5 دقیقه
نمایشگاه پورشه را تصور کنید؛ جایی که بوی چرم نو با نوع دیگری از نگرانی رقابت میکند: خریدارانی که همان چیزی را میخواهند که این شرکت زمانی در فروشش بهترین بود. این پرسش که وقتی گاوهای شیرده کسبوکار پیر میشوند و همزمان آینده را دنبال میکنید چه رخ میدهد، حالا به یکی از دغدغههای اصلی اشتوتگارت تبدیل شده است.
پورشه کجا پرفروشترینهای خود را اشتباه خواند
پورشه امپراتوری مدرن خود را به شیوهای سنتی ساخت: یک محصول درخشان پس از دیگری، و سپس توسعهای عملگرایانه. ۹۱۱ همچنان قلب تپنده این برند است، اما رشد کاین و ماکان، پورشه را از یک خودروساز تخصصی به یک برند پریمیوم پرفروش تبدیل کرد. فروش از حدود ۵۰ هزار دستگاه در اوایل دهه ۲۰۰۰ به بیش از ۳۲۰ هزار دستگاه در سال ۲۰۲۳ رسید. موفقیت پایدار به نظر میرسید. سپس مسیر راهبردی تغییر کرد.

فشار الیور بلوم برای برقیسازی، صادقانه، پرهزینه و همسو با اهداف گستردهتر گروه فولکسواگن بود. با این حال، زمانبندی اهمیت دارد. ماکان احتراقی، که سالها پرفروشترین مدل پورشه بود، بر پلتفرم آئودی Q5 سوار بود؛ پلتفرمی که حتی هنگام معرفی این خودرو در سال ۲۰۱۴ نیز رو به پیری میرفت. پورشه به جای آنکه این شتاب را با یک تغییر نسل کامل تقویت کند، به وصلهپینه کردن بهبودها روی همان معماری قدیمی ادامه داد. این نام تجاری با وجود عقبماندگی فناوری، فروش خوبی داشت. فهرست انتظار، وفاداری مشتریان را نشان میداد. سپس شرکت چرخش کرد: ماکان برقی در سال ۲۰۲۴ از راه رسید و ماکان احتراقی تنها تا سال ۲۰۲۶ به مسیر خود ادامه داد.

چرا این موضوع مهم بود؟ چون خریدارانی که ماکان را به خاطر ترکیب عملکرد اسپرت و حس پریمیوم دوست داشتند، در میان خویشاوندان جدیدتر آئودی، قوای محرکه و فناوری مدرنتری را با قیمت کمتر پیدا میکردند. رکود پلتفرمی باعث شد پورشه به جای برتری محصول، بیشتر بر اعتبار برند رقابت کند. نتیجه یک معجزه کوچک بود؛ مردم همچنان خریدند، اما همزمان یک آسیبپذیری رو به رشد شکل گرفت: محصولی کلیدی که بهتدریج قدیمی شده بود و بیش از مزیت مهندسی، با اتکا به حسننیت مشتریان فروش میرفت.

داستان کاین نیز مشابه است. نسل سوم کاین احتراقی در سال ۲۰۱۷ معرفی شد و فیسلیفتهایی دریافت کرد، اما بازنگری بنیادین پلتفرم در کار نبود. پورشه در سال ۲۰۲۵ نسخههای تمامبرقی کاین را بر پایه معماری اختصاصی خودروهای برقی اضافه کرد، در حالی که مدل مجهز به موتور احتراق داخلی به راه خود ادامه میداد. در همین زمان، آئودی با جدیدترین پلتفرم Q7 رو به جلو حرکت کرد. حاصل چه بود؟ پورشه خود را در حال دویدن در دو مسابقه همزمان دید: حفظ جذابیت یک شاسیبلند احتراقی سالخورده، در حالی که برقیسازی را به عنوان آینده پیش میبرد.

برای این لغزشها دلایلی وجود دارد: سیاستهای درونگروهی، فشارهای مقرراتی و تمایل به بهرهبرداری از رشد خودروهای برقی در چین، همگی نقش داشتند. با این حال، هزینه کنار گذاشتن چرخه عمر احتراقی ماکان و کاین روشن بود. همین مدلها منابع مالی خودروهای هالهای و نمادین پورشه را تأمین میکردند. آنها هزینه تحقیق و توسعهای را میپرداختند که ۹۱۱ را تیز و رقابتی نگه میداشت. انتقال بیش از حد منابع به پروژههای صرفا برقی مانند تایکان، مشکل دیگری را نیز آشکار کرد: ارزش فروش دستدوم و افت قیمت ضربه خورد. افت سریع ارزش تایکان باید یک علامت هشدار میبود که برقیسازی همیشه با بدهبستانهایی همراه است که خریداران و بازار لزوما بلافاصله به آن پاداش نمیدهند.
این شرکت اکنون در سال ۲۰۲۶ مدیرعامل تازهای به نام مایکل لایترز دارد و پنجرهای محدود برای اقدام پیش روی اوست. سادهترین و سریعترین اهرم، اشتراک پلتفرم درون گروه فولکسواگن است. اگر پورشه بتواند معماری جدید Q5 آئودی را به سرعت برای یک ماکان احتراقی تازه سازگار کند و از زیرساخت Q7 برای یک کاین احتراقی بهروزشده بهره بگیرد، زمان میخرد. زمان برای تثبیت فروش. زمان برای تخصیص منطقیتر منابع. زمان برای برنامهریزی گذار به خودروهای برقی، بدون رها کردن چیزی که هزینهها را پرداخت میکند.

پورشه باید دوباره پلتفرمهای احتراقی آئودی را با آغوش باز بپذیرد، وگرنه خطر کوچک شدن به یک سازنده بوتیکی را میپذیرد که هر سال فقط چند هزار دستگاه ۹۱۱ و سوپراسپرت گرانقیمت میفروشد.
آیا این برنامه واقعبینانه است؟ پاسخ به سرعت و اراده بستگی دارد. مقررات اتحادیه اروپا قصد دارد فروش خودروهای احتراقی را تا سال ۲۰۳۵ بهشدت محدود کند. برخی پیشبینیها نشان میدهد که شاید تا میانه دهه آینده تنها ده درصد از فروش یک برند اجازه داشته باشد با موتور احتراق داخلی باشد. این موضوع سه سال آینده را حیاتی میکند. پورشه یا باید برای بازگرداندن مدلهای رقابتی ماکان و کاین احتراقی شتاب بگیرد، یا افولی مدیریتشده به سمت انحصاریتر شدن را بپذیرد.

هیچکدام از این انتخابها آسان نیست. بازگرداندن نسخههای احتراقی یعنی مذاکره برای دسترسی به پلتفرم، انجام تغییرات مهندسی و بازتنظیم پیام بازاریابی، آن هم با سرعت بالا. پافشاری بیشتر بر خودروهای برقی یعنی حل مشکل ارزش باقیمانده، قانع کردن خریداران برای پرداخت مبلغ بیشتر بابت عملکرد الکتریکی و پذیرش ضربههای کوتاهمدت به سودآوری تا زمان مقیاسپذیر شدن فناوری. هر دو استراتژی به شفافیت نیاز دارند، نه دودلی.
ناظران مایکل لایترز را از نزدیک زیر نظر خواهند گرفت. مسیری که او انتخاب میکند تعیین خواهد کرد پورشه همچنان یک قدرت پریمیوم پرفروش باقی میماند یا به چهرهای محدودتر و بوتیکیتر بازمیگردد. خبر خوب این است که بخشهایی از راهحل همین حالا درون گروه وجود دارد. خبر بد این است که زمان چنین وضعی ندارد. بهترین امید پورشه شاید همان گزینه عملگرایانه باشد: اکنون از دانش فنی آئودی در موتورهای احتراقی استفاده کند، کسبوکار را تثبیت کند و سپس گذار به خودروهای برقی را از موضع قدرت پیش ببرد، نه از سر ناچاری.














نظر بگذارید
نظرات (4)
نکته عملیش خوبه: اول تثبیت با پلتفرم گروه، بعد گذار؛ اما اگه فقط پولسازی باشه روح پورشه کم کم محو میشه، وقت هم کم دارن
واقعاً تایکان ارزش باختن بازار احتراقی رو داشت؟ این افت قیمت آزاردهنده ست، کسی برنامه واقعی داره؟
معقول بنظر میاد، ولی قبولش سختِ؛ اگه پلتفرم آئودی نجات نده، وضعیت بد میشه
وااای، تصور نمایشگاه پورشه با بوی چرم و نگرانی خریدارها عجیب بود... نوستالژی و غم قاطی هم شده