4 دقیقه
سیلوئتی در گرگومیش غروب: تناسباتی مکعبی، فاصله زیاد از سطح زمین و حالتی که میگوید برای هر مسیر و ماجرایی آماده است. این تصویر آشنا به نظر میرسد، اما این بار هدف تازهای پشت آن دیده میشود. استلانتیس بیسروصدا در حال ترسیم شاسیبلند بزرگتر و خانوادگی جیپ است؛ مدلی که سبک زندگی شکلگرفته پیرامون لندروور دیفندر را هدف میگیرد، اما میخواهد این کار را بدون قیمتهای همسطح دیفندر انجام دهد.
برنامههای مرتبط با راهبرد فستلین ۲۰۳۰ از بازآفرینی نقشه راه اروپایی جیپ خبر میدهند. سه مدل تازه قرار است ستونهای رشد این برند در سراسر قاره اروپا باشند و گفته میشود یکی از آنها یک شاسیبلند خانوادگی مقاوم با سامانه چهارچرخ محرک است که برای گسترش دامنه مخاطبان جیپ طراحی میشود. شایعات نشان میدهد بخشی از سختافزار این خودرو ممکن است از همکاری با دانگفنگ تأمین شود؛ همکاریای که به جیپ اجازه میدهد نسخههای هیبریدی و تمام برقی را سریعتر توسعه دهد و در عین حال هزینهها را رقابتی نگه دارد.

رندری که دو جهان را به هم پیوند میدهد
برای به تصویر کشیدن این ایده، اتو اکسپرس به سراغ آندری آوارواری، هنرمند سیجیآی که در فضای آنلاین با نام آوارواری شناخته میشود، رفت. او مأموریت را اینگونه دریافت کرد: خودرویی بساز که بیتردید جیپ باشد، اما بتواند روی یک پلتفرم مشترک چینی نیز قرار بگیرد. نتیجه، طرحی است که مانند ترجمهای میان دو فرهنگ مهندسی خوانده میشود. فاصله محوری بلند. پیشآمدگیهای کوتاه. قامتی پهن و محکم که بتواند باتریهای بزرگ را در خود جای دهد و همچنان از مسیرهای شیبدار عبور کند. حاصل کار، سیلوئت کلاسیک و مکعبی یک خودروی ۴×۴ را حفظ میکند، اما جزئیات بدنه را به سطوحی تختتر، تمیزتر و مدرنتر کاهش میدهد تا با معماری خودروهای برقی و هیبریدی امروزی هماهنگ باشد.
در این طراحی، یک محدودیت مشخص دیده میشود: نقاط سختافزاری و ساختاری مشترک. این محلهای نصب ثابت، تناسبات خودرو را شکل میدهند و تعیین میکنند چرخها، شیشهها و درها کجا قرار بگیرند. هنر اصلی در این است که این چارچوب با نشانههای طراحی جیپ پوشانده شود؛ خط سقفی مقاوم، گلگیرهای برجسته و حضوری عمودی و قدرتمند که توانایی آفرود را القا کند. این یک بازی ظریف میان دو نیاز است. کاربردپذیری در کنار شخصیت.

زیر پوسته، هدف کاملاً روشن است. ارائه چند نوع قوای محرکه، از هیبریدهای کممصرف گرفته تا نسخههای تمام برقی باتریمحور، بدون آنکه قیمت نهایی بیش از حد بالا برود. اگر ارتباط با دانگفنگ واقعی باشد، صرفهجویی ناشی از مقیاس تولید میتواند به جیپ کمک کند تا رقبای سنتی و لوکس آفرودی را از نظر قیمت پشت سر بگذارد و در عین حال قابلیتهایی مشابه برای استفاده خانوادگی ارائه دهد. به بیان ساده، کاربردپذیری دیفندر، اما برای بخشی در دسترستر از بازار.

این جاهطلبی در تناسباتی که آوارواری انتخاب کرده نیز دیده میشود. فاصله محوری بلند، نوید فضای جادار برای ردیف دوم و سوم صندلیها را میدهد، در حالی که پیشآمدگیهای کوتاه جلو و عقب، زاویه ورود و خروج را برای سفرهای آفرودی بهبود میبخشند. سطحپردازی تمیز بدنه نیز به کنترل مقاومت هوا کمک میکند؛ نکتهای مهم وقتی پای پیشرانههای برقی به میان میآید. جزئیات کوچک، از حالت ایستادن خودرو تا فرم سطوح بدنه، نشان میدهند که این مدل در روح خود یک آفرودر است، اما با نگاه به بهرهوری قرن بیستویکم مهندسی شده است.
جیپ جذابیت دیفندر را میخواهد، بدون برچسب قیمت دیفندر.

البته ریسکهایی هم وجود دارد. پلتفرم مشترک میتواند آزادی طراحی را محدود کند و خریدارانی که به اصالت برند اهمیت میدهند، معمولاً سختگیر هستند. با این حال، مزیت بالقوه این پروژه جذاب است: یک شاسیبلند آفرودی واقعاً مناسب خانواده، با گزینههای هیبریدی و برقی، ساختهشده برای کاهش قیمت نسبت به مدلهای پریمیوم، اما با حفظ دیانای خشن و مقاوم جیپ. برای خریداران اروپایی که ظاهر یک خودروی آماده برای هر مسیر را میخواهند و در عین حال به کاربردپذیری برقیسازی مدرن اهمیت میدهند، این میتواند مصالحهای بسیار جذاب باشد.
پس آیا این همان جیپی است که بازار منتظرش بوده؟ رندرها امیدبخشاند. راهبرد منطقی به نظر میرسد. اما همهچیز به اجرای نهایی بستگی دارد.





نظر بگذارید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.