8 دقیقه
جمعبندی طراحی پایان سال: خودروهایی که نظرها را دوشقه کردند
با نزدیک شدن به پایان ۲۰۲۵، بخش عمدهای از گفتوگوهای خودرویی حول پیشرفتهای فنی میچرخد: الکتریکی شدن، پلتفرمهای جدید و افزایش ایمنی. اما طراحی خودرو هنوز هم برانگیزاننده احساسات است و همیشه واکنشها مثبت نیستند. در سال جاری چند مدل تولیدی معرفی شدند که هم طرفداران پر و پاقرص و هم ناظران عادی را به تعجب واداشتند. در ادامه به چند خودروی جدید اشاره میکنم که به دلایل مختلف هدف نقدهای طراحی قرار گرفتند — از عجایب محلی تا بیانیههای طراحی با برد جهانی.
چه چیزی در خودرو «زشت» محسوب میشود؟
زیباییشناسی امری ذهنی است، اما برای این خلاصه من سه عامل عملی را در نظر گرفتم: انسجام بصری (آیا فرم بیرونی منطقی و منسجم است؟)، نسبتها و اجرای جزئیات (آیا عناصر متعادل طراحی شدهاند یا ناهماهنگ و زمخت؟)، و ارگونومی و زیبایی کابین (آیا فضای داخلی با طراحی بیرونی همخوانی دارد یا اشتباه بصری را تشدید میکند؟). علاوه بر این، موقعیت بازار نیز مهم است: برخی طراحیها عمداً سرسختانه قطبیکنندهاند تا جلب توجه کنند، در حالی که برخی دیگر از برندهای باسابقه شبیه فرصتسوزی به نظر میرسند.

نکات برجسته فهرست کوتاه: اشتباهات منطقهای و لغزشهای جهانی
یکی از تمهای سال ۲۰۲۵ این است که همه طراحیهای جنجالی اهداف توزیع جهانی ندارند. چند مدل در فهرست زیر تنها در بازارهای خاص عرضه میشوند که این برای مصرفکنندگان در مناطق دیگر دلگرمکننده است — یا دستکم باعث میشود تعداد دفعاتی که یک شکل ظاهری نامطلوب را در جاده میبینیم کمتر شود. با این حال در عصر شبکههای اجتماعی حتی مدلهای محلی هم میتوانند به سرعت سرخط رسانههای جهانی شوند و بحثهای طراحی را شعلهور کنند.
- Kia Tasman: یک پیکاپ نامتناسب برای بازارهای منتخب
- Hyundai Venue (نسل دوم): نسبتهای نامتعارف روی پلتفرم K1
- BMW iX3 (پیشنمایش در ۲۰۲۵، تولید برنامهریزیشده ۲۰۲۶): زبان طراحی Neue Klasse بحثبرانگیز

Kia Tasman: پیکاپی که از هدف دور افتاده است
Kia Tasman ممکن است شگفتانگیزترین ورودی فهرست باشد، زیرا وسیلهای پرآوازه برای برند در بازارهایی مانند استرالیا، نیوزیلند، آفریقای جنوبی، کره و بخشی از خاورمیانه است. این مدل یکی از عرضههای تولیدی ۲۰۲۵ بود که به دلایل متعددی زیر تیغ نقد قرار گرفت:
- نشانههای طراحی آشفته به نظر میرسند: سطوح سنگین و ناهماهنگ در کنار هم قرار گرفتهاند و سیلوئت جعبهای و نامتناسبی ایجاد کردهاند.
- تناسبات و انتخاب تزئینات هماهنگی ندارند، در نتیجه تراک نسبت به رقبای همرده کمتر خوشساخت جلوه میکند.
زمینه بازار: کیا تاسمن برای پاسخدادن به نیازهای عملی طراحی شده — ظرفیت بار، دوام محلی و قیمت رقابتی — اما به نظر میرسد فرم در اولویت پایینتری قرار گرفته است. برای خریداران در مناطق هدف، تاسمن ممکن است کاملاً مفید و کاربردی باشد، با این وجود از منظر طراحی بیرونی به ندرت میتواند دل هواداران طراحی را ببرد. تحلیل دقیقتر نشان میدهد که در طراحی پیکاپها، تعادل بین کارایی باربری، دوام بدنه و جذابیت بصری بسیار پیچیده است؛ تاسمن در برخی جنبهها روی عملکرد مانور داده اما در زبان بصری برند ناکام مانده است.

Hyundai Venue (نسل دوم): کراساووری کوچک با واکنشهای بزرگ
نسل دوم هیوندای ونیو که از کارخانه تالیگان (Talegaon) هند عرضه شد، روی پلتفرم K1 سوار است؛ پلتفرمی که با مدلهایی همچون Syros، Casper، Exter و Grand i10 Sedan مشترک است. اشتراکگذاری پلتفرم میتواند از نظر اقتصادی منطقی باشد، اما اگر نتیجه آن طراحیای نامأنوس باشد که تنها از نزدیک یا در عکسها قابل فهم است، منتقدان واکنش نشان میدهند.
دلیل ایجاد اختلاف نظر:
- نسبتهای فشرده و خط کمربند بالا به این خودرو حس سنگینی و بالا بودن مرکز ثقل میدهد.
- درمان گرافیکی و امضای نورپردازی نسبت به اندازه بدنه بیش از حد شلوغ است.
هدفگیری بازار: ونیو برای خریداران شهری طراحی شده که قیمت مناسب و امکانات را در اولویت قرار میدهند، نه طراحی پیشتاز و جسور. با این حال ظاهر آن باعث شده که از نگاه منتقدان گزینهای آسان برای فهرستهای «زشتترینها» باشد. از منظر فنی نیز وقتی پلتفرم اقتصادی برای چندین نام تجاری استفاده میشود، چالش اصلی تفکیک بصری بدون افزایش هزینه است؛ ونیو نمونهای از توازنی ناموفق میان صرفهجویی هزینه و زبان طراحی متمایز است.

BMW iX3 و Neue Klasse: نقطه عطفی در سبک طراحی
احتمالاً مهمترین و اثرگذارترین نام در این جمع iX3 از بیامو است. اگرچه تولید آن برنامهریزی شده تا در دبرسن، مجارستان، از سال ۲۰۲۶ آغاز شود، رونمایی ۲۰۲۵ زبان طراحی رادیکال جدیدی را آشکار کرد: Neue Klasse. این یک بهروزرسانی سطحی نیست؛ Neue Klasse جهتگیری بصری شرکت برای خودروهای برقی (BEV) و مدلهای احتراق داخلی آینده است.
چرا واکنشها شدید بود:
- بیرونی: نسبتها و روش پرداخت سطوح از نشانههای کلاسیک بیامو فاصله گرفته که منجر به اتهاماتی مبنی بر از دست رفتن هویت برند شد.
- داخلی: نمایشگر یکپارچه و کشیده که در پایین شیشه جلو قرار گرفته و صفحه نمایش اطلاعاتی با نسبتهای نامتعارف، کابینی مینیمال اما قطبیکننده پدید آوردهاند.
- کنترلها: فرمان چهارشاخه غیرمعمول و دکمههای فیزیکی اندک، قضاوتها را بین آیندهگرایانه و غیرعملی تقسیم کرده است.
رهبری طراحی: iX3 امضای آدریان ون هویدنک (Adrian van Hooydonk) را دارد که پیشتر در پروژههای مهمی برای بیامو نقش داشته است. همین سابقه باعث میشود واکنشها شخصیتر به نظر برسند: وقتی طراح با میراث تثبیتشده جهت جدیدی را میپذیرد، منتقدان با دقت بیشتری به آن مینگرند. از نظر تکنیکی، Neue Klasse نشاندهنده بازاندیشی در معماری بدنه و بستهبندی قطعات الکتریکی است که به طراحان اجازه میدهد نسبتها را مجدداً تعریف کنند؛ اما این آزادی گاهی سنتگرایان طراحی را ناراضی میسازد.
زمینه مهم است: گرایشها، پلتفرمها و استراتژی بازار
چند روند گستردهتر به توضیح اینکه چرا بعضی خودروهای ۲۰۲۵ مورد انتقاد قرار گرفتند کمک میکنند. اول، چرخههای سریعتر محصول و تجمیع پلتفرم برندها را به سمت استفاده مجدد از سختافزار سوق میدهد و همین موضوع نیاز به تمایزگذاری بصری جسورانه را افزایش میدهد. دوم، الکتریکی شدن به طراحان آزادی میدهد تا نسبتها را بازتعریف کنند — گاهی به تجربههایی منجر میشود که برای محافظهکاران بازار قابلقبول نیست.
ملاحظاتی برای مصرفکنندگان:
- دسترسی منطقهای: برخی از طراحیهای مورد انتقاد هرگز در بازار شما رایج نخواهند شد و این روی قیمت فروش مجدد و زیبایی روزمره تأثیر محدودتری دارد.
- موقعیتیابی: مدلهای تمرکز بر ارزش اغلب برای تولید اقتصادی از طراحی حجاریشده چشمپوشی میکنند.
- اهمیت آینده: طراحیهای جنجالی ممکن است کنشهای آزمایشی باشند که در نسخههای بعدی پالایش یافته و موفقتر میشوند.
اگر نگاهی دقیقتر به چرخه عمر محصول بیندازیم، میبینیم که بسیاری از تصمیمهای طراحی ناشی از ملاحظاتی فراتر از زیبایی است: هزینه تولید، قوانین ایمنی منطقهای، الزامات مهندسی و حتی تاثیر برآیند آلودگی و مصرف انرژی. تمام این عوامل روی نسبتها، سیرکولاسیون هوا و انتخاب مواد تأثیر میگذارند و گاهی منجر به سازشی میشوند که از منظر زیباییشناسی نامطلوب به نظر میرسد، اما از نظر عملکردی دارای توجیه است.

نکات نهایی و دعوت به بحث
این جمعبندی نمایانگر دیدگاه یک نویسنده است که چشمی برای نسبتها و درکی از موقعیت بازار دارد. ذاتاً این دیدگاه ذهنی است و این همان نکته است: طراحی خودرو به اندازه فناوری درباره سلیقه است. با این حال، افزودن زمینه فنی و مقایسه با رقبای مستقیم میتواند به خواننده کمک کند انتخاب آگاهانهتری بکند — آیا طراحی جدید فقط شاخ و برگ بصری نامعمول دارد یا نشانهای از تغییر مسیر واقعی در هویت برند است؟
نکات برجسته:
- BMW iX3: مهمترین و جنجالیترین رونمایی طراحی فصل که بحث هویت برند و زبان بصری را برانگیخت.
- Kia Tasman: پیکاپی قطبیکننده که با عرضه محدود منطقهای مواجه است.
- Hyundai Venue: کراساوور شهری جمعوجور که نسبتهایش موجب تقسیم نظر شد.
چه خودروهایی را اضافه میکنید؟ از خوانندگان دعوت میکنم تا خودروهایی را که در سال ۲۰۲۵ آنها را آزار یا شگفتزده کردهاند به اشتراک بگذارند. انتخابهای خود را مطرح کنید و بگویید آیا جسارت در طراحی باید تشویق شود یا طراحیها باید به نسبتهای کلاسیک و انسجام بصری پاسخگو باشند. مشارکت در بحثهای طراحی، هم برای مصرفکنندگان و هم طراحان مفید است زیرا به شکلگیری زبان طراحی آینده کمک میکند — زبانی که باید میان عملکرد، مقرونبهصرفهبودن و زیبایی توازن برقرار کند.
منبع: autoevolution
نظرات
رامین
iX3 جسورانهست ولی بعضی ایدههام مثل فرمان چهارشاخه به نظر نمایشی و غیرعملی میان، باید دید در عمل چی میشه
شهررو
نکته خوب مطلب اینه که گفتن طراحی فقط زیبایی نیست؛ هزینه، بازار، قوانین همه تاثیر دارن. نگاه متعادل لازمه.
بیونیکس
منم تو پروژهای کار کردم که پلتفرم مشترک داشت، ونیو دقیقا همون مشکل تفکیک بصری رو داشت، تجربهٔ شخصی میگم
توربومک
کیا تاسمن؟ واقعا این تناسبات قبول کردنیه؟ پیکاپ باید محکم و متوازن باشه، این بیشتر شبیه پروتوتایپه
کوینپ
معقوله ولی برای برندهای سنتی یه ریسک بزرگه، شاید بازارای جدید قبولش کنن، اما خریدار قدیمی نه
رودایکس
وااای iX3 خیلی انتظارات رو عوض کرد، هم جذاب هم غریب... احساس میکنم بعضیا تا سالها دربارش بحث میکنن!
ارسال نظر