آزمایش خون که سن زیستی اندام ها را آشکار می کند

پژوهشگران استنفورد با آزمایش خون پروتئومیک می‌توانند سن زیستی اندام‌ها را جداگانه بسنجند و خطر بیماری‌هایی مانند آلزایمر، نارسایی قلبی و مشکلات ریوی را زودتر پیش‌بینی کنند.

فرشاد واحدیفرشاد واحدی.7 دیدگاه
آزمایش خون که سن زیستی اندام ها را آشکار می کند

8 دقیقه

این تصور که یک عدد واحد روی گواهینامه رانندگی می‌تواند نشان دهد بدن شما چگونه پیر می‌شود، درست نیست. اندام‌های شما هم‌زمان و هماهنگ پیر نمی‌شوند. ممکن است یکی عقب بماند و دیگری جلوتر از بقیه حرکت کند. آزمایش خون جدیدی که پژوهشگران استنفورد توسعه داده‌اند، راهی ارائه می‌کند تا این ساعت‌های ناهماهنگ را اندام به اندام بخوانیم و بیماری‌هایی را که شاید سال‌ها بعد به سراغ فرد بیایند، پیش‌بینی کنیم.

چگونه یک نمونه خون به پنجره‌ای رو به یازده اندام تبدیل شد

خون را مانند گزارش روزانه وضعیت بدن در نظر بگیرید. پروتئین‌ها در آن جریان دارند، گاهی مانند جبهه‌های طوفانی و گاهی مانند آسمانی صاف. برخی عمدتا در کبد تولید می‌شوند، برخی دیگر در مغز، قلب یا سلول‌های ایمنی. تیم استنفورد نزدیک به ۳۰۰۰ پروتئین را در نمونه‌های خون افراد حدودا ۴۰ تا ۷۰ ساله اندازه‌گیری کرد، سپس به یک مدل رایانه‌ای آموخت که امضای پروتئینی معمول هر اندام در هر سن تقویمی چگونه است. مقایسه الگوی هر فرد با این معیار تعدیل‌شده بر اساس سن، برآوردی از سن زیستی همان اندام به دست می‌دهد.

این مطالعه ۴۴٬۴۹۸ شرکت‌کننده را که به‌صورت تصادفی از زیست‌بانک بریتانیا انتخاب شده بودند، بررسی کرد. زیست‌بانک بریتانیا یک منبع پژوهشی بلندمدت است که صدها هزار داوطلب را با نمونه‌گیری‌های مکرر خون و پرونده‌های پزشکی متصل به آن‌ها دنبال می‌کند. مدل برای هر فرد، سن زیستی ۱۱ دستگاه و اندام را گزارش کرد: مغز، عضله، قلب، ریه، سرخرگ‌ها، کبد، کلیه‌ها، پانکراس، دستگاه ایمنی، روده و چربی. اگر الگوی پروتئینی یک اندام بیش از ۱.۵ انحراف معیار از میانگین اختصاصی همان سن فاصله داشت، آن اندام به‌عنوان بسیار پیر یا بسیار جوان علامت‌گذاری می‌شد.

حدود یک‌سوم شرکت‌کنندگان دست‌کم یک اندام در یکی از این گروه‌های افراطی داشتند. یک‌چهارم نیز چند اندام با امضاهای غیرمعمول پیر یا غیرمعمول جوان نشان دادند. سپس تیم پژوهشی پرسشی کاربردی مطرح کرد: آیا این نشانه‌های سن اختصاصی اندام می‌توانند بیماری‌های مشخصی را در سال‌های بعد پیش‌بینی کنند؟

از الگوهای پروتئینی تا پیش‌بینی خطر بیماری

پاسخ مثبت است. این روش سن زیستی یک اندام خاص را با افزایش خطر بیماری‌هایی پیوند داد که همان اندام را درگیر می‌کنند. قلب‌هایی که از نظر زیستی پیرتر بودند، با خطر بالاتر فیبریلاسیون دهلیزی و نارسایی قلبی همراه شدند. ریه‌های پیرتر احتمال بیشتر بیماری انسدادی مزمن ریه را پیش‌بینی کردند. مغز نیز، شاید چندان دور از انتظار نباشد، به‌عنوان پیش‌بینی‌کننده‌ای محوری برای بیماری آلزایمر و بقای کلی ظاهر شد.

افرادی که مغزشان امضای پروتئینی بسیار پیر نشان می‌داد، در مقایسه با همسالانی که مغزشان به‌طور معمول پیر شده بود، تقریبا سه برابر بیشتر در معرض تشخیص آلزایمر قرار داشتند. بر اساس یکی از چارچوب‌های ارائه‌شده در مطالعه، مغز زیستی پیر به معنای حدود ۱۲ برابر احتمال بیشتر دریافت تشخیص جدید آلزایمر طی دهه آینده بود، در مقایسه با فردی با همان سن تقویمی اما دارای مغزی زیستی جوان. سن مغز همچنین از سایر شاخص‌ها در پیش‌بینی مرگ‌ومیر جلو زد. شرکت‌کنندگانی که مغز بسیار پیر داشتند، طی حدود ۱۵ سال پیگیری با نزدیک به ۱۸۲ درصد خطر بالاتر مرگ روبه‌رو بودند، در حالی که افراد دارای پروفایل مغزی بسیار جوان، حدود ۴۰ درصد خطر کمتر داشتند.

این ارتباط‌ها زمانی قوی‌تر بودند که بیماری بعدی با اندامی مطابقت داشت که از پیش از نظر زیستی پیر شده بود. این الگو اعتبار زیستی ابزار را تقویت می‌کند و نشان می‌دهد امضاهای پروتئینی اختصاصی اندام، فرایندهایی را بازتاب می‌دهند که دهه‌ها پیش از ظهور علائم، بیماری را پیش می‌برند.

این یافته برای پیشگیری و کارآزمایی‌های بالینی چه معنایی دارد

تشخیص زودهنگام، روشن‌ترین وعده این رویکرد است. اگر یک آزمایش خون بتواند نشان دهد مغز شما سریع‌تر از حد انتظار پیر می‌شود، پزشکان و پژوهشگران می‌توانند مداخله‌ها را مدت‌ها پیش از آشکار شدن افت بالینی بیازمایند. آیا تغییر سبک زندگی، داروهای هدفمند یا داروهای بازاستفاده‌شده می‌توانند پروفایل پروتئومیک یک اندام را دوباره به سمت جوانی سوق دهند؟ این پرسش اکنون برای کارآزمایی‌های بالینی قابل بررسی است.

تونی ویس کورای، نویسنده ارشد مطالعه و مدیر ابتکار نایت برای تاب‌آوری مغز، این رویکرد را حرکتی از مراقبت واکنشی به مدیریت پیش‌دستانه سلامت توصیف کرد. به‌جای انتظار برای بروز علائم، می‌توانیم اندام‌های در معرض خطر را شناسایی کنیم و برای پایدارسازی یا معکوس کردن سیگنال پیری تلاش کنیم. این تحلیل فعلا یک ابزار پژوهشی است، اما ویس کورای و همکارانش قصد دارند آن را از طریق شرکت‌هایی که مجوز فناوری را از استنفورد دریافت کرده‌اند، تجاری‌سازی کنند. آن‌ها انتظار دارند پنل‌های محدودتر و متمرکز بر کاربرد بالینی، با محوریت مغز، قلب و دستگاه ایمنی، هزینه را کاهش داده و دقت را افزایش دهند و احتمالا نسخه‌های مصرف‌کننده یا بالینی را طی دو تا سه سال آینده در دسترس قرار دهند.

کارآزمایی‌هایی که مداخله‌های سبک زندگی و داروهای تاییدشده را با اندازه‌گیری دوره‌ای سن اندام ترکیب می‌کنند، می‌توانند نشان دهند کدام عوامل پیری اختصاصی اندام را کند می‌سازند. این مطالعات همچنین می‌توانند به نهادهای تنظیم‌گر و پزشکان کمک کنند تشخیص دهند آیا یک درمان واقعا طول عمر سالم را بهبود می‌بخشد یا فقط شاخص‌های جایگزین را تغییر می‌دهد.

انواع سلولی، ژنتیک و موزاییک‌های شگفت‌انگیز خطر

در پژوهش‌های بعدی، تیم همان اصل را به انواع سلولی درون اندام‌ها گسترش داد. پروتئین‌های خون می‌توانند نه‌تنها امضاهای اندام‌های کامل، بلکه نشانه‌های جمعیت‌های سلولی متمایز را نیز با خود حمل کنند. این وضوح بیشتر، ارتباط‌های غیرمنتظره‌ای را آشکار کرد. برای نمونه، افرادی که دو نسخه از واریانت APOE4 داشتند، واریانتی که به افزایش خطر آلزایمر معروف است، معمولا آستروسیت‌های پیرتری در مغز نشان می‌دادند. آستروسیت‌ها سلول‌های پشتیبان هستند که سلامت نورون‌ها را حفظ می‌کنند و التهاب را تنظیم می‌کنند. با این حال، در میان افراد هموزیگوت APOE4 که آستروسیت‌هایشان جوان‌تر به نظر می‌رسید، خطر ژنتیکی عملا خنثی شده بود. این یافته نشان می‌دهد تاب‌آوری سلولی می‌تواند آسیب‌پذیری‌های ژنومی را جبران کند.

الگوی شگفت‌انگیز دیگری به سلول‌های ایمنی مربوط بود. مطالعه نشان داد حاملان APOE4 که پروفایل آستروسیتی پیر داشتند، گاهی ماکروفاژهایی به‌طور غیرمنتظره جوان نشان می‌دادند. ماکروفاژها سلول‌های ایمنی هستند که به پاکسازی مواد زائد و هماهنگی ترمیم کمک می‌کنند. این موزاییک زیستی، روایت‌های ساده‌ای مانند «ژن‌های پیر برابر با مغز پیر» را پیچیده‌تر می‌کند و از سازوکارهای جبرانی خبر می‌دهد که شاید بتوان از آن‌ها در درمان بهره گرفت.

این پژوهش همچنین نشانه‌های اولیه بالقوه‌ای را برای بیماری‌هایی فراتر از آلزایمر برجسته کرد. اسکلروز جانبی آمیوتروفیک در میان افرادی که پروفایل سلول‌های عضله اسکلتی آن‌ها پیر طبقه‌بندی شده بود، در مقایسه با کسانی که سلول‌های عضلانی‌شان جوان به نظر می‌رسید، حدود ۱۲.۷ برابر شایع‌تر بود. این سیگنال بیش از سه سال پیش از تشخیص بالینی در مجموعه داده دیده شد و اگر مطالعات آینده آن را تایید کنند، می‌تواند فرصتی برای تشخیص و مداخله زودتر فراهم کند.

محدودیت‌ها، ملاحظات و مسیر رسیدن به کاربرد بالینی

هیچ آزمایشی بی‌نقص نیست. اندازه‌گیری‌های برگرفته از خون، امضاهای غیرمستقیم سلامت اندام را ثبت می‌کنند، نه تصویربرداری مستقیم یا نمونه‌برداری بافتی. بنابراین الگوریتم بر پیوند دادن پروتئین‌ها به منابع بافتی احتمالی آن‌ها تکیه دارد. حدود ۱۵ درصد از پروتئین‌های اندازه‌گیری‌شده به یک اندام واحد قابل ردیابی بودند و بسیاری دیگر به چندین بافت مربوط می‌شوند، موضوعی که تفسیر را دشوارتر می‌کند. نمونه‌گیری جمعیتی نیز اهمیت دارد. زیست‌بانک بریتانیا به سمت برخی ویژگی‌های جمعیت‌شناختی و رفتارهای سلامت گرایش دارد و برآوردهای خطر به‌دست‌آمده از این گروه باید در جمعیت‌های متنوع‌تر اعتبارسنجی شوند.

پرسش همیشگی علیت نیز همچنان مطرح است. آیا امضاهای پروتئینی پیر باعث بیماری می‌شوند یا خوانش‌های اولیه فرایندهایی هستند که از قبل آغاز شده‌اند؟ قوی‌ترین شواهد برای علیت از مطالعات مداخله‌ای به دست خواهد آمد که نشان دهند تغییر سن زیستی یک اندام، خطر بیماری را کاهش می‌دهد. تا آن زمان، این ابزار یک پیش‌بینی‌کننده نیرومند و مولد فرضیه است، اما داور قطعی رابطه علت و معلول نیست.

دیدگاه کارشناسی

دکتر ماریا پاتل، متخصص مغز و اعصاب و پژوهشگر سلامت جمعیت که در پژوهش استنفورد نقشی نداشت، دیدگاهی محتاطانه ارائه کرد. «این مطالعه روشی مقیاس‌پذیر و غیرتهاجمی برای پایش سلامت اندام‌ها در هزاران نفر در اختیار ما می‌گذارد. هیجان‌انگیزترین بخش، توانایی طبقه‌بندی خطر پیش از بروز علائم است. اما باید با دقت پیش برویم. تبدیل سن پروتئومیک به تصمیم‌گیری بالینی، به آزمون‌های استاندارد، اعتبارسنجی مستقل و کارآزمایی‌هایی نیاز دارد که نشان دهند تنظیم پروفایل یک اندام، پیامدها را تغییر می‌دهد.»

احتیاط او کاملا کاربردی است. پزشکی مبتنی بر نشانگرهای زیستی دستاوردهای مهمی داشته است، اما فقط زمانی که نشانگرها ارتباطی محکم با سازوکارهای علی داشته‌اند یا زمانی که مداخله‌ها توانسته‌اند سیگنال اندازه‌گیری‌شده را به‌طور قابل اعتماد و به شکلی تغییر دهند که پیامدهای بیماران بهتر شود.

جمع‌بندی

این مسیر پژوهشی، پیری را نه یک معیار واحد، بلکه مجموعه‌ای وصله‌وصله بازتعریف می‌کند. اندام‌های شما زمان را متفاوت نگه می‌دارند. اکنون ممکن است یک نمونه‌گیری ساده خون نشان دهد کدام اندام‌ها جلوتر از برنامه پیر می‌شوند و کدام‌ها عقب مانده‌اند. برای بیماران، این می‌تواند به معنای راهبردهای پیشگیرانه زودتر و اختصاصی هر اندام باشد. برای پژوهشگران، مسیری تازه می‌گشاید تا بیازمایند آیا درمان‌ها می‌توانند سن زیستی یک اندام را دوباره تنظیم کنند و با این کار، بار بیماری‌های مزمن را کاهش دهند.

گام‌های بعدی روشن است: گسترش اعتبارسنجی در میان جمعیت‌های گوناگون، کوچک‌سازی و استانداردسازی پنل‌های پروتئینی برای کاربرد بالینی، و آزمودن مداخله‌هایی که هدفشان جابه‌جایی یک اندام از وضعیت پروتئومیک پیر به سمت وضعیت جوان‌تر است. اگر این گام‌ها موفق شوند، یک آزمایش خون روتین شاید روزی بتواند پیشگیری را برای اندام‌هایی که بیشترین نیاز را دارند شخصی‌سازی کند و سن تقویمی واحد را به تصویری صادقانه‌تر و قابل اقدام‌تر از سلامت تبدیل سازد.

فرشاد واحدی
به دنیای علم خوش اومدی! من فرشاد هستم، کنجکاو برای کشف رازهای جهان و نویسنده مقالات علمی برای آدم‌های کنجکاو مثل خودت!

نظر بگذارید

نظرات (7)

مکس_ای

عجیبه، اگر واقعی باشه یعنی میشه زودتر جلوی خیلی بیماریارو گرفت. ولی کاش نمونه‌ها متنوع‌تر بود

امیر

به نظرم کمی هایپ داره، خون غیرمستقیمِ، بدون علت و معلول نمیشه درمانو تضمین کرد، اما مسیر امیدوارکننده‌ست

سفرجو

خلاصه‌ش: هر عضوی ساعت خودش و داره. ایده خوبیه برای پیشگیری، ولی باید امتحان بشه

بیونیکس

کارهای مشابه در آزمایشگاهم دیدم، اما این وضوح سلولی خیلی جالبه، اگر تکرار شه بازی رو عوض میکنه

توربو

واقعاً اینو میشه به همه بسط داد؟ نمونه‌گیری و جمعیت محدود، کلی اما ابهام مونده...

کوینپ

تا حدی منطقیه، ولی تجاری‌سازی و سود هم وارد ماجرا میشه، دقت و شفافیت لازمه

دیتاپالس

وای... یعنی با یه تست خون بتونن بگن مغز چند ساله؟ حس میکنم هم امیده هم ترس، کلی سوال دارم