4 دقیقه
یک فرد ۷۵ ساله را تصور کنید که هنوز بدون خم به ابرو آوردن جعبهها را بلند میکند، نامها را در شامهای خانوادگی به خاطر میآورد و بدون نفسنفس زدن از سربالایی بالا میرود. این فقط نتیجه خوششانسی ژنتیکی نیست. انتخابی است که طی چند دهه درباره غذا و حرکت انجام شده است.
این همان پیام ساده و محکم دیدگاه تازهای است که دکتر کریس مکدونالد از دانشگاه کمبریج در نشریه فرانتیرز این نوتریشن مطرح کرده است: توصیههای کنونی سلامت عمومی اغلب برای پیشگیری از بیماری طراحی شدهاند، نه برای کمک به شکوفایی و زندگی بهتر مردم. حداقلها دلیل وجودی خود را دارند. اما حداقلها با اهداف بهینه برای قدرت، استقلال و چابکی ذهنی در دوران سالمندی یکی نیستند.
پس چه چیزی باید تغییر کند؟ این مقاله سه پرسش کاربردی را مطرح میکند: مردم واقعا به چه مقدار پروتئین نیاز دارند، کدام نوع ورزش بیشترین فایده را ایجاد میکند و راهنماهای سلامت چگونه باید بازتابدهنده علم امروز باشند؟ پاسخها همگی به یک سمت اشاره دارند: بالاتر رفتن سطح توصیهها.
از ورزش شروع کنیم. شواهد پیوسته نشان میدهد فعالیت بدنی منظم با کاهش مرگومیر، بهبود خلقوخو، تفکر شفافتر و کندتر شدن روند افت مرتبط با سن ارتباط دارد. اما جزئیات مهم است. فعالیت هوازی ضروری است. تمرین مقاومتی نیز غیرقابل چشمپوشی است. ترکیب این دو، نتیجهای فراتر از جمع ساده اثراتشان ایجاد میکند: آمادگی قلبیعروقی بهتر، حفظ توده عضلانی و استخوانهای قویتر. به زبان ساده، تمرین مقاومتی فقط مخصوص باشگاههای بدنسازی و ورزشکاران نیست؛ ابزاری برای حفظ استقلال در زندگی روزمره است.

دکتر کریس مکدونالد.
پروتئین نیز نیازمند بازنگری مشابهی است. بسیاری از توصیههای ملی با در نظر گرفتن جمعیت کمتحرک محاسبه شدهاند و تمرکز آنها بر جلوگیری از کمبود بوده است. مطالعات جدیدتر برای افرادی که فعال هستند، باردارند یا سنشان بالاتر میرود، تصویر متفاوتی نشان میدهد: این افراد معمولا از دریافت پروتئین بهمراتب بیشتر سود میبرند. چرا؟ پروتئین از ترمیم و رشد عضله حمایت میکند، به حفظ سلامت متابولیک کمک میکند و میتواند کاهش چربی بدن را آسانتر کند، زیرا احساس سیری را افزایش میدهد و در فرایند هضم، کالری بیشتری میسوزاند.
نگرانید که پروتئین بیشتر یعنی مصرف گوشت بیشتر؟ این یک دوگانهسازی نادرست است. رژیمهای گیاهی که با دقت برنامهریزی شده باشند، میتوانند نیاز بالاتر به پروتئین را تامین کنند. رشد تعداد ورزشکاران قدرتی وگان و گیاهخوار نشان میدهد ساخت و حفظ عضله بدون تکیه کامل بر محصولات حیوانی کاملا ممکن است.
هدف را بالاتر از حداقل بگذارید: پروتئین بیشتر و ورزش متنوع، قدرت و استقلال را حفظ میکنند.
دکتر مکدونالد خواستار کنار گذاشتن کامل راهنماهای موجود نیست. در عوض، او پیشنهاد میکند یک لایه دوم به توصیهها افزوده شود: راهنماییهایی که برای دستیابی به پیامدهای بهینه سلامت تنظیم شدهاند. به آن میتوان گفت مقادیر توصیهشده غذایی، بهعلاوه مقادیر توصیهشده برای شکوفایی و زندگی بهتر. توصیههایی روشن و کاربردی که به مردم کمک کند در طول زندگی عملکرد خود را حفظ کنند، نه اینکه فقط از بیماری دور بمانند.

نمودار میلهای که توصیههای مصرف پروتئین را نشان میدهد؛ مقایسه توصیههای ملی با علم معاصر. منبع: دکتر کریس مکدونالد
اما تغییری که لازم است، به همان اندازه که بالینی است، فرهنگی هم هست. تمرینات پرفشار و رژیمهای پرپروتئین اغلب بهاشتباه به قلمرو بدنسازانی نسبت داده میشوند که فقط به دنبال ظاهر بدنی هستند. این کلیشه اصل ماجرا را نادیده میگیرد. ورزش جدی و پروتئین کافی، سرمایهگذاری برای طول عمر و تواناییهای روزمره است: اینکه بتوانید نوهتان را در آغوش بگیرید، بدون درد در محله قدم بزنید یا در دهههای بعدی زندگی شفافیت ذهنی خود را حفظ کنید.
سیاستگذاران میتوانند با ارائه راهنماییهایی پاسخ دهند که با اهداف واقعی زندگی سخن میگوید: تحرک، شناخت و تابآوری، نه صرفا آستانههای کمبود. متخصصان سلامت میتوانند درباره عضله و پیامدهای عملکردی صحبت کنند. افراد نیز میتوانند غذا و حرکت را نوعی پزشکی پیشگیرانه بدانند، نه مجازات.
این تغییر یکشبه رخ نخواهد داد. اما پیامدهای آن ملموس است: سالهای کمتر همراه با ناتوانی، سالهای بیشتر با فعالیت معنادار و شکلگیری این انتظار فرهنگی که پیری نباید معادل ضعف و شکنندگی باشد. اگر معنای «کافی بودن» را دوباره تنظیم کنیم، شاید دریابیم که سالمندی لازم نیست یک عقبنشینی آهسته باشد، بلکه میتواند مرحلهای از زندگی باشد که با بدنهایی قویتر و ذهنهایی تیزتر ادامه پیدا میکند.
.avif)




نظر بگذارید
نظرات (3)
من ۶۸ سالمه، از وقتی تمرین وزنه سبک و پروتئین بیشتر رو جدی گرفتم، پله رفتن و خرید خونه راحتتر شده... حافظه هم بهتر شده، جدی میگم
جالبه، ولی سوال دارم: شواهد برای همه گروهها کافیه؟ مخصوصا سالمندان خیلی مسن یا وگانها؟ دادهها به اندازهای قوی هستن که سیاستها رو تغییر بدن؟
دیدگاه دلگرمکنندهایه! اما کاش راهنمای عملیتری هم میدادن؛ برنامه روزانه، مثال غذایی ساده، تمرینهای کوتاه... برای آدمای شلوغ واقعا لازمه