لوکسید R7 با Cd 0.217؛ رکورد آیرودینامیک در SUVهای برقی

لوکسید R7 با همکاری هوآوی و تأیید CAERI ضریب درگ 0.217 را ثبت کرد؛ بررسی جزئیات آیرودینامیک، بیش از 20 ویژگی فنی، تأثیر بر برد و رقبا در بازار خودروهای برقی و اهمیت همکاری‌های فناوری و خودروسازی.

5 نظرات
لوکسید R7 با Cd 0.217؛ رکورد آیرودینامیک در SUVهای برقی

7 دقیقه

لوکسید R7 مرزهای آیرودینامیک را با Cd 0.217 می‌شکند

با پشتیبانی هوآوی، کراس‌اوور برقی لوکسید R7 رکورد جهانی جدیدی در زمینه پایین‌ترین ضریب درگ (ضریب آیرودینامیک) میان خودروهای شاسی‌بلند تولید انبوه ثبت کرده است. مؤسسه تحقیقات مهندسی خودروی چین (China Automotive Engineering Research Institute یا CAERI) به‌صورت رسمی این نتیجه را تأیید کرده است: Cd برابر با 0.217. برای یک شاسی‌بلند — که به‌صورت سنتی به‌دلیل سطح مقطع جلویی بزرگ‌تر و جریان هوای متلاطم چالش‌برانگیزتر است — دستیابی به چنین عددی یک دستاورد قابل‌توجه مهندسی به شمار می‌آید و نشان‌دهنده تمرکز طراحی روی کاهش مقاومت هوا و بهبود کارایی انرژی است.

چه چیزی R7 را این‌قدر آیرودینامیک کرده است؟

این موفقیت نتیجه بیش از 20 اقدام اختصاصی آیرودینامیکی بوده است که از سطح طراحی کلی بدنه تا جزئیات فنی زیر بدنه را در بر می‌گیرد. از جمله عناصر طراحی که به کاهش ضریب درگ کمک کرده‌اند می‌توان به خط سقف سریع‌بک مانند کوپه، دریچه شبکه جلو فعال (Active Grille Shutter یا AGS)، صفحات صاف و متقارن زیر بدنه، قطعات بیرونی هم‌سطح و شکل‌های بهینه‌شده چرخ و آینه‌ها اشاره کرد. هر یک از این اجزا نقش مشخصی در کنترل جریان هوا دارند: سقف فست‌بک جریان آرام‌تری را از جلو به عقب تسهیل می‌کند، دریچه شبکه فعال بسته به شرایط حرکتی جریان عبوری از رادیاتور را کنترل می‌کند و صفحات یکپارچه زیر بدنه آشفتگی آیرودینامیکی زیر خودرو را کاهش می‌دهند.

علاوه بر این موارد، طراحی تفصیلی شامل استفاده از لبه‌های راهنمای جریان (flow conditioners)، کانال‌های هدایت هوا به‌سمت دیفیوزر عقب، و بهینه‌سازی پروفیل چرخ‌ها برای کاهش توربولانس در اطراف مجموعه چرخ‌ها است. در بسیاری از خودروهای با ضریب درگ پایین، مواردی مانند تراز بودن قطعات بیرونی با سطح بدنه، درزگیری دقیق، و کاهش شیارهای اضافی در کناره‌ها تأثیر قابل‌توجهی دارند. ترکیب این تدابیر روی هم، نه تنها ضریب درگ را کاهش می‌دهد، بلکه پایداری خودرو در سرعت‌های بالا را نیز بهبود می‌بخشد و مصرف انرژی در سیکل‌های بزرگراهی را پایین می‌آورد.

نکات برجسته:

  • ضریب آیرودینامیک (Cd): 0.217 (تأیید شده توسط CAERI) — عددی که در مقایسه با بسیاری از شاسی‌بلندهای برقی تولید انبوه، به‌طور محسوس کمتر است و نشان‌دهنده تمرکز روی طراحی آیرودینامیک است.
  • بیش از 20 ویژگی آیرودینامیک اختصاصی — از اجزای فعال مانند دریچه شبکه و باله‌های کنترلی گرفته تا اصلاحات زیر بدنه، پوشش‌های هم‌سطح و طراحی چرخ‌ها که مجموعاً جریان هوا را بهینه می‌کنند و کمک به کاهش مصرف انرژی می‌کنند.
  • نسخه تماماً برقی لوکسید R7 در آزمایش‌ها به‌طور میانگین 3.44٪ مصرف انرژی کمتری نسبت به میانگین صنعتی داشته است — کاهش مصرفی که در استفاده روزمره و به‌ویژه در رانندگی بزرگراهی اثر ملموسی بر افزایش برد خودرو برقی دارد.

اهمیت واقعی در استفاده روزمره و رقبا

کاهش ضریب درگ به‌طور مستقیم برد حرکتی در خودروهای برقی را افزایش می‌دهد و مصرف انرژی را در سرعت‌های بزرگراهی کاهش می‌دهد، زیرا نیروی مقاومتی که موتور باید بر آن غلبه کند با مربع سرعت افزایش می‌یابد و برای سرعت‌های بالا عامل غالب مصرف انرژی به حساب می‌آید. ضریب درگ پایین‌تر مخصوصاً زمانی اهمیت دارد که خودرو در سرعت‌های ثابت بزرگراهی کار می‌کند؛ در این شرایط کاهش نسبی Cd می‌تواند به افزایش قابل‌توجه کیلومتراژ با هر بار شارژ منجر شود. عدد 0.217 لوکسید R7 از برخی رقبای اخیر پیشی گرفته است: شیائومی YU7 با Cd برابر 0.245، تسلا مدل Y نسخه Juniper با Cd حدود 0.220 و Onvo L60 با Cd برابر 0.229. هرچند این تفاوت‌ها ظاهراً کوچک به‌نظر می‌رسند، اما هر کسری از رقم Cd در عمل می‌تواند بر برد واقعی، هزینه‌های سوخت/برق و تجربه رانندگی تأثیر داشته باشد.

برای مثال، در شرایطی که مصرف انرژی در بزرگراه تحتِ تأثیر ضریب درگ، سطح مقطع جلویی (A) و سرعت قرار می‌گیرد، کوچک‌ترین بهبود در Cd وقتی با بهینه‌سازی سطح مقطع و کنترل جریان ترکیب شود، به کاهش توان مورد نیاز برای حفظ سرعت مشخص می‌انجامد. در عمل، خودروسازها معمولاً برای افزایش برد از مجموعه‌ای از اصلاحات بهره می‌برند: کاهش درگ، بهبود کارایی مجموعه پیشرانه و مدیریت حرارتی باتری، و همچنین کاهش مقاومت غلتشی تایرها. این عوامل سیستماتیک جمع‌شونده‌اند و به همین دلیل است که یک پیشرفت 0.01 در Cd می‌تواند در مجموع منجر به افزایش محسوس برد در استفاده شهری و بین‌شهری شود.

نکته دیگر اینکه ارقام رسمی Cd معمولاً در تونل باد و تحت شرایط آزمایش استاندارد اندازه‌گیری می‌شوند؛ اما شرایط واقعی رانندگی (مانند باد جانبی، دمای محیط، فشار تایر، بار و استفاده از وسایل مصرف‌کننده انرژی مانند تهویه) می‌توانند این ارقام را تغییر دهند. بنابراین آنچه خریدار در شرایط روزمره تجربه می‌کند ترکیبی از طراحی آیرودینامیک و تنظیمات سیستم‌های دیگر است؛ با این حال دستیابی به یک پایه آیرودینامیکی قوی مانند 0.217، هزینه‌های غیرقابل‌اجتناب انرژی در سرعت‌های بالا را به‌طور پایه کاهش می‌دهد و امکان استفاده مؤثرتر از بهینه‌سازی‌های نرم‌افزاری مدیریت انرژی را فراهم می‌کند.

این رکورد همچنین نشان می‌دهد که همکاری میان صنایع خودروسازی و فناوری — در اینجا همکاری لوکسید و هوآوی — می‌تواند شتاب‌دهنده نوآوری در سطوح سیستم‌واره‌ای و مهندسی آیرودینامیک باشد. حضور یک شریک فناوری بزرگ معمولاً به‌معنای دسترسی بهتر به محاسبات پیشرفته برای شبیه‌سازی جریان، الگوریتم‌های کنترلی برای اجزای فعال و یکپارچگی بهتر میان مدیریت انرژی، سنسورها و سامانه‌های کمکی است. ترکیب سخت‌افزار و نرم‌افزار با طراحی مکانیکی می‌تواند فضایی ایجاد کند که OEMها (سازندگان اصلی تجهیزات) در آن سریع‌تر به راه‌حل‌های کارآمدتر دست یابند و رقبای سنتی را به تمرکز بیشتر روی آیرودینامیک و بهینه‌سازی‌های بین‌سیستمی وادار کند.

«آیرودینامیک حالا بیش از همیشه برای شاسی‌بلندهای برقی اهمیت دارد،» می‌گوید یک تحلیل‌گر صنعت. «لوکسید R7 ثابت می‌کند که با تمرکز درست طراحی و اقدام‌های مهندسی، خودروهای شاسی‌بلند تولید انبوه می‌توانند به کارایی نزدیک به سدان‌ها دست یابند.» این دیدگاه منعکس‌کننده روند کلی در بازار خودروهای برقی است؛ جایی که تولیدکنندگان تلاش می‌کنند تا تعادل میان طراحی کاربردی SUV و نیاز به کاهش مصرف انرژی را برقرار کنند.

برای علاقه‌مندان به خودرو و خریداران بالقوه، لوکسید R7 یک نشانه مهم است: مهندسی آیرودینامیک اکنون یکی از جبهه‌های اصلی رقابت در بازار خودروهای برقی به شمار می‌آید. این تمرکز نه‌تنها روی کاهش ضریب درگ محدود نمی‌شود، بلکه به بهینه‌سازی کلی طراحی خودرو، از مدیریت حرارتی باتری و سیستم نیروی محرکه تا یکپارچه‌سازی الکترونیکی و نرم‌افزاری سرایت می‌کند؛ یعنی همان حوزه‌هایی که در مجموع بیشترین تأثیر را بر برد و هزینه‌های التشغيلی دارند.

از منظر مصرف‌کننده، وقتی خودروسازی روی آیرودینامیک سرمایه‌گذاری می‌کند، انتظار می‌رود که مزایای ملموسی مشاهده شود: برد بیشتر در سیکل‌های جاده‌ای، عملکرد بهتر در شرایط باد، صرفه‌جویی در هزینه انرژی در درازمدت و تجربه رانندگی آرام‌تر در سرعت‌های بالا. برای بازار و رقبا هم پیغام واضح است: جهت‌گیری به سوی خودروهای برقی با طراحی آیرودینامیک به‌عنوان یک مزیت رقابتی کلیدی باقی خواهد ماند و احتمالاً در نسل‌های بعدی SUVهای برقی شاهد به‌کارگیری گسترده‌تر راهکارهای فعال و غیرفعال آیرودینامیکی خواهیم بود.

منبع: smarti

ارسال نظر

نظرات

پمپزون

معقول بنظر میاد، 3.44٪ صرفه‌جویی محسوسه تو بزرگراه، ولی قیمت و اپشن و تعمیرات هم هستن که باید حساب بشن

داویکس

نقد منطقی: رکورد جالبه و نشون میده تمرکز شده، اما باید ببینیم در بادهای جانبی و بار پر هم همین عملکردو داره، تجربه جاده‌ای ملاکه

آرمین

تو پروژه‌هام دیدم تغییرات کوچیک آیرودینامیک چقدر رو برد موثره، ولی اگه با مدیریت باتری همراه نشه فایده‌اش نصفه میمونه

توربو

این عدد واقعیه؟ 0.217 واسه شاسی‌بلند عالیه ولی همیشه تونل باد با خیابون فرق داره، قراره تست میدانی هم بذارن؟

رودایکس

وای Cd=0.217؟ یعنی R7 داره مرزها رو جابجا می‌کنه! برای یه SUV این واقعاً شگفت‌انگیزه... امیدوارم تو رانندگی واقعی هم همین باشه

مطالب مرتبط