3 دقیقه
نشان سهالماسه را روی درِ عقب یک پیکاپ میانسایز در محوطه نمایندگیهای آمریکا تصور کنید. تصویر جسورانهای است، نه؟ این همان نوع بازگشتی است که میتسوبیشی از زمان خروج ریدر در سال ۲۰۰۹ دیگر سراغش نرفته بود.
میتسوبیشی این بار به جای حرکت انفرادی، از نیسان خواسته است توان مهندسی خود را وارد میدان کند. انتظار میرود پیکاپ جدید روی همان ساختار اصلی نیسان فرانتیر ساخته شود و قطعات مهم و قوای محرکه مشترکی با آن داشته باشد. این همکاری روی کاغذ منطقی به نظر میرسد: نیسان یکی از سهامداران مهم است و هماکنون فرانتیر را در میسیسیپی تولید میکند.
پیکاپ جدید برای دور زدن تعرفههای وارداتی در کارخانه کانتون نیسان مونتاژ خواهد شد.

چرا محل تولید بیش از همیشه اهمیت دارد
تولید در کانتونِ میسیسیپی فقط یک انتخاب ساده و راحت نیست. این تصمیم کاملا راهبردی است. تعرفههای واردات کامیونتها و پیکاپهای سبک، نگاه برندها به محل تولید را تغییر دادهاند. مونتاژ داخلی هزینهها را پایین نگه میدارد و به میتسوبیشی امکان میدهد بدون اضافه شدن هزینههای وارداتی به قیمت نهایی، سریعتر وارد بازار آمریکا شود.
با این حال، میدان رقابت پیکاپهای میانسایز بسیار شلوغ است. تویوتا تاکوما معیار اصلی بازار را تعیین میکند. فورد رنجر و شورولت کلرادو هم مدام سطح رقابت را بالاتر میبرند. کیا نیز در کمین است و وعده داده تا پیش از سال ۲۰۳۰ یک پیکاپ میانسایز ساخت آمریکا عرضه کند. هوندا هم بیسروصدا با ریجلاین از این بخش کنار رفت. آیا میتسوبیشی میتواند شکافی برای خود پیدا کند؟
از ریدر تا احیا: درسهایی که باید آموخت
آخرین پیکاپ میتسوبیشی در آمریکا، یعنی ریدر، در اصل یک دوج داکوتا با ظاهر متفاوت بود. این خودرو شاسی مستقل نردبانی داشت، با موتور ۳.۷ لیتری ششسیلندر ویشکل یا ۴.۷ لیتری هشتسیلندر ویشکل عرضه میشد و در نسخه هشتسیلندر توان یدککشی تا ۶۶۰۰ پوند را داشت. ریدر ماندگار نشد. تقاضا ضعیف بود و میتسوبیشی از این بازار عقبنشینی کرد. آن تجربه هم یک هشدار است و هم یک نقشه راه: استفاده مشترک از پلتفرم جواب میدهد، اما انتظارات مشتری و هویت برند اهمیت بیشتری دارد.

پیکاپ آینده فقط یک بخش از برنامه بزرگتر بازآفرینی میتسوبیشی است. این شرکت قصد دارد تا سال ۲۰۳۱ تعداد ۱۳ مدل را معرفی کند؛ از جمله دو شاسیبلند میانسایز جدید، یک مینیون و نسخه احیاشده پاجرو که بر پایه معماری بدنه روی شاسی برگرفته از پیکاپ تریتون ساخته میشود. برقیسازی نیز در سراسر سبد محصولات دیده میشود: این خودروساز برای عرضه پنج مدل هیبریدی و پنج مدل پلاگین هیبریدی برنامه دارد. خودروهای تمامبرقی باتریمحور در نقشه راه اولیه دیده نمیشوند؛ یعنی سه مدل ادامهدار همچنان فقط با موتور احتراق داخلی عرضه خواهند شد.

یک تغییر داخلی دیگر هم در جریان است: میتسوبیشی میخواهد زمان توسعه محصولات را از حدود ۴۵ ماه به ۳۶ ماه کاهش دهد. چرخههای سریعتر. واکنشهای چابکتر. وقتی سلیقه مشتریان یکشبه تغییر میکند، صنعت خودرو به سرعت پاداش میدهد.
پس نتیجه چیست؟ میتسوبیشی هم شریک فنی دارد و هم مسیر تولیدی قابل اتکا. اما همچنان باید خریداران آمریکایی را قانع کند که این پیکاپ چیزی فراتر از تاکوما، رنجر و کلرادو ارائه میدهد. طراحی. توانایی. ارزش خرید. باورپذیری برند. این برنامه بیش از آنکه پرزرقوبرق باشد، حسابشده به نظر میرسد. شاید یک بازگشت موفق دقیقا به همین رویکرد نیاز داشته باشد.














نظر بگذارید
نظرات (3)
حسابشده به نظر میاد، اما برقیسازی خیلی کم دیده میشه، اگه میخوان بلندمدت بمونن باید جرأت بیشتری داشته باشن، فقط کپی پیست نباشه
واقعاً میتونه رقابت کنه؟ تاکوما و رنجر که سنگینن، کلرادو هم جدی. ایدهی شریک شدن منطقیه ولی هویت میتسوبیشی مهمتره، نکنه دوباره مثل ریدر بشن...
وای، گذاشتن نشان سهالماسه روی صندوق عقب؟ عجیب ولی بامزه... اگه واقعاً کانتون مونتاژ بشه، قیمت و دسترسی بهتر میشه، منتظر میمونم ببینم چی میشه