3 دقیقه
تصور کنید وارد یک استودیو میشوید و با بوگاتیای روبهرو میشوید که انگار یک دهه را جا انداخته تا روی سیارهای دیگر فرود بیاید. هم آشناست و هم غریب. جلوپنجره نعلاسبی سر جای خود حضور دارد، اما وارونه شده و در قالب سپری از فیبر کربن نمایان بازطراحی شده است؛ عنصری که همزمان شبیه یک مجسمه و یک کانال هدایت هوا به نظر میرسد.
برداشتی تازه و بیگانهوار از ژن طراحی بوگاتی
این یک طراحی رسمی از بوگاتی نیست. این اثر متعلق به هنرمند دیجیتال چینی، آژاکس، است که در فضای آنلاین با نام جکسوانگ۳ شناخته میشود و کار دیزاین ورلد نیز به دیدهشدن آن در گفتوگوهای طراحی خودرو کمک کرده است. آنچه آژاکس آن را «بوگاتی الین» مینامد، شبیه یک سناریوی فرضی است: اگر نشانههای شاخص بوگاتی اغراقآمیزتر میشدند، دوباره شکل میگرفتند و بدون محدودیتهای مهندسی رها میشدند، نتیجه چه بود؟

جزئیاتی در این طرح وجود دارد که حس اصالت را فریاد میزنند. چراغهای جلوی دارای خروجی هوا در گلگیرهایی با فرمپردازی تهاجمی جای گرفتهاند. امضای نوری الایدی دقیق، شفاف و هدفمند است. مجموعه شیشهای به سبک کانوپی، شیشه جلو و سقف را به یک سطح پیوسته تبدیل میکند و کابینی میسازد که بیش از یک ابرخودرو، حالوهوای فضاپیما دارد.
عناصر کوچکتر نیز به کارکرد اشاره میکنند. چرخها از قفل مرکزی با سبک توربینی بهره میبرند. یک ستون مرکزی از کابین تا محفظه موتور امتداد پیدا میکند، نگاه را هدایت میکند و وعده مدیریت حسابشده جریان هوا را میدهد. لوورهای بزرگ در دو طرف موتور قرار گرفتهاند و هوا از شکافهایی خارج میشود که معمولا چراغهای عقب در آنجا قرار دارند. خروجی اگزوز در مرکز یک دیفیوزر برجسته نشسته است؛ مانند نقطه پایانی یک جمله.

بعد نوبت به جلوههای نمایشی میرسد. شیشههای جانبی که با مادهای نیمهشفاف تصویرسازی شدهاند، میتوانند از حالت مات به شفاف تغییر کنند؛ نمایشی کاربردی و هوشمندانه. خط سی، همان قوس کلاسیک و شناختهشده در سیلوئت بوگاتی، در اینجا وارونه شده است. وقتی سر و ته میشود، مثل یک چالش خوانده میشود: قوانینتان را نگه دارید، من آنها را از نو مینویسم.
زمینه ماجرا اهمیت دارد. بوگاتی فقط به خاطر رندرهای دیجیتال در خبرها نبوده است. تحت رهبری ماته ریماتس و زیر چتر بوگاتی ریماتس، این برند در حال بررسی خودروهایی کمیاب و احساسبرانگیز بوده که با سلیقه کلکسیونرها حرف میزنند. اظهارنظرهای ریماتس درباره بازگشت گیربکس دستی و فاصله گرفتن از برقیسازی فراگیر برای ابرخودروهای بسیار کمتیراژ، از همین حالا بحثها درباره مسیر آینده بوگاتی را تغییر داده است.

پس چرا یک کانسپت ساختهشده توسط طرفداران اهمیت دارد؟ چون طراحی یک زبان است. وقتی خالقان مستقل نشانههای یک برند را دوباره تفسیر میکنند، امکانهای پنهان آن را به سطح میآورند. پروژه آژاکس ژن طراحی بوگاتی، یعنی زیبایی، درام و عملکرد را میگیرد و آن را تا مرز یک بیان نمایشی گسترش میدهد. این یک نقشه راه نیست. تخیلی هدفمند است.

آیا بوگاتی واقعا چیزی شبیه به این خواهد ساخت؟ احتمالا نه، دستکم نه به همین شکل. اما عناصری مانند شیشههای نیمهشفاف، کانوپی کشیده و مدیریت تهاجمی جریان هوا میتوانند بر خودروهای تکساخت آینده یا سفارشهای اختصاصی بدنهسازی اثر بگذارند. طراحان هم که همیشه در حال رصد هستند، خط سی وارونه را بهعنوان ایدهای شایسته بازنگری در ذهن نگه خواهند داشت.
در نهایت، بوگاتی الین یادآوری میکند که جذابترین گفتوگوهای دنیای خودرو اغلب از بیرون میز طراحی جرقه میخورند. چه کسی میداند کدام طرح امروزی به نماد فردا تبدیل میشود؟




نظر بگذارید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.