیید فواید، مشخص کردن مهم‌ترین سویه‌ها و دوزها، و شناسایی افرادی که احتمال پاسخ‌دهی بیشتری دارند، به کارآزمایی‌های بزرگ‌تر و طولانی‌تر نیاز است. اگر قرار باشد این مکمل‌ها به طور گسترده توصیه شوند، پژوهشگران باید ایمنی بلندمدت و مقرون‌به‌صرفه بودن آن‌ها را نیز بررسی کنند.

اگر این مطالعه هیچ پیام دیگری هم نداشته باشد، یک یادآوری کاربردی دارد: گاهی گام‌های کوچک و کم‌خطر می‌توانند به شکل‌های غیرمنتظره‌ای مراقبت استاندارد را تکمیل کنند. اگر مطالعات بعدی این نشانه‌های اولیه را تأیید کنند، یک کپسول کوچک شاید به ابزار دیگری در جعبه‌ابزار بهبود سلامت روان در سالمندی تبدیل شود؛ ابزاری که با اثرگذاری آرام بر روده، به پایداری ذهن کمک می‌کند.

نظر بگذارید

نظرات (3)

بیونیکس

قضاوت زوده، ولی ایده روده‑مغز منطقیه. خوشم اومد که BDNF افزایش داشت، با این حال باید نمونه بزرگتر و بررسی هزینه و فایده انجام بشه، اگه تایید بشه عالیه

مهدی

این واقعاً کار میکنه یا فقط اثر پلاسیبو رو با دارو همراه کرده؟ هنوز سوالای زیادی هست، مخصوصا درباره ایمنی بلندمدت و گروه‌هایی که بیشتر جواب میدن

دیتاپالس

وااای، صبح با قهوه و یه کپسول پروبیوتیک؟! ایده جذابیه ولی نمونه خیلی کوچیکه، امیدوارم مطالعه بزرگتر بشه، کنجکاوم...