10 دقیقه
شورولت کوروت همیشه شخصیتی دوگانه داشته است. از یک سو، تجسم کامل افراط آمریکایی است: پر سر و صدا، پرگشتاور و با آن کاپوت کشیده و جسور. از سوی دیگر، طی دههها آرامآرام به چیزی بسیار جهانیتر تبدیل شده تا جایی که بعضی از جذابترین خودروهای مجهز به قطعات کوروت، اصلاً آمریکایی به نظر نمیرسند.
این همان جذابیت عجیب گرندتوررها و سوپراسپرتهای مبتنی بر کوروت است. بعضی برای رقابت با فراری ساخته شدند. بعضی از خیالپردازیهای کوچبیلد، تجربههای لوکس یا حتی جنون محض زاده شدند. چندتایی به افسانه تبدیل شدند. چندتایی هم خیلی زود فراموش شدند. اما همه یک چیز را ثابت میکنند: هیچوقت فقط یک داستان برای کوروت وجود نداشته است.
وقتی یک کوروت دیگر شبیه کوروت نبود
خیلی پیش از آنکه C8 با چیدمان موتور وسط دنیا را زیر و رو کند، سازندگان مستقل و کوچبیلدرهای خاص، خودروی اسپرت شورولت را به شکلی بازآفرینی میکردند که دیترویت هرگز به آن فکر نمیکرد. آنها از قطعات مکانیکی کوروت استفاده میکردند، سپس بدنههایی از فیبرکربن، آلومینیوم یا فایبرگلاس دستساز روی آن میساختند و با هویتی تازه روانه بازار میکردند.
بعضی از این خودروها را فقط وقتی میتوان تشخیص داد که دقیقاً بدانید به چه چیزی نگاه میکنید. همین است که آنها را اینقدر جذاب میکند. زیر پوست، بیتردید کوروت هستند. اما در نمای جانبی، چیزی کاملاً متفاوتاند.

اسکالیهتی کوروت ایتالیا: شورشی ساختهشده در مودنا
تعداد کمی از داستانهای کوروت به اندازه اسکالیهتی کوروت ایتالیا جسورانه و خوشطعم هستند. این خودرو در مودنا، درست در قلب سرزمین فراری، ساخته شد و از آن پروژههایی بود که عملاً منتظر یک واکنش تند بودند. و طبق روایت قدیمی، همین هم رخ داد. گفته میشود انزو فراری وقتی دید یک پروژه نیمهتمام شبیه کوروت در نزدیکی کارگاه خودش شکل میگیرد، بهشدت خشمگین شد.
ایده از پیمانکار نفتی گری لافلین آمد و جیم هال و کارول شلبی، دو چهره بزرگ دنیای مسابقات، نیز کمک کردند. سه شاسی کوروت C1 به اسکالیهتی فرستاده شد و آنها روی این شاسیها بدنههای آلومینیومی سبک ساختند که گفته میشد حدود 400 پوند از کوروتهای همدوره خود سبکتر بودند. فقط سه دستگاه ساخته شد، یکی برای هر پشتیبان، هرچند شلبی در نهایت از خودروی خودش کنار کشید.
بله، این یک کوروت بود. اما بیشتر شبیه چیزی به نظر میرسید که از درِ پشتی مارانلو بیرون آمده باشد.

کالووی C12: عضلانی آمریکایی با دقت آلمانی
اگر خودروی اسکالیهتی یک چالش سبکشناختی بود، کالووی C12 یک چالش فنی بود. ریوز کالووی، که پیشتر با کوروت دوقلو توربوشارژ Sledgehammer به شهرت رسیده بود، میخواست خودرویی بسازد که در مسابقات استقامت بتواند با بهترینهای پورشه و فراری رقابت کند. بنابراین او کار را با کوروت C5 آغاز کرد و سپس آن را بسیار فراتر از حالت معمول برد.
کالووی با همکاری شرکت توسعه آلمانی IVM Automotive خودرویی ساخت که فقط چند قطعه مشترک با کوروت اهداکننده داشت. موتور و بخشهایی از شاسی باقی ماندند، همراه با درها، شیشه جلو و برخی عناصر داخلی، اما تقریباً همه چیز دیگر بازطراحی شد. نتیجه، خودرویی پهنتر، پایینتر و بسیار متمرکزتر بود که دیسک ترمزهای عظیم 14 اینچی و حداکثر سرعتی نزدیک به 200 مایل بر ساعت داشت.
بدنه کاملاً جدید و از ترکیب GRP و کولار ساخته شده بود و طراحی آن آنقدر دراماتیک بود که تقریباً شبیه شرورهای کمیکبوکی به نظر میرسید. حتی چراغهای عقب اوپل تیگرا هم حالتی شبیه شوخی درونی داشتند. زیر کاپوت یک V8 سوپرانچرال 5.7 لیتری با 440 اسب بخار قرار داشت که بعدتر نسخه 6.2 لیتری با 482 اسب بخار نیز به آن اضافه شد. C12 در آمریکا و آلمان ساخته شد و نسخه مسابقهای آن، C12.R، حتی در سال 2001 در لمانس پول پوزیشن کلاس خود را به دست آورد.

کادیلاک XLR: لوکسسواری بر استخوانبندی کوروت
کادیلاک XLR فرمول کوروت را گرفت و آن را در یک کتوشلوار رسمی قرار داد. این مدل که پیشنمایش آن با کانسپت Evoq دیده شد و در سال 2003 به بازار آمد، یک رودستر لوکس با سقف سخت بود که قرار بود شانهبهشانه مرسدس بنز SL و لکسوس SC بایستد. هزینه توسعه آن با نسل ششم کوروت مشترک بود، اما XLR هرگز قرار نبود همان نوع خودرو باشد.
این یکی درباره چرم، ظرافت ساخت و پرداخت نهایی بود. کابین از مواد پریمیوم، پنل ابزار طراحیشده توسط بولگاری و تمام امکاناتی برخوردار بود که از یک رودستر پرچمدار کادیلاک انتظار میرفت. با این حال، در زیر پوست همچنان به نیروی V8 متکی بود؛ ابتدا با موتور 4.6 لیتری نورثاستار کادیلاک و بعدتر با نسخه سوپرشارژ 4.4 لیتری در XLR-V.
مشکل قیمت بود. XLR تقریباً دو برابر کوروتی که از آن استفاده میکرد قیمت داشت و خریداران هرگز آنطور که جنرال موتورز امید داشت، به سراغش نرفتند. کمی بیش از 15000 دستگاه ساخته شد و تولید در سال 2009 پایان یافت تا XLR به یکی از زیباترین «چه میشد اگر»های تاریخ اخیر GM تبدیل شود.

برتون مانتیده: کوروتی از آینده
وقتی برتون در سال 2009 مانتیده را رونمایی کرد، این خودرو بیشتر شبیه یک بیانیه طراحی بود تا یک اتومبیل. جیسون کاستریوتا، که آن زمان برای برتون کار میکرد، یکی از دراماتیکترین ساختههای مبتنی بر کوروت را با استفاده از کوروت C6 ZR1 بهعنوان پایه خلق کرد.
بدنه مانتیده یک مجسمه تمامعیار از فیبرکربن بود، از جمله چرخها، و ادعا شد که در مقایسه با ZR1، 25 درصد آیرودینامیکتر است و 30 درصد دانفورس بیشتری تولید میکند. همچنین حدود 220 پوند سبکتر بود. موتور 6.2 لیتری سوپرشارژ LS9 بدون تغییر باقی ماند، یعنی 638 اسب بخار و 604 پوند-فوت گشتاور همچنان در دسترس بود.
گفته میشود این نمونه تکساخته در ناردو به سرعت 218 مایل بر ساعت رسید و همین برای آن اعتبار واقعی یک سوپراسپرت را به همراه داشت. فقط یک دستگاه به دان واتکینز، کلکسیونر خودرو، فروخته شد و این کاملاً منطقی به نظر میرسد؛ چون این خودرو طوری به نظر میرسید که از آیندهای جذابتر آمده است.

ایزو ریولتای GTZ: خونِ قدیمی، آتشی تازه
بعضی خودروها فقط یک پلتفرم قرض میگیرند. ایزو ریولتای GTZ اما یک نام خانوادگی کامل را دوباره زنده میکند.
تاریخ ایزو به اوایل دهه 1960 بازمیگردد، زمانی که رنزو ریولتا از اسکوتر و لوازم خانگی به سمت گرندتوررهای شیک با موتور V8 شورولت رفت. همین فرمول ایتالیایی-آمریکایی، هویت برند را شکل داد تا اینکه ایزو در سال 1974 ناپدید شد. دههها بعد، GTZ از طریق پیوند خانوادگی میان نوه ریولتا و آندرهآ زاگاتو، نوه بنیانگذار کوچبیلدر مشهور، این نام را دوباره برگرداند.
مدل تولیدی GTZ که در سال 2021 معرفی شد، از ایزو A3/C الهام میگیرد؛ خودرویی که در سال 1964 کلاس خود را در لمانس برد و آن هم از موتور V8 شورولت استفاده میکرد. زیر بدنه طراحیشده توسط زاگاتو، سختافزار کوروت C7 Z06 قرار دارد، از جمله یک V8 6.2 لیتری سوپرشارژ با 650 اسب بخار و 650 پوند-فوت گشتاور. ارقام هم تیز و دقیقاند: صفر تا 62 مایل بر ساعت در 3.7 ثانیه و حداکثر سرعت 196 مایل بر ساعت.
این فقط یک کوروت با لباس شیک نیست. این یک احیای درستوحسابی از یک دودمان گمشده ایتالیایی است.

ان۲اِی آنترس: جذابیت کوچبیلد با قلبی از کوروت
N2A Anteros شاید کمسر و صداترین خودروی این فهرست باشد، اما در عین حال یکی از دستکمگرفتهشدهترینها هم هست. نام آن از اسطورهشناسی یونان میآید، اما خود خودرو تلاشی مدرن برای زندهکردن کوچبیلد آمریکایی با حالوهوایی کاملاً اروپایی بود. نام شرکت سازنده، N2A، مخفف No 2 Alike است.
آنترس بر پایه شورولت کوروت C6 ساخته شد و بدنهای با الهام از خودروهای کلاسیک گرندتورر ایتالیایی داشت که چهره تیز و زاویهدار اهداکننده را به چیزی نرمتر و رمانتیکتر تبدیل میکرد. گفته میشود ساخت هر پوسته کامپوزیتی کربنی حدود 800 ساعت زمان میبرد و بخش بسیار کمی از ورقکاری اصلی کوروت باقی میماند. کوپه بر پایه Z06 بود و میشد آن را با پکیج Lingenfelter به 630 اسب بخار برای LS7 رساند، در حالی که رودستر از LS3 استاندارد استفاده میکرد.
یکی از هوشمندانهترین ترفندهای آن، گارانتی 100 هزار مایلی قوای محرکه شورولت بود که باعث میشد مالکان بتوانند برای سرویس به نمایندگی GM مراجعه کنند. کمتر از 100 دستگاه از آن ساخته شد و قیمت پایهاش پیش از محاسبه هزینه خودروی اهداکننده نزدیک به 150000 دلار بود. کمیاب، خوشاستایل و تا حدی کلاسیک. دقیقاً همین هم هدف بود.

رزوانی بیست: کوروتی که تاکتیکی شد
و بعد میرسیم به رزوانی بیست، خودرویی که انگار توسط کسی طراحی شده که از خودش پرسیده اگر یک هایپرکار و یک خودروی زرهی فرار از موقعیت بحرانی فرزندی داشتند، چه میشد. پاسخ، یک موشک مبتنی بر کوروت C8 با 1000 اسب بخار قدرت، 878 پوند-فوت گشتاور و آنقدر تجهیزات اختیاری است که حتی یک شرور فیلم جیمز باند هم سر تکان دهد و تأیید کند.
این نسخه تازه بیست که در سال 2024 رونمایی شد، ریشههای قدیمی آریل اتم را کنار میگذارد و بهجای آن از پلتفرم بهشدت بازطراحیشده C8 استفاده میکند. V8 6.2 لیتری دوقلو توربو این خودرو را تنها در 2.5 ثانیه از صفر به 60 مایل بر ساعت میرساند، در حالی که بدنه فیبرکربنی وزن را روی 2980 پوند نگه میدارد.
اما سرعت فقط بخشی از داستان است. رزوانی برای این خودرو یک پکیج 45000 دلاری 007 ارائه میدهد که شامل پرده دود، افشانه فلفل، دستگیرههای برقی، محافظت در برابر EMP و دید در شب حرارتی است. همچنین یک پکیج ضدگلوله 55000 دلاری با پنلهای زرهی و شیشه بالستیک هم وجود دارد. قیمت پایه 585000 دلار است که تا وقتی بدانید بیست دقیقاً میخواهد چه باشد، چندان هم عجیب به نظر نمیرسد. معمولی بودن هرگز هدف این خودرو نبود.
و این همان داستان واقعی کوروت است. نه یک نشان، نه یک فرم، نه حتی یک کشور. فقط پلتفرمی که بارها و بارها خودش را از نو تعریف کرده، در دست کسانی که جرئت کردهاند با آن کاری عجیب و متفاوت انجام دهند.
نظرات
بیونیکس
خوشم اومد از روایت تاریخیش؛ اینکه کوروت فقط یه برند نیست بلکه بستر خلاقیته، البته بعضی پروژهها خیلی نادر و دور از دسترس موندن
جادهچرخ
رزوانی بیست عملاً یه اسباببازی نظامی با قیمت هایپرکار، جالب اما یه جورایی نمایشی و اغراقشده؛ واقعن کی میخره؟
کوینکس
فکر کنم XLR خیلی جلوتر از زمانش بود اما قیمت خوردش
اتو_ر
یکی از همکارام یه کالووی C12 رو از نزدیک دید، میگه صدای موتور و طراحی بیپروا بود، یادم افتاد چطور دستسازا روح میدن به کوروت
آرمین
آیا واقعا انزو فراری اونقدری عصبانی شد؟ شایعهست یا مستند؟ حس میکنم داستانا اغراق داره...
توربومک
جالبه که کوروت اینقدر قابل تبدیله، هر مدل یه شخصیت جدا، فکر کنم این تنوع خودش جذابیتشه
رودکس
وای! بعضی نسخههاش عین یه فیلم علمی تخیلی شدن، واقعاً نمیتونم ازشون دست بکشم مخصوصاً اسکالیهتی مودنا!
ارسال نظر