5 دقیقه
زیر نورهای نمایش ایستاده بودم و نمیتوانستم نشان روی بدنه را با فرم کلی خودرو کنار هم بگذارم. آشنا به نظر میرسید، اما از بدترین زاویه ممکن؛ انگار چند هاچبک روزمره را وادار کرده باشند نقش یک اصیلزاده واقعی را بازی کنند. پلک زدم. یک قدم عقب رفتم. هنوز هم یک فراری بود. در عین حال، یک شاسیبلند برقی بود که حدود ۵۵۲ هزار یورو قیمت خواهد داشت.
وقتی سنت مسیرش را عوض میکند
تغییر مسیر شجاعت میخواهد. البته ریسک هم دارد. فراری هیچوقت در زبان طراحی، نمایشگری و ضربه احساسی یک موتور V12 خجالتی نبوده است. لوسه بخشی از آن رمانتیسم آشکار را کنار میزند و به جایش نوعی خویشتنداری غیرمنتظره و حتی جزئیاتی خانگی مینشاند؛ جزئیاتی که بلافاصله مرا وارد هزارتوی مقایسهها کرد. هوندا Afeela. هوندا e کوچک. یک تویوتا پریوس پفکرده از نمای بالا. اوپل آسترای ۲۰۲۱. هرکدام، در بخشی از خطوط لوسه، چیزی را زمزمه میکنند.

واکنش اولیه در فضای آنلاین کاملا غریزی بود. رونمایی زنده، فقط به خاطر هیجان ترند نشد. شوخیها، کنایهها، میمها و همان بازخورد فوری و آشفتهای شکل گرفت که وقتی یک نماد از مسیر همیشگی خارج میشود، انتظارش را دارید. این واکنش مهم است. فراری خودروهایی میسازد که مردم دربارهشان بحث میکنند، اما معمولا بحث با شیفتگی شروع میشود، نه با سردرگمی.
اعدادی که احترام میطلبند
اگر از طراحی ظاهری عبور کنیم، لوسه یک دستاورد جدی مهندسی خودرو برقی است. این خودرو روی پلتفرمی تازه و با سامانههای داخلی فراری ساخته شده، یک باتری ۱۲۲ کیلوواتساعتی دارد و در هر گوشه بدنه یک موتور برقی قرار گرفته است. توان اوج آن به ۱۰۳۵ اسببخار، معادل ۷۷۲ کیلووات، با ۹۹۰ نیوتنمتر گشتاور میرسد؛ عددی که برای رسیدن از حالت سکون به ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت در ۲.۵ ثانیه و سپس رسیدن به ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت در ۴.۳ ثانیه دیگر کافی است. باتری بخشی سازهای از خودرو است، بهصورت ماژولی برای تعمیر جدا میشود و معماری ۸۸۰ ولتی آن با هدف دوام در پیست و ایمنی طراحی شده است. فراری برد تخمینی WLTP را حدود ۵۳۰ کیلومتر اعلام میکند.

- باتری: ۱۲۲ کیلوواتساعت، با ماژولهای قابل جداسازی
- موتورها: یک موتور برای هر چرخ، مجموعا ۱۰۳۵ اسببخار، معادل ۷۷۲ کیلووات
- گشتاور: ۹۹۰ نیوتنمتر
- صفر تا ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت: ۲.۵ ثانیه
- برد حرکتی: حدود ۵۳۰ کیلومتر
- ولتاژ: بسته باتری ۸۸۰ ولتی
سیستم تعلیق هم بازنگری شده است. فراری با Multimatic روی یک سامانه بادی فعال با عملگر بالاسکرو و کنترل بهتر حرکات طولی بدنه کار کرده؛ سامانهای که هدفش نرم کردن ضربههای عمودی و در عین حال حفظ پایداری خودرو در پیست است. از جزئیات کاربردی میتوان به درهای عقب لولاشده از عقب شبیه پوروسانگوئه و صندوق باری شگفتانگیز جادار اشاره کرد. پیکربند آنلاین فعال شده و فراری حتی جایگاههای تازهای برای اسب رقصان پیشنهاد میدهد؛ از جمله نشان نقرهای روی بخشی از در به جای سپر کلاسیک.

این نخستین مدل کاملا برقی فراری است و انتظاری را که از مارانلو داریم تغییر میدهد.
پس چرا لوسه برای بعضیها ناهماهنگ به نظر میرسد؟ بخشی از ماجرا به ناسازگاری ذهنی برمیگردد. فراریای که نشانههایی از خودروهای خانوادگی دارد، عملا دعوت میکند با مقیاسی متفاوت قضاوت شود. بخشی دیگر به زیباییشناسی مربوط است. خودرو انگار خشونت تراشخورده را با سطوحی پهنتر و نرمتر عوض کرده؛ سطوحی که بیشتر خانگی خوانده میشوند تا اگزوتیک. بعد هم بحث بهرهوری مطرح است، پرسشی که وقتی خودرو تا این حد غیرآیرودینامیک به نظر میرسد، دست از سرتان برنمیدارد.
فراری درباره ضریب درگ چندان شفاف نبوده است. شرکت عدد ۰.۲۵ را مطرح کرده، اما تایید نهایی هنوز در انتظار است. اگر درست باشد، این عدد رقابتی خواهد بود؛ با این حال برد WLTP اعلامشده، یعنی حدود ۵۳۰ کیلومتر از یک بسته ۱۲۲ کیلوواتساعتی، چند پرسش جدی ایجاد میکند. یا اولویتها جای دیگری بودهاند، یا اعداد دنیای واقعی ما را در یکی از دو جهت غافلگیر خواهند کرد.

من هم از منحنی کند پذیرش مصون نیستم. سلیقهها تغییر میکنند. طراحیها با گذر زمان به نماد تبدیل میشوند. امروز ممکن است چهره در هم بکشید، فردا شاید وقتی بازار این خودرو را جسورانه و آیندهنگرانه نامید، با علاقه لبخند بزنید. این اتفاق بیش از آنچه معمولا قبول داریم رخ میدهد. اما فراریها ماندگار میشوند چون هدفشان را بیپرده به نمایش میگذارند. لوسه طوری به نظر میرسد که انگار ترجیح میدهد در برابر چشم همه پنهان بماند.
زاویه دیگری هم هست که باید به خاطر سپرد. فراری خریداران تازه میخواهد، گروه وسیعتری از مشتریان را هدف گرفته و به یک هاله برقی نیاز دارد تا همزمان با تغییر مقررات و عادتها، برند را مرتبط و زنده نگه دارد. این استراتژی منطقی است. هنر، در اجراست. در حال حاضر لوسه شبیه ریسکی است که با صدایی بلند پذیرفته شده. ممکن است جواب بدهد. ممکن است هم نه.
فعلا لوسه یک آزمون صادقانه است. از ما میخواهد کلاه را از اسب جدا کنیم. از فراری میخواهد ثابت کند جادوی برند میتواند در نوعی کاملا متفاوت از مهندسی هم دوام بیاورد. زمان نشان خواهد داد این قمار به چرخشی تبدیل میشود که مردم تحسینش کنند، یا به لغزشی نادر که آن را با شوک دیدن اسب رقصان در لباسی چنین ناآشنا به یاد بیاوریم.














نظر بگذارید
نظرات (4)
من تو پروژههای برقی دیدم: وقتی یه برند سنتی میخواد مشتری جدید بیاره اول کلی سر و صدا میشه، بعد کمکم جا میفته، اگر فنی خوب باشه میخرم 🙂
تصمیم منطقی از نظر برند ولی زیباییشناسیش ریسک کرده، بعضیا هیچوقت قانع نمیشن. هنر اصلی تو اجرا و تجربهٔ واقعی مشخص میشه
اعداد و شتاب جذابه ولی من قانع نمیشم؛ واقعا با ۱۲۲ کیلوواتساعت باید ۵۳۰ کیلومتر بشه؟ WLTP یعنی چی دقیقا، یا یه جاها بازی شده؟
وااای، اولین دیدار با لوسه خیلی توی ذوق میزنه؛ هم فراریه هم یه کراساوور خونگی، حس متناقض دارم... دلش میخواد جسور باشه ولی