7 دقیقه
وقتی بوگاتی نزدیک بود یک سدان هایپر چهاردر بسازد
برای لحظهای کوتاه و جلبکنندهٔ توجه در اواخر دههٔ ۲۰۰۰، به نظر میرسید بوگاتی قصد دارد قواعد خودروهای لوکس و پرفورمنس را بازنویسی کند. کانسپت 16C گالیبیه — یک تورر فستبک چهاردر با موتور W16 هشت لیتری نصبشده در جلو — نوید تقریبا ۱,۰۰۰ اسب بخار متریک و شتابی در سطح سوپراسپرت را در کابینی فوقالعاده لوکس میداد. این خودرو بهصورت خصوصی در کارخانه مولسهایم بوگاتی در سپتامبر ۲۰۰۹ رونمایی شد و در نمایشگاههای خودرو فرانکفورت و لسآنجلس بهنمایش عمومی درآمد؛ گالیبیه نوید خودروی چهاردر قدرتمند و اختصاصیای را میداد که میتوانست جهان را شگفتزده کند.
از میراث تایپ ۵۷ تا سدان هایپر قرن بیستویکم
بوگاتی نام گالیبیه را از تایپ ۵۷ گالیبیه دههٔ ۱۹۳۰ قرض گرفت؛ یک گرندتور چهاردر که بهنام گذرگاه Col du Galibier نامگذاری شده بود. 16C گالیبیه ادای احترامی قابلمشاهده به المانهای کلاسیک بوگاتی داشت: یک برجستگی طولی روی کاپوت که یادآور کانسپتهای EB 118/EB 218 و افسانهٔ Type 57SC Atlantic بود، شیشهٔ جلوی شکافته و پرداختهای دو رنگ. با این حال در زیر پوست کاملاً مدرن بود و از آلومینیوم و فیبر کربن برای کاهش وزن استفاده میکرد در حالی که یک پیشرانه و عملکرد در سطح هایپرکار را فراهم میساخت.

موتور، عملکرد و سیستم انتقال نیرو
برخلاف تنظیمات چهار توربویی ویرون، مهندسان بوگاتی آن توربوها را با دو سوپرشارژر متوالی جایگزین کردند تا گشتاور پاییندور قویتری را ارائه دهند — انتخابی مناسبتر برای یک سدان چهاردر که قرار بود راحتی را با سرعت ترکیب کند. W16 تنظیمشده حدوداً ۹۸۶ اسب بخار (۱,۰۰۰ پیاس) تولید میکرد و به یک گیربکس اتوماتیک هشت سرعته متصل بود که تمام چهار چرخ را به حرکت درمیآورد.
- موتور: W16 هشت لیتری، دو سوپرشارژر متوالی
- قدرت: حدود ۹۸۶ اسب بخار (۱,۰۰۰ PS)
- گیربکس: اتوماتیک ۸ سرعته
- سیستم انتقال نیرو: چهارچرخ متحرک
- سرعت بیشینهٔ تخمینی: >235 mph (378 km/h)
- ۰–۶۰ مایل در ساعت: ادعا شده کمتر از ۲.۷ ثانیه

این ارقام شتاب، سدانهای پرفورمنس معاصر را عقب میگذاشت. در آن زمان، نیسان GT-R R35 و کادیلاک CTS-V از جمله سریعترین خودروهای تولیدی چهاردر بودند که ۰–۶۰ مایل را بهترتیب در حدود ۳.۵ و ۳.۹ ثانیه طی میکردند. شتاب زیر ۲.۷ ثانیهٔ گالیبیه در سطحی کاملاً متفاوت قرار میگرفت.
طراحی و جزئیات لوکس
این کانسپت روی رینگهای ۲۲ اینچی با درپوشهای مرکزی خودتراز قرار داشت و کاپوت دو بخشی شکافتهای برای جایدادن W16 داشت. در داخل، بوگاتی لِدر دوختدستی، چوب صیقلی و تریم آلومینیومی را با آرایشی مقتصد و باشکوه ترکیب کرده بود که فضای داخلی و راحتی را اولویت میداد بدون اینکه احساس شلوغی ایجاد شود. داشبورد گالیبیه شامل دو عقربهٔ آنالوگ اختصاصی برای نمایش خروجی W16 و یک جلوهٔ زیباییشناسانهٔ کلاسیک بود: یک ساعت توربیون پارمیجیانی فلوریهٔ قابل جداسازی که در داشبورد نصب شده بود. آن ساعت صد هزار دلاری میتوانست روی مچ بسته شود یا بهعنوان ساعت خودرویی مورد استفاده قرار گیرد — بیانیهای از جزئیات سفارشی و فوقلوکس.

طرحهای تولید و موقعیت در بازار
در ابتدا بوگاتی با ایدهٔ یک مدل تولید محدود — که گفته میشد «روایل» نام دارد — برای مشتریان فوقالثروتمند بازی میکرد. برآوردهای تولید تا ۳,۰۰۰ دستگاه دستساز در مولسهایم را ذکر میکردند، با قیمتی آغازین نزدیک به یک میلیون پوند (حدود ۱.۵۳ میلیون دلار در ۲۰۱۵). شایعات حاکی از آن بود که برند ممکن است برخی قطعات را با بنتلی مولسان به اشتراک بگذارد تا هزینهها کنترل شود، هرچند محصول نهایی همیشه قرار بود در طراحی و اجرا بهروشنی بوگاتی باشد.
چرا گالیبیه به مشتریان نرسید
با وجود قوتهای کانسپت، موانع توسعهٔ داخلی و تغییر اولویتها پیشرفت را کند کرد. در طول زمان گفته شد گالیبیه بزرگتر شد و طراحی درب بار عقب اولیه را از دست داد و به شکلی تبدیل شد که آچیم آنشایت، مدیر طراحی وقت بوگاتی، یکبار توصیف کرد: «از کنار شبیه یک داچساند و از عقب شبیه کلاه بولر روی چرخها». آن انحراف طراحی، همراه با هزینه و پیچیدگی تولید، پروژه را از مسیر خارج کرد.

تا مهٔ ۲۰۱۲ پروژهٔ چهاردر کنار گذاشته شد. بهصورت رسمی بوگاتی منابع مالی و مهندسی خود را به برنامهٔ شیرون (Chiron) معطوف کرد — حرکتی واقعگرایانه که تضمین کرد شرکت پس از پایان تولید ویرون محصولی رقابتی در بازار هایپرکارها داشته باشد. روایتهای غیررسمی به فشارهای سیاسی درون گروه فولکسواگن در آن زمان اشاره میکنند؛ برخی ناظران یک چهرهٔ قدرتمند از سالزبورگ را بهعنوان تأثیرگذار در تصمیم لغو گالیبیه نام بردهاند.
میراث و محل فعلی کانسپت
کانسپت گالیبیه کاملاً ناپدید نشد. حداقل یک نمونه در نمایشگاه آتوشتات فولکسواگن در ولفسبورگ، آلمان به نمایش گذاشته شده است، جایی که گاهی بازدیدکنندگان را به یاد مسیری جایگزین و جذاب میاندازد که بوگاتی ممکن بود طی کند. بیش از یک دهه بعد، گالیبیه همچنان یک «چه میشد اگر» است — تلاشی بلندپروازانه برای ترکیب عملکرد هایپرکار با راحتی سطح لیموزین.

آنچه گالیبیه دربارهٔ استراتژی بوگاتی به ما میگوید
تصمیم برای اولویتدادن به شیرون نسبت به یک مدل چهاردر تمرکز بوگاتی را روی اصالت و تخصص هایپرکار نشان داد. شیرون به نماد برند تبدیل شد و این تمرکز احتمالاً نتیجه داد: هویت بوگاتی را بهعنوان سازندهٔ شدیدترین و محدودترین خودروهای پرفورمنس تقویت کرد بهجای آنکه خط تولید را به سدانهای لوکس گسترش دهد.
نکات کلیدی:
- 16C گالیبیه: یک کانسپت چهاردر نزدیک به ۱,۰۰۰ PS از سال ۲۰۰۹
- گرایش به عملکرد با نیت لوکس — یک سدان هایپر-لوکس واقعی
- پروژه در ۲۰۱۲ لغو شد؛ منابع به شیرون منتقل شدند
- یک نمونهٔ کانسپت در آتوشتات فولکسواگن در ولفسبورگ به نمایش است
گالیبیه همچنان یک یادداشت جالب در تاریخ خودروسازی مدرن است: شاهد آنکه حتی سازندگان افسانهای هایپرکار به تنوعبخشی به بخشهای جدید فکر میکنند، و در عین حال یادآور اینکه تمرکز و واقعگرایی مالی اغلب تعیینکننده است که کدام کانسپتها به مشتریان میرسند. برای علاقهمندان، گالیبیه نهایت «چه میشد اگر» خودرویی است: یک چهاردر ۱,۰۰۰ اسب بخاری که میتوانست انتظارات از سدانهای پرفورمنس را تغییر دهد، اگر سرنوشت — و استراتژی شرکتی — اجازه میداد وارد تولید شود.
منبع: autoevolution
نظرات
سینا_
خیلی از کانسپتها تو گاراژ میمونن ولی حداقل یه نمونه رو تو موزه گذاشتن. کنجکاوم بشینم پشتش ببینم واقعا چه حسی داره؟
آرش
قشنگ بود اما بوگاتی حق داشت، تمرکز روی شیرون منطقیتره. تولید چنین چیزی کلی هزینه و پیچیدگی داشت، اگه...
دیتاپالس
آیا اطلاعاتش موثق بود؟ شایدم فقط یه نمایش فنی برای جذب توجه بود.. سیاست و پول همیشه دخیلن، نه؟
توربو
وای یعنی واقعا یه سدان هزار اسبی از بوگاتی؟! اگه ساخته میشد خیابونها رو متحول میکرد، حیف که نشد😮
ارسال نظر