10 دقیقه
آزنام با جدیدترین کانسپت خود تنها به ارائهٔ اشارهای به لیموزین لوکس آینده نکرده؛ بلکه آن را مانند یک صحنهٔ سینمایی طراحی کرده که برای ورودهای پرابهت ساخته شده است. خودروی نمایشی موسوم به Aznom L’Epoque که از خانهٔ طراحی مستقر در مونزا و در همکاری با Camal Studio پدید آمده، تصویری از یک سدان ویژه و بسیار انحصاری با رانندهٔ اختصاصی را با الهام از هنر آرتدِکو دههٔ ۱۹۳۰ و قوای محرکهٔ هیبریدی-الکتریکی ارائه میدهد که سازنده مدعی خروجی بیش از هزار اسببخار است. این پروژه بیشتر از یک کانسپت بصری است؛ ترکیبی از طراحی تاریخی، متریال سفارشی و معماری پیشرانهٔ مدرن که هدف آن قرار گرفتن در بالاترین طبقهٔ بازار خودروهای تشریفاتی و لیموزینهای فوقلوکس است.
تناسبات آرت دکو تا حد اغراق
در یک نگاه، تشبیه به «شرورِ فیلمهای جاسوسی» قابل فهم است. L’Epoque در نسبتهای تئاتری غوطهور است: کاپوتی بهطور نامتعارف کشیده، کابینی که به سوی عقب رانده شده و صندوق عقبی که از زبان طراحی دریایی الهام گرفته است و به خودرو حالتی کلاسیک-درعینحال دستنیافتنی میدهد. در نماي جلو، جلوپنجرهٔ عمودی و مرتفع بیشتر شبیه یک عنصر معماری است تا قطعهٔ تزئینی متعارف خودرو؛ و چراغهای باریک عمودی LED که درون گلگیرها قرار گرفتهاند با نوری گرم و شامپاینی حالتی نمایشی و تجملی ایجاد میکنند.
الهامهای طراحی برآمده از دههٔ ۱۹۳۰ به معنی بازخوانی کلاسیک نیست، بلکه تلفیقی از ارکان آرتدکو با زبان طراحی معاصر است: خطوط طولی کشیده برای نشان دادن سرعت و حیثیت، سطوح براق و مات ترکیبشده برای ایجاد تضاد بصری و تناسبات نسبتاً نامتقارن که نگاه بیننده را به حرکت در طول بدنه دعوت میکند. این ترکیب باعث میشود L’Epoque نه صرفاً بازسازی تاریخی، بلکه بازتعریفی از لیموزین تشریفاتی در عصر الکتریکی باشد.

آزنام اعلام کرده که طول این کانسپت نزدیک به ۲۶ فوت (حدود ۷.۹ متر) است—استانداردی که آن را از بسیاری از لیموزینها و حتی از برخی شاسیبلندهای لوکس موجود بلندتر میسازد. این ابعاد باعث میشود نیازمندیهای مهندسی، از جمله فاصلهٔ محوری، پایداری در سرعتهای بالا و فضای داخلی، به سطحی متفاوت از خودروهای سواری معمول برسد. چرخهای عظیم ۳۰ اینچی ترکیب بصری را تکمیل میکنند و به خودرو قامتی شبیه بنای یادمانی میبخشند؛ هرچند استفاده از رینگهای اینچنینی مستلزم تطبیق هندسهٔ تعلیق، ترمزهای بزرگتر و مدیریت آیرودینامیک دقیق است.
سیستمی از درها برای ورودهای پرابهت
این کانسپت ساختار مرسوم درهای سدانهای لوکس را کنار میگذارد. درها از مکانیزم بازشدن دوگانه استفاده میکنند و قسمتی از سقف بالا میآید تا ورود و خروج را آسانتر و آیینمند کند؛ راهحلهایی که آشکارا برای تسهیل ورود مهمانان با لباس رسمی، حمل چمدان یا تجهیزاتی خاص طراحی شدهاند. افزون بر این، گزارشها حاکی از آن است که خودرو یک نوار نورانی یا «فرش نورانی» را روی آسفالت جلوتر از درها تابانده که جلوهای مراسمی برای استقبال ایجاد میکند.
چنین جزئیاتی فراتر از زیباییِ ساده است: آنها تجربهٔ کاربری را بازتعریف میکنند—از لحظهٔ نزدیک شدن به خودرو تا نشستن در کابین. این ویژگیها برای مشتریانی طراحی شدهاند که به ارزش نمادین و تشریفاتی ورود اهمیت میدهند، مانند رهبران رسمی، مدیران بزرگ شرکتها یا مجموعهدارانی که خواهان خودروهای منحصربهفرد و سفارشی هستند.

طرح کابین: کمتر «صندلی»، بیشتر سالن خصوصی
کابین L’Epoque از الگوی رایج اتاقک راننده-مسافر پیروی نمیکند؛ در عوض فضا بهگونهای طراحی شده که بیشتر شبیه یک سالن پذیرایی خصوصی روی چرخها بهنظر برسد. هستهٔ اصلی فضا یک مبل پهن و راحت در عقب است که با دو صندلی تاشوِ جانبی ترکیب شده و آرایش ۲+۲+۲ را ممکن میسازد؛ آرایشی که برای جلسات خصوصی، میزبانی مهمان یا استراحت طولانی مناسب است.
حس لوکس کابین از متریال مشخص میشود: چوبهای پرداختشده بهصورت دستی با منبتهای دقیق، چرمهای بافتشدهٔ مرغوب و پارچههایی با الهام از تزئینات داخلی کاخها؛ مجموعهای که در برابر قطعات سفارشی کارگاههای بدنهساز و برندهای فوقلوکس رقابت میکند. طراحی داخلی نه تنها به جنبهٔ نمایشی میپردازد، بلکه بر ارگونومی و آسایش طولانیمدت نیز تمرکز دارد: پشتیهای قابل تنظیم، فضای پای بزرگ، سطوح تاشو برای کار یا پذیرایی و قفسههای ذخیرهسازی مخفی برای وسایل شخصی.
فناوری در کابین با رویکردی محتاطانه و اختصاصی حضور دارد: سیستمهای اطلاعاتی-سرگرمی یکپارچه با وضوح بالا، ارتباط امن برای جلسات محرمانه، شیشههای دارای تنظیم شفافیت برای حفظ حریم و گزینههای حفاظتی مانند شیشههای مقاوم یا زرهی در صورت سفارش مشتری. بیش از همه، یک دستیار هوش مصنوعی اختصاصی طراحی شده تا تجربهٔ سفر را شخصیسازی کند؛ از کنترل دقیق آب و هوا در نواحی مختلف کابین تا تنظیم نور، موسیقی و حالتهای آکوستیک مطابق با وضعیت روحی یا نیازهای مهمان.
- کنترل میکروکلیمات (تنظیم دقیق دما و رطوبت در نواحی مختلف)
- نورپردازی محیطی پویا
- مدهای صوتی و آکوستیک برای ایجاد حالتهای روحی مختلف
- تنظیمات راحتی با فرمان صوتی
هر یک از این سیستمها در خدمت تجربهٔ لذتبخش، منحصربهفرد و کممزاحم برای سرنشینان طراحی شدهاند؛ بهویژه برای مشتریانی که انتظاراتی فراتر از راحتی معمول دارند و خواهان تجربهای منحصر به فرد از حمل و نقل تشریفاتی هستند.

مهندسی هیبریدی با منطق رِنجاکستندر
در پسِ ظاهر نوستالژیک، یک چارچوب فنی مدرن و نسبتاً واقعگرایانه قرار دارد. آزنام پیشنهاد میدهد که شاسی از نوع body-on-frame باشد؛ ساختاری که بهخوبی با تعلیق فعال و سیستم تراز خودکار ترکیب میشود تا سطح ارتعاشات و تکانها را کاهش دهد و به سواریای مطمئن و کنترلشده برای یک خودرو با فاصلهٔ محوری بلند بینجامد. چنین شاسیای همچنین امکان نصب تجهیزات سنگینتر، سیستمهای حفاظتی و دستگاههای جانبی را با سهولت بیشتری فراهم میآورد.
گروه پیشرانه بهصورت یک هیبرید رِنجاکستندر تعریف شده: یک موتور احتراق داخلی V6 نقش مولد برق (ژنراتور) را ایفا میکند و بستهٔ باتری ۱۰۰ کیلوواتساعتی را شارژ مینماید. این باتری انرژی لازم برای چهار موتور الکتریکی—یکی روی هر چرخ—را فراهم میکند و پیکربندی تمامچرخمتحرکِ الکتریکی را ممکن میسازد. ترکیب این اجزا اساساً به خودرو اجازه میدهد عملکردی شبیه به یک EV تمامبرقی اما با امنیت برد افزوده توسط موتور احتراقی داشته باشد؛ راهکاری که برای خودروهای تشریفاتی با وظایف مسافت طولانی و نیاز به پایداری عملیاتی جذاب است.
چند نکتهٔ فنی مهم در این معماری قابل توجه است: نخست، کارکرد موتور V6 بهعنوان ژنراتور میتواند نیاز به شارژهای مکرر را کاهش دهد و عملیات در نقاط بدون زیرساخت شارژ را ممکن سازد؛ دوم، وجود چهار موتور مستقل امکان کنترل گشتاور بهصورت جداگانه (تورک وکتورینگ) را فراهم میآورد که در بهبود پایداری و هندلینگ برای خودرویی بلند و سنگین حیاتی است؛ و سوم، بسته باتری ۱۰۰ کیلوواتساعتی ظرفیتی نسبی فراهم میآورد که بسته به وزن نهایی و کاربری میتواند مسافت قابلتوجهی را در حالت تمامبرق بپیماید.
از منظر مهندسی، چالشها و ملاحظاتی وجود دارد: وزن کلی سیستم (باتری، موتورهای الکتریکی، ساختار تقویتشدهٔ شاسی) میتواند تأثیر قابلتوجهی روی مصرف انرژی، نیاز ترمز و هندلینگ داشته باشد و مستلزم بهکارگیری مواد سبکتر و سیستمهای مدیریت حرارتی و الکترونیکی پیشرفته است. سیستم تعلیق فعال و تراز خودکار باید بهگونهای طراحی شود که تغییرات بار و نقاط مرکز ثقل را جبران کند تا سواری نرم و کنترلشده برای سرنشینان تضمین شود.

آیا به تولید خواهد رسید؟
در حال حاضر Aznom L’Epoque بهعنوان یک کانسپت معرفی شده و مسیر تبدیل آن به محصول تجاری همواره پیچیدگیهای خاص خود را دارد. با این حال، ارائهٔ یک جهتگیری فنی عملیاتی (شاسی body-on-frame، تعلیق فعال، مجموعهٔ پیشرانهٔ رِنجاکستندر) نشان میدهد که پروژه در محدودهٔ تحققپذیری قرار دارد و میتواند بهصورت نمونهٔ تک یا تولید محدود عرضه شود. بازار هدف برای چنین خودرویی عمدتاً شامل کلکسیونرهای ثروتمند، شرکتهای ارائهدهنده خدمات تشریفات در سطح جهانی، هتلها و فرودگاههای لوکس و مشتریان شخصی بسیار ثروتمند خواهد بود.
موانع مهم در مسیر تولید عبارتاند از: هزینهٔ تولید بسیار بالا بهدلیل متریال دستساز و تکنولوژی اختصاصی، نیاز به تاییدیههای ایمنی و همگونیسازی (homologation) در بازارهای مختلف، الزامات استانداردهای آلایندگی و صدا در صورت استفاده از موتور احتراقی بهعنوان رِنجاکستندر و چالشهای لجستیکی و خدمات پس از فروش برای یک خودرو با اندازه و مشخصات غیرمعمول. بهعلاوه، مشتریان بالقوهٔ این کلاس بیشتر به محصولات کاملاً سفارشی علاقمندند و معمولاً تقاضا بهصورت سفارشهای محدود یا یکدفعه است تا تولید انبوه.
در افق صنعت، برندهای فوقلوکس بهطور فزایندهای میراث طراحی را با الکتریفیکیشن تلفیق میکنند و Aznom با L’Epoque گامی فراتر برمیدارد؛ این خودرو بیش از آنکه صرفاً وسیلهٔ حملونقل باشد، یک اثر بیانی و تجسمی از ترکیب هنر و مهندسی است. اگر تولید شود، احتمالاً در دستهٔ محصولات بسیار محدود و با قیمتهایی که میتواند از چندصد هزار تا چند میلیون دلار متغیر باشد، جای خواهد گرفت.
به طور خلاصه، L’Epoque نمونهای از روند ترکیب طراحی نوستالژیک با فناوری معاصر است: لیموزینی که هم مجسمهای برای نمایش است و هم خودرویی عملکردی الکتریکی-کمکی، مناسب برای بازارهای لوکس جهانی و مشتریانی که به تمایز و تجربهٔ تشریفاتی اهمیت میدهند.
منبع: motor1
نظرات
اتو_ر
قبلا تو یه پروژه لوکس کار کرده بودم، این جزئیات نشون میده بازار هنوز مشتری واسهش داره، اما خدمات پس از فروش کجاست؟
پمپزون
طرحش شبیه یه مجسمهست، همه چیز بستگی به پیادهسازی داره. اگه سبک باشه و فنآوری جواب بده، احتمالا خریدار هست
لابکور
ترکیب آرتدکو با الکتریک؟ منطقیه، جذابه کمی محافظهکارانه هم هست ولی با ایدهها بازی کرده
آرمین
طراحی عالیه ولی بیش از حد نمایشیه به نظرم، مشتریان خاص قبول اما کاربرد روزمره؟ نه، بیشتر شوآف
توربو
ظاهرش فریبندهست اما 100 کیلوواتساعت باتری + شاسی تقویتشده چطور وزن رو کنترل میکنن؟ مصرف، ترمز و ... واقعیه؟
رودکس
وااای این چقدر سینمایی و اغراقیه! ۷.۹ متر یعنی واقعا مجسمه متحرک، ولی چه لوکس... کاش میدیدم از نزدیک
ارسال نظر