4 دقیقه
اگر وارد مودنا شوید، هنوز پژواک موتورهای مسابقهای و چرم دستدوز را حس میکنید. اما آن غرش دیگر مثل گذشته بلند نیست. فروش مازراتی که در سال ۲۰۱۷ تا مرز ۵۱٬۵۰۰ دستگاه پیش رفته بود، در ۲۰۲۵ به حدود ۷٬۹۰۰ دستگاه کاهش یافته است. این افت نتیجه یک خطای واحد نیست؛ بلکه باقیمانده راهبرد رشدی است که یک برند بوتیکی را، بدون عمق سبد محصولی رقبای آلمانیاش، وارد قلمرو تولید پرتیراژ کرد.
آنتونیو فیلوسا، مدیرعامل استلانتیس، پذیرفته است که گفتوگوهایی با دو شریک راهبردی برای بازگرداندن مازراتی به مسیر اهمیت و رقابت در جریان است. او در شهادت عمومی خود در برابر قانونگذاران ایتالیایی نامی از این شرکتها نبرد و فقط اشاره کرد که شریک مناسب میتواند فناوریها و ایدههای تازهای را در اختیار نشان نیزه سهشاخ بگذارد. با این حال، زمزمههای بازار از هواوی و جک موتورز به عنوان گزینههای اصلی حکایت دارد و علاقه قبلی شیائومی، بیوایدی و اکسپنگ نیز بخشی از پیشینه این ماجراست.

میراث در برابر مقیاس: تعادلی ظریف
چرا انتخاب شریک تا این اندازه اهمیت دارد؟ چون موضوع فقط پول نقد نیست. مسئله، هویت برند است. چالش مازراتی آشناست: چگونه میتوان دیانای صنعتگری ایتالیایی را حفظ کرد و همزمان در بازاری برقی، نرمافزارمحور و بهشدت رقابتی دوام آورد؟ اگر کنترل بیش از حد به یک شریک بیرونی واگذار شود، این برند ممکن است به سمت زیباییشناسی و فرهنگ تصمیمگیری متفاوتی بلغزد. کافی است به لوتوس نگاه کنیم: التره و امیا نشان میدهند که وقتی شاخه برقی یک برند از محصولات سنتی آن فاصله میگیرد، تغییرات سریع میتواند مشتریان را سردرگم کند.
با این حال، مدیریت منفعلانه هم گزینه قابل قبولی نیست. این شرکت به سرمایهگذاری در برقیسازی، نرمافزار و قوای محرکه نسل آینده نیاز دارد. همچنین به انسجام محصولی احتیاج دارد؛ عمق واقعی در خانواده مدلها، نه جهشهای مقطعی فروش.

استلانتیس میگوید مازراتی فروشی نیست.
این جمله تعیینکننده است. فیلوسا همچنین روشن کرد که کارخانه کاسینو، تأسیسات پرتیراژی که با برنامههای بلندمدت گره خورده، برای فروش عرضه نشده است. کاسینو گرکاله را تولید میکند، در حالی که مودنا روی گرند توررها و سوپراسپرتها تمرکز دارد. هر توافق راهبردی باید این ردپای تولیدی و محل ساخت مدلهای آینده را در نظر بگیرد.
بلومبرگ و منابع صنعتی یادآور شدهاند که نفوذ یک شریک میتواند بر هر دو کارخانه اثر بگذارد. اگر هواوی واقعاً در این روند حضور داشته باشد، باید انتظار فشار برای اتصالپذیری پیشرفته، رایانش داخل خودرو و نقشه راهی با اولویت خودروهای برقی را داشت. شریکی مانند جک موتورز نیز میتواند مقیاس تولید و شناخت بازار محلی را به همراه بیاورد. هیچکدام از این سناریوها ذاتاً خوب یا بد نیست؛ جزئیات مشخص میکند که آیا مازراتی همچنان بهروشنی ایتالیایی باقی میماند یا بهتدریج به ترکیبی تازه از اثرگذاریهای مختلف تبدیل میشود.
مازراتی پیشتر بخشهایی از آینده خود را ترسیم کرده است. این برند قصد دارد با دو مدل کاملاً جدید که احتمالاً جایگزین لوانته و کواتروپورته میشوند، دوباره به بخش خودروهای مدیریتی بازگردد. پیشرانه شش سیلندر ویشکل تویینتوربو نتونو، موتوری با تبار آشکار فراری و سامانه منحصربهفرد احتراق پیشمحفظهای، نیز برای هیبریدیسازی در برنامه قرار دارد. برای علاقهمندانی که هنوز درگیری فیزیکی و حس مکانیکی رانندگی را میخواهند، بخش بوتگا فوریزری از نسخههای ویژه مجهز به گیربکس دستی خبر میدهد.

پس بعد چه خواهد شد؟ باید منتظر حرکتهایی محتاطانه و راهبردی بود. مذاکرات، انتقال فناوری را در برابر صیانت از برند میسنجند. شرطهایی درباره کنترل طراحی، استقلال تولید و نقشه راه محصولات مطرح خواهد شد. نمایندگیها و وفاداران برند نیز با دقت همه چیز را زیر نظر میگیرند؛ همانهایی که به یاد دارند مازراتی زمانی کوچک، متمرکز و بیتردید ایتالیایی بود.
خلاصه اینکه نشان نیزه سهشاخ به دوراهی رسیده است. شریک درست میتواند برتری فنی مازراتی را بازگرداند و بازارهای تازهای بگشاید. شریک اشتباه میتواند همان چیزی را که از ابتدا مازراتی را خاص میکرد، محو کند. در هر صورت، صنعتگران مودنا گوش سپردهاند. بازار هم همینطور.














نظر بگذارید
نظرات (3)
راستش، برنامهها خوبن ولی خیلی محافظهکار به نظر میاد. باید جدی تر در برقیسازی سرمایه بذارن، نه فقط حرف.
هوآوی یا جک؟ واقعاً اینا میتونن هویت مازراتی رو حفظ کنن یا فقط دنبال بازار و سودن؟
واااای مودنا همیشه بوی چرم و موتور داشت، غمانگیزه که این صدا کم شده... آیا شریک خارجی روحش رو میبره؟