5 دقیقه
کاپوتهای بلندتر، خطر بزرگتر
در هر محوطه نمایندگی خودرو در آمریکا قدم بزنید، الگو کاملا پیداست: جلوپنجرههای بزرگ، خط کمر بالاتر بدنه و کاپوتهایی که بسیار بلندتر از سدانهای دو دهه پیش قرار گرفتهاند. این زبان طراحی که در وانتها و شاسیبلندهای بزرگ محبوب است، ظاهری تهاجمی ایجاد میکند و دیدی مرتفعتر به راننده میدهد. اما تحلیلهای تازه نشان میدهد همین تناسبات بدنه برای افراد بیرون از خودرو، رویهای مرگبار دارد.
یک بررسی مبتنی بر داده که از آمار نهادهای فدرال و پایگاههای اطلاعاتی صنعت خودرو استفاده کرده، افزایش ارتفاع کاپوت و جرم خودرو را با رشد چشمگیر تلفات عابران پیاده در دو دهه گذشته مرتبط میداند. این یافتهها نشان میدهد چگونه طراحی ظاهری، تقاضای بازار و خلأهای قانونی دست به دست هم میدهند و به یک مسئله جدی در ایمنی راهها و خیابانهای آمریکا تبدیل میشوند.

اعداد چه میگویند؟
پژوهشگران دادههای تصادف و سوابق ابعاد خودروها را با هم ترکیب کردند تا اثر هندسه بخش جلویی خودرو را اندازهگیری کنند. نکات اصلی این بررسی عبارتاند از:
- اگر میانگین هندسه بخش جلویی خودروها در همان ابعاد اوایل دهه ۲۰۰۰ باقی میماند، حدود ۳۰۰۰ مورد مرگ عابر پیاده بین سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۲۴ قابل پیشگیری بود.
- یک رابطه آماری نشان میدهد هر یک اینچ افزایش در ارتفاع کاپوت، احتمال مرگ عابر پیاده را حدود ۲٫۸ درصد بالا میبرد.
- شبیهسازیها نشان میدهد اگر ارتفاع کاپوت در ناوگان خودروها سه اینچ کاهش مییافت، در یک بازه هشتساله بیش از ۲۶۰۰ جان نجات پیدا میکرد؛ با استفاده از نمونه گستردهتری که به ابعاد خودروهای سال ۲۰۰۲ مرتبط است، مدلها حدود ۳۰۰۰ مرگ کمتر را نشان میدهند.
اینها اعداد انتزاعی نیستند: هر عدد نماینده پدر و مادرها، رفتوآمدکنندگان روزانه و کودکانی است که در لحظهای نامناسب، در مکانی نامناسب قرار گرفتهاند.

چرا کاپوتهای بلندتر مرگبارترند؟
هندسه یک بخش جلویی بلند و تخت، پویایی برخورد با عابر پیاده را تغییر میدهد. در حالی که کاپوتهای پایینتر معمولا با پاهای فرد برخورد میکنند، کاپوتهای بلند اغلب به تنه یا سر ضربه میزنند. برای بزرگسالان، این وضعیت میتواند به معنی پرت شدن با صورت به سمت آسفالت باشد؛ برای کودکان، کاپوت بلند ممکن است مستقیم به سر یا قفسه سینه برخورد کند. نتیجه، آسیب شدیدتر و احتمال بالاتر مرگ است.
جرم خودرو نیز این مشکل را تشدید میکند. انرژی جنبشی منتقلشده در تصادف با وزن افزایش مییابد و برخی وانتهای برقی مدرن و شاسیبلندهای لوکس بزرگ اکنون به بیش از ۸۰۰۰ تا ۹۰۰۰ پوند میرسند، یعنی از نظر وزن ناخالص، بسیار بیش از ۴ تن. از نمونههایی که اغلب به آنها اشاره میشود میتوان به جیامسی هامر برقی پیکاپ و کادیلاک اسکالید آیکیو اشاره کرد؛ خودروهایی که نماد روند سنگینتر شدن خودروها هستند.

پویایی بازار و چرخه بازخورد
انتخاب مصرفکنندگان و پویایی بازار به این روند دامن میزند. هرچه بزرگراهها بیشتر از کامیونتها و شاسیبلندهای سنگین پر میشوند، بسیاری از خریداران برای برخورداری از ایمنی تصادف بهزعم خود، خودروهای بزرگتر را انتخاب میکنند. این خرید تدافعی، خودروسازان را به تولید مدلهای باز هم بزرگتر ترغیب میکند و یک چرخه بازخورد میسازد. از نظر فروش، وانتهای فولسایز همچنان جایگاه مسلط دارند: سری اف فورد در صدر جدول فروش آمریکا قرار دارد و جنرال موتورز نیز کامیونتهای بزرگ را از طریق چند برند مختلف عرضه میکند.
این فقط مسئله طراحی یا سلیقه نیست، بلکه موضوعی ساختاری است. مدلهای محبوب ظرفیت یدککشی، فضای بار و موقعیت رانندگی مرتفعی ارائه میکنند که بسیاری از خریداران آن را مزیت ایمنی میدانند، حتی اگر همین انتخابها خطر را برای کاربران آسیبپذیر جاده مانند عابران پیاده و دوچرخهسواران افزایش دهد.
خلأ مقرراتی: اروپا در برابر آمریکا
عامل مهم دیگر، آزمونها و مقررات ایمنی است. آزمونهای تصادف در اروپا شامل استانداردهای برخورد با عابر پیاده میشود و طراحیهایی را تشویق میکند که آسیبهای سر و قفسه سینه در برخورد با افراد پیاده را کاهش دهند. در مقابل، آزمونهای فدرال آمریکا از سوی نهادهایی مانند اداره ملی ایمنی ترافیک بزرگراهها، در گذشته عمدتا بر حفاظت از سرنشینان داخل سلول ایمنی خودرو تمرکز داشته و معیارهای کمتری را برای پیامدهای برخورد با عابر پیاده در نظر گرفته است. همین تأکید مقرراتی کمک میکند توضیح دهیم چرا بخش جلویی خودروهای بازار آمریکا به سمت طراحیهای تخت، بلند و با لبههای بالا حرکت کرده است.

نهادهایی مانند مؤسسه بیمه برای ایمنی بزرگراهها و مرکز ولپی وابسته به وزارت حملونقل آمریکا، دهههاست افزایش مرگومیر عابران پیاده و دوچرخهسواران را دنبال میکنند: یک تحلیل نشان داد مرگ عابران پیاده بین سالهای ۱۹۹۷ تا ۲۰۲۲ حدود ۳۷ درصد و مرگ دوچرخهسواران حدود ۴۲ درصد افزایش یافته است. این روندها با رشد سهم شاسیبلندها و کامیونتها در بازار و افزایش وزن خالص خودروها همراستا هستند.
چه چیزی میتواند تغییر کند؟
هم انتخابهای طراحی و هم مقررات، ابزارهایی برای کاهش خطر در اختیار میگذارند:
- خودروسازان میتوانند بخشهای جلویی نرمتر و بخشندهتر و پروفیل کاپوت پایینتری طراحی کنند، بدون آنکه حفاظت از سرنشینان را قربانی کنند.
- قانونگذاران میتوانند آزمون برخورد با عابر پیاده مشابه اروپا را تصویب کنند و برای طراحیهایی که از عابران پیاده و دوچرخهسواران محافظت میکنند، انگیزه ایجاد کنند.
- مصرفکنندگان میتوانند هنگام انتخاب خودرو، ایمنی عابران پیاده و جرم خودرو را هم در نظر بگیرند و سراغ مدلهایی بروند که میان حفاظت شخصی و ایمنی عمومی تعادل برقرار میکنند.
یک تغییر کوچک در هندسه خودرو میتواند اثری بسیار بزرگ داشته باشد: این تحلیل نشان میدهد حتی یک اینچ کاهش ارتفاع کاپوت میتواند احتمال مرگ را بهطور معناداری کم کند. همین موضوع اصلاحات طراحی را به راهکاری عملی و پربازده برای کاهش خطر تبدیل میکند.
نکته پایانی
برای علاقهمندان خودرو و رانندگان روزمره، سیلوئت در حال تحول خودروهای مدرن هم مزایا دارد و هم هزینهها. دوران کاپوتهای سر به فلک کشیده و شاسیبلندهای هر روز سنگینتر، نه فقط زیباییشناسی و توانایی خودروها، بلکه ایمنی در سطح خیابان را نیز دگرگون کرده است. پیشرفت معنادار به اقدام طراحان، قانونگذاران و مصرفکنندگان نیاز دارد، زیرا بهبود عملکرد خودرو نباید به بهای جان افرادی تمام شود که جادهها را با ما شریکاند.
«طراحی اهمیت دارد: تنها یک اینچ میتواند جان انسانها را نجات دهد»؛ یادآوری تکاندهندهای در زمانی که خودروسازان نسل بعدی وانتها و شاسیبلندها را طراحی میکنند.














نظر بگذارید
نظرات (4)
منطقش مشخصه ولی یه اینچ معجزه نمیکنه. باید سرعت، وزن و موقعیت برخورد هم دقیقتر بررسی بشه. خب یه شروعه
تو محل ما یه بچه با کاپوت بلند خورد، صحنه وحشتناک بود، از اون روز دیگه به شاسیبلندا با نگاه متفاوت نگاه میکنم
واقعیه؟ یعنی هر اینچ کاپوت ۲.۸٪ احتمال مرگ رو بالا میبره؟ شبیهسازیها چطور بودن، دادهها کافی بود؟
وااااای... این آمار فاجعهست. 3000 جان؟ کاش طراحیا برا مردم هم حساب میکردن نه فقط تبلیغات و قدرت